آرشیف

2015-1-8

حسین خاموش

بیوگرافی حسین "خاموش"

درسال 1371 درقریه ای بیگ علی علیا دیده به جهان هستی گذاشته وتعلیمات ابتدایی را در مکتب متوسطه کته چشمه ودوران متوسطه را درلیسه عالی بیخ سنگ ودوران لیسه را درلیسه ای امام علی مرکزولسوالی لعل وسرجنگل ولایت غوردرسال 1391به پایان رسانیده وبعد از سپری نمودن آزمون سراسری کانکوربه رشته ای ادبیات دانشگاه بلخ موفق ودرسال 1393 به تحصیلات اش ادامه داد…
خاموش فعالیت های فرهنگی را از صنف یازده هم شروع نموده واولین اثراش را تحت عنوان خورشید پنهان به رشته ای تحریردرآورده وسروده است وبخاطرچاپ آن تلاش زیادی را به خرچ داده ومتاسفانه بنا بردلیل مشکلات اقتصادی نتوانست این مجموعه اش را به چاپ برساند،دومین اثرخاموش نیزمجموعه ای شعریست بنام ازروستای خسته…؟
،سومین اثرش بنام چه باید نمود برادر؟،چهارمین اثرش مجموعه ای شعریست بنام اشک آیینه،پنجمین اثرش را تحت عنوان (شریعت یا نسل کشی ؟ ) به رشته ای تحریرآورده،ششمین اثرش راتحت عنوان (اکزستانسیالیسم یک مکتب اخلاقی )،هفتمین اثرش را تحت عنوان (لکه های شعروادبیات)وهفتمین اثرش را تحت عنوان (باوارثین فرعون) وهشتمین اثرش را تحت عنوان (نای نیرنگ ) ونهمین اثرش را تحت عنوان (شبهای قدرمن )به رشته ای تحریرآورده واما به دلیل مشکلات اقتصادی متاسفانه هیچ یکی ازین آثارجامه ای چاپ برتن نکرده است.البته سه اثرایشان(شریعت یانسل کشی؟ ،باوارثین فرعون وشبهای قدرمن) راکسانی میخواستن بچاپ برساند اماخودشان حاضربه این کار نشده ودلیلش رامساعد نبودن شریط گفته اند.
خاموش درکنارآثارش فعالیت های فرهنگی واجتماعی را زیادی را انجام داده واین فعالیت هایشان باعث آشنای وی با اشخاص ومقامات بلنددولتی کشورودوکشوردوست ایران وپاکستان گردیده وعده ای از فریادگران ودادخواهان ازوی در خواست کرده وبا بدوش گرفتن تمویل هزینه اش وی باید درپروسه ای انتخابات سهیم شود وی درسال 1392 درمقطه ای زمانی یکسال از تحصیلاتش به عنوان کاندیدای شوراهای ولایتی ولایت غورثبت نام نموده وازاینکه به بهانه ای مشکل سنی اش رابرایش به عنوان مشکل تراشیدندووی ازین پروسه حذف گردیدندوبعدازان ایشان دوباره به تحصیلات خویش ادامه دادند.خاموش فعلا در دانشگاه بلخ مصروف تحصیل ودرعین حال به عنوان فعال جامعه ای مدنی دربلخ فعالیت دارد.
نگاهی گذراتنهابه سه مجموعه ای شعری شان:-
خورشیدپنهان:- نخستین تجربه ای شاعرانه ای وی این مجموعه بوده{هرچند قبل ازان نیز شعرسروده ومجموعه های دیگرنیز دارد اماخودش همین مجموعه را نخستین تجربه شعری اش عنوان نموده است} که این مجموعه شامل 36 غزل،یک مخمس ، 5 رباعی،58 دوبیتی وهفت شعرسفید میباشد. 
نمونه ای غزل :
دوستان حق یتیم دیدهِ تر هرگزنیست
ناله وفریادش از یادپدرهرگزنیست 
ساقه ای نازک گل را تواگرپانزنی
تقدیرپای اورا داس وتبرهرگزنیست
نخوریدحق یتمان،نکنید دیده ای نم
که فقط بندگی درشام وسحرهرگز نیست
وگرهم باشد عمل،عالم بی اعمال را
ناله اش مانندآن عرعرخرهرگزنیست
کنج قارون وتوانمندی فرعون درسی
این بدان نیکی به یک کیسه ای زرهرگزنیست 
مال بیجاننماصرف وفقیر سیر بکن
کعبه ای قید به یک زنجیر ودرهرگزنیست
همه دادش به نصیحت به غم این من وتوست
خودهمیدانی که گوشی به حجر هرگز نیست
زین همه معرکه پرسی گرزخاموش حالش
اوراجزناله ای از سوزجگرهرگز نیست

نمونه ای دوبیتی ها :-
بیا گل گوش کن افسانه ای من
غم عشق ودل دیوانه ای من
زباروزحمت سی سال جانا
ببین کاشانه ای ویرانه من
زیادم برده حتی این دل من
همین ویرانه ای خشت وگل من
شنوحرفم قضاوت برتو جانا
چرا خستست دل ازمنزل من
از روستای خسته…؟ :-این دومین مجموعه ای شعری استادحسین خاموشست ودرین مجموعه که درایام جوانی سروده شده است معمولا ازعشق ومهر وعاطفه سخن وشعرگفته شده است وهمچنان ازاعتماد به نفس وتکیه بران زیاد گفته شده است،ازانسان ازفلسفه ای خلقت این موجودوازعجایبات این موجود وازاهمیت واصالت وجوداین مخلوق نیز یاد آوری شده است،تمدن درین درین مجموعه یکی از جمله قاتلین اساسی نسل آدمی درین مجموعه خوانده شده وازاندیشه ای این نویسنده وشاعربالای آن حمله صورت گرفته است ،وهمچنان ازجهالت تا دانای وفاجعات زمان دانای انسان اندکی گفته شده است ودراخیردرموردانسان واقعی یا"انسان عالی" نیزدرین مجموعه گفته وقابل یاد آوری است.
نمونه ها :- همه نسل بشریم ؟:-
زجهل خویش اگرماها مسافر،درین دیرخراب آباد گشتیم
زروی حرص اگربرجان خودهاازان روزتابحال جلاد گشتیم
همه گفتیم از جهلست وبوده 
ولی حالا که عاقل نام گشتیم 
چرابرجان همدیگربلایم؟
چرا بردردخود درمان نخواهیم ؟
یکی فرعون گشتیم از حماقت 
که ای مردم اینک" ما خدایم"
نمیدانم چه رمزورازی داردقفل این دنیا ؟
همه ازنسل آدم 
همه باهم برابر
همه باهم برادر
همه اعضاوعضوهمدیگربودیم وهم هستیم
ولی اینک سروپارا زهم پاشیده میبینم 
ومیبینم که درجان همند
که تا"او"دیگرش را رخت نا بودی بپوشاند
همینطورما "همه "از"هم "جدا گشتیم 
یکی این گوشه ای دنیا ،یکی آن گوشه ای زندان بدردی مبتلا هستیم
گهی قربانی "مالیم"
گهی قربانی "نانیم"
گهی قربانی " خانیم "…
گهی هم درپرستش های دست خورده وساخت خویش 
گهی قربانی ساختارقبرومحبس ومسجد ودیواری
گهی هم ازدلیل بی دلیلی این من وتو برده وقربانی دیگر خدا هستیم
نمــــــــــــیدانم چرا ازشهر مااحساس رادزدیده وبرده ؟
ایا ! یک دکمه ای این رمزپیچیده همین احساس نخواهد بود؟
آه !!! چه تعبیری ؟! چه فریادی ؟!!!
همه نسل بشر! همه نسل بشر؟
درینصورت اگرماجملگی نسل بشرهستیم 
چراازدیگری اعضای خودها بیخبرهستیم ؟

نمونه ای رباعیات ودوبیتی ها :-
مژگان سیه دیرآمدی ازدیده خوابم برده ای 
ازدیده خواب،ازسینه تاب وزچهره آبم برده ای 
دیوانه ای دیداررخسار و وصالت تابکی ؟
وقت به این دست تنکی تو هم بی حسابم برده ای 

ملائک کرد در خلقت سجودم 
خدا روحش دمید اندر وجودم
منی ناچیز اصلا مشت خاکم 
به اوست بنده تمام تار وپودم(1) 
ودر اشک آینه :- 
صخره ای نمناک قلب:-

با گوشه های خونی قلبم !
از لابه للای اشک این آینه ای امید..
آیینه ای که باطلوع خوشید ازظلمت وتاریکی شب اشک می ریزد.
درآن سوی آسمان آرزوها !
برصخرهای کره ای نمناک قلب خود !
بازمزمه های خاموش وجمع حروف ریز !
نقش ترا روی بر صخره ای قلب خودم با شعر حک نموده ام .
تاتو بدانی که هر صخره ای ازکره ای نمناک قلب من ؛
آیینه وار در انتظار فجرت نشسته اند !
تااشک های ظلمت این روزگار را با تو میان کند !…
خاموش یکی ازمنتقیدین سرسخت کسانی اند درپیشانی شعروادبیات لکه ننگ را حک نموده است ومداحی نموده است زیرااوشاعر را راد مرد آزاد میخواند نه برده ای باداری ودرین مورو درکتاب لکه های شعروادبیات تشریحات لازم را داده است.
خاموش فعلا درکنارمشکلات طاقت فرسای زندگی هم شعر می سراید وهم مقاله وکتاب مینویسد ازخداوند متعال درتمامی عرسه های زندگی موفقیت شان را خواستارم بااحترام .

 

حیدر"تولا" محصل سال دوم پوهنځی ژورنالیزم پوهنتون بلخ .