شاعر: رسول پویان کتاب راز هستی به زندانی که دل دربند آن زنجیر و برپا گشت در ایـن بی انتها هـستی فـقط، تنهای تنها گشت شـرار خـشـم و تـوفـان طبیعـت تا که شـد آرام بـرای زنــدگانـی مـأمـن هـســتی مهــیّــا گشت زمین گـرد سـر خـورشـید عالـم تاب می گردد...