آرشیف

2014-12-25

سید شکیب زیرک

تحقيق جديد در باره جام و فيروز كوه

قسمت اول:
 

بخش نخست
ملاحظات توپو گرافي وسنجش هاي معماري 

عده اي از دانشمندان نظرية آندره ماريك را مبني بر اينكه جام عبارت از فيروز كوه است بدون ترديد قبول كردند.اين دسته كساني هستند كه اصلاًجام را نديده اند وبنابران تصور نمي كردند كه نظريةماريك چندان اساس ومبناي درست ندارد.

در سال 1973 به همراهي مهندس آلماني ورنر هيربرگ كه ساليان دراز در باره جام تحقيق كرده است ،سفري به جام ونواحي مجاور آن كردم .پس از ملاحظة آن نواحي شك وترديد در قسمت نظريةماريك به من پيدا شد و وادار شدم تا در اين موضوع تحقيق نمايم .اينك نتيجة آنرا به خوانندگان گرامي تقديم ميدارم .

در بخش نخستين اين مقاله منطقه جام وفيروز كوه از نظر ساختمان توپو گرافي وخصوصيات معماري وتخنيكي بر رسي ميشود.در بخش دوم كه اميد است در مجله آريانا نشر شد موضوع بر اساس منابع تاريخي وججغرافيايي مورد بحث قرار خواهد گرفت .

آنچه مسلم است اين ات كه جام به هيچ وجه نميتواند فيروز كوه باشد.پايتخت امپراطوري غوريان را بايد در يك محل مناسب كه داراي شرايط بهتر جغرافيايي براي يك چنين مركز ادارةبا قدرت ميباشد جستجو وتعين كرد.

 
تاريخچة مختصر تحقيق در بارةجام

كشف منار سلطان غياث الدين محمد بن سام غوري در جام در سال1957 توسط آندره ماريك دانشمن بلژيكي سروصداي زيادي در محافل علمي توليد كرد،حتي بيوار دانشمند انگليسي آنرا بزرگترين كاميابي در كشفيات جديد خواند.

مقالة ماريك كه در سال 1959 منتشر شد حاوي مطالب سود مندي بود.اما نكتة مهم در آن قابل تأمل ميباشد:

نخست اينكه وي در اثرش از كاشف حقيقي منار جام باوجود اينكه ازآن مطلع بود ذكري نكرده.

دوم اينكه وي جام را بدون ذكر دلايل علمي قناعت بخش بحيث فيروز كوه معرفي ميكند.

يكسال بعد از نشر مقالة ماريك براي نخستين بار،شارل كيفر در رساله اش واضح ساخت كه منار جام را اصلا ًآقاي ملكيار كه در آن وقت والي هرات بود،در يكي از سفر هايش كشف نمود وبه آقاي احمد علي كهزاد مورخ افغاني از آن خبر داد.

اين نكته را بايد اعتراف كرد كه كشف دوبارة منار جام توسط ماريك فصل جديدي را در تحقيات علمي پيرامون تاريخ غوريان باز نمود .به همين دليل آثار علمي مهمي كه به زبانهاي خارجي در بارة غور و غوريان نوشته شده بصورت عموم مربوط به سالهاي بعد از 1957ميباشد .در سال 1960 له بير Le Berreمدير هيأتباستان شناسي فرانسوي در افغانستان براي مدت كوتاهي در پاي منار جام خاكبرداري مقدماتي بعمل آورد .متأسفانه نتيجةتحقيات وي تا جائيكه من اطلاع دارم تا هنوز به دسترس علاقه مندان گذاشته نشده است،به اساس همين ياد داشتها بود كه شارل كيفر خوانندگان را از تحقيقات له بير مطلع گردانيد اولين كسيكه بعد از له بير در سالهاي 1962و1963 منار جام را از نظر معماري مطالعه كرد مهندس ايتالوي اندريا برونو A.Bruno ميباشد.نامبرده مامور شد منار جام را با وسايل تخنيكي ترميم واز خط سقوط نجات دهد در سال 1965 باستان شناس امريكائي ليشنيك Lorenzs. Leshnik سفري به صفحات مركزي افغانستان نمود،اواولين كسي است كه نظرية ماريك را رد كردوتيوره را به حيث پايتخت امپراطوري غوريان يعني فيروز كوه كه قبلاً هم از طرف بسياري از جهانگردان قرن نزدهم پيشنهاد شده بود ،قبول ميكند.در خلال سالهاي 1970و1971 مهندس آلمانيني ورنرهيربرگ به افغانستان سفرنموده ومنار جام را از نظر معماري وهنر اسلامي مطالعه كرد.وي در جملةاروپائياني كه جام را ديده اند يگانه كسي است كه عكسهاي جالب واسناد مهم ديگراز منار جام در اختيار دارد.چيز مهمي كه از سفرهاي دو مهندس فوق الذكر بدست آمده وجلب توجه دانشمندان را كرده همانا كشف سنگ نبشته هاي عبري است (همه آنها عبارت از الواح مقابر يهوديان ميباشد)كه يك بخش آن توسط گيرارد  وگنوليG.Gnoli وبخش ديگرتوسط   اويگن لودويگ رپE.L. Rapp منتشر شد.

 
محل جغرافيائي جام:

منار سلطان غياث الدين در ميان دره اي كه درياي جام با درياي هريرود مي پيوندد،قرار داشته وبعد از قطب منار دهلي كه خود يك اثرهنري دورةغوريان است از بزرگترين منار هاي جهان(63.30متر)محسوب ميشود.

از هات تا منار جام راه موتررو موجود است.قسمت باقي ماندة راه كه در درةخيلي باريك در امتداد درياي جام تا پاي منار امتداد دارد بايد ذريعه اسب طي شود.

در ميان قريةجام ومنار قبرستان يهوديان وجو د دارد،منطقة مذكور بنام كشكك ياد ميشود.در قسمت راست منار در كمر كوه،خرابه هاي ديدبانگاه هاي مختلف كه به منظور حفاظت قلعه وراه هاساخته شده قرار دارند.

در آن طرف درياي هريرودهنور هم اثار ديوار خارجي قلعة جام به مشاهده ميرسد.

 ادامه دارد…