آرشیف

2014-12-28

حسن شاه فروغ

قـصـــــــــــــــــــــــــرِ ستم

 

به استقبال سرودهٔ آقای ظفر(صیاد)سروده شد

 

ازتیرِ ظُلم بر دلِ هرکس نشانه ماند
میراث خصم،حیله وصدهابهانه ماند

تیروکمان شکسته ودام ازمیانه رفت
شمشیرجهل وبیخردی در میانه ماند

صیاد، آرزویِ دلش را به خاک بُرد
بسمل بخون تپیده بهرجا فسانه ماند

آواره مُرغکانِ فرار کرده از چـمـن
درگوشه های دهرنِگر،بیکرانه ماند

مخمورخُمارِباده ومیخانه شد خراب
پیمانه هاشکسته ورقصِ شبانه ماند

ملت تباه و قصرِ ستم سر به آسمان
بی سرپناه بدونِ پناگاه و خانه ماند

آتش زدند به باغ و گلستانِ شهرِ ما
بلبل هنوزعاشقِ گل ها و لانه ماند

چون لاله داغدارفروغ دردلِ زمان
زیبِ دیارومیهنِ خود صادقانه ماند

19/12/2012
باتقدیم سلام فروغ از لندن