X

آرشیف

پوست داغ

 

شب بود
رخ من گلگون
چشمانم خمار
آشفته موی از هیجان
پوستم داغ
رگ و پودم بی قرار
او آمد به خیالم

ناگهان
ماه به رویم خندید
ستاره بر تنم دمید
دلم بی ترس
نیازم به او
هوشم رفت به سوی آسمان

شهلا لطیفی
March 10th, 2017

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب