آرشیف

2016-7-5

فرزاد رمضانی بونش

نگاه و رویکرد کنونی چین به داعش در افغانستان

در سالهای گذشته رسانه های  بسیاری در جهان به حضور نیروهایی از چین در بدنه داعش اشاره کرده اند. پیوستن گروهی از چینی های دارای عقاید افراطی به گروه تروریستی داعش ، اذعان مقامات بلندپایه چینی شماری از مسلمانان چینی اویغور همراه با نیروهای داعش در  سوریه و عراق ، سخنان  ابوبکر البغدادی، خروج شهروندان چینی از خاک مالزی برای پیوستن به داعش در سوریه و عراق ، میل برخی بازیگران منطقهه ای چون آمریکا و ترکیه به حضور معارض چینی در شمال شرق سوریه، تبلیغات  تندروهای داعشی چینی تبار از راه از طریق شبکه های اجتماعی، حضور اویغورهای تکفیری در جبهه النصره و احرار الشام و مناطق مختلف سوریه ، انتقال هزاران چینی مسلمان با خانواده‌هایشان به ترکیه و سوریه و…  همگی بر حضور شهروندان چینی در بین تروریست های داعش صحه گذاشته و بر نگرانی مقامات چین افزوده است. در این بین شکست های داعش در عراق و سوریه و خطر بازگشت به چین یا سرازیر شدن تاثیر فعالیت های داعش به افغانستان وضعیت را  ناخوشایند تر میکند. بنابراین نفوذ گروه داعش و استمرار جذب نیرو از سوی این گروه تروریستی در افغانستان، نگرانی امنیتی فزاینده ای را در چین سبب شده است .
 به عبارت دیگر در وضعیت کنونی در کنار نگرانی‌ عمده چین از افزایش تولید و قاچاق مواد مخدر ( افغانستان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در جهان است ). بنیادگرایی، تروریسم و جدایی طلبان در داخل چین به ویژه در ایالت سین کیانگ این کشور یکی از نگرانی عمده چین است و خطر قدرت گیری همکار داعشی آنها یعنی «حرکت اسلامی ترکستان شرقی»  پکن را  ترسانده است. این امر  در حالی است که اکثریت ساکنان غیر چینی سین کیانگ را اویغور ها و مسلمانان اهل سنت تشکیل می دهند. همین امر بستر برای گسترش اندیشه هایی چون داعش در منطقه است. اکنون این تهدید وجود دارد که جنبش اسلامی ترکستان شرقی که قبلا با حضور طالبان والقاعده در افغانستان همکاری هایی با آنها داشته است اکنون با هماهنگی ها با داعش اقتدار خود را گسترش دهد. در این تحلیل امکان حضور پررنگتر داعش در شرق افغانستان به دلیل بافت قومی منطقه و سیطره ذهنیت قبیله ای و هم مرزی با مناطقی از پاکستان بیشتر است رهبران چین حتی تلاش میکنند از سازمان هایی چون شانگهای بر ضد تهدید داعش در افغانستان بهره برند.
 
 
هراس های چینی از داعش در افغانستان
چین از  افزایش نقش داعش در سین کیانگ می هراسد و با توجه به تکیه داعش به نقض حقوق مسلمانان در چین ، نقشه‌ خلافت ، حضور شهروندان چینی در بین تروریست های داعش ، نفوذ گروه تروریستی – تکفیری داعش در عراق و سوریه ، استمرار جذب نیرو از سوی این گروه تروریستی ، وضعیت دینی مشترک سین کیانگ با افغانستان و نزدیکی هایی با بسیاری از مسلمانان منطقه ، مرزهای مشترک و استراتژیک با کشور افغانستان، نوع بازی بازیگران منطقه ای عربی و ترکی بر ضد چین و.. می ترسد این رویکرد بستری برای حضور آسان تر داعش باشد. در این میان جدا از رویکرد امریکا و غرب در بهره گیری از داعش بر ضد چین  پکن از آن  می هراسد که  کشورهای عربی با توجه به دامنه نفوذ  خود در افغانستان اویغورهای داعشی را در اردوگاه‌هایی که در افغانستان که توسط اعراب و عربستان تامین مالی شده‌ آموزش ایدیولوژیک و نظامی دهند  و ترکیه نیز با توجه به نوع نگرش ترک گرایانه خود در افغانستان و سین کیانگ (احزاب ، گروهها و محافل  مذهبی و قومی بسیاری در ترکیه خواستار آزادی بیشتر قومی، زبانی و مذهبی و کاهش اعمال محدودیت‌های دولت چین بر فرهنگ، زبان و مذهب اویغورها شده اند) اکنون نیز در کنار تعهد به باز کردن درهای کشور به روی ایغورهای فراری، و.. از اویغورهای مخالف و داعشی با چین حمایتی پنهانی و یا آشکار کرده است و  جدا از نوع حمایت آنها در سوریه به  روند بازگشت انها از راه افغانستان به چین  کمک کند. چنانچه در گذشته نیز برخی از مقامات چینی اشاره کرده اند  افراط‌گرایان اویغور از روادید کشور ترکیه برای ورود به افغانستان برای پیوستن به گروه‌های تروریستی استفاده می‌کنند. بنابراین هر چه بر فعال شدن داعش در افغانستان و نزدیکی جغرافیایی به سین کیانگ بیشتر شود  دولت چین احساس ناامنی بیشتری می کند.
در بعد دیگری چین افغانستان ناآرام را سکوی آسان برای احیای داعش و جنبش اسلامی ترکستان شرقی می داند، در واقع از انجا که داعش در حمایت و یا مشارکت با پیکارجویان چینی خطرناکتر است چین در کمک کردن به تلاش ها جهت متوقف ساختن ظهور داعش در در افغانستان بیشتر علاقمند است و علاقمندی چین برای حضور در روند مذاکرات صلح دولت کابل و طالبان و صلح ملی و فراگیر برای برقراری ثبات و پایداری در کشور افغانستان در مذاکرات چهار جانبه با هدف احیای روند صلح این کشور به نوعی نگرانی پکن از پیوستن اویغورهای این کشور به گروه تروریستی داعش در افغانستان را نمایان میکند. در کنار این نیز در واقع مساله امنیت ملی چین دغدغه ای مهم در نوع رویکردهای  سایست خارجی چین در نگاه به افغانستان است لذا در این حوزه بی گمان با هیچ قدرت منطقه ای و بین المللی متساهل نیست.  چنانچه از زمان هجوم ارتش شوروی سابق در افغانستان درسال 1979 چین نخستین کمک نظامی خود را نه به دولت افغانستان بلکه به گروه مجاهدین کشور کرد و وزیر خارجه چین گفته بود هجوم ارتش سرخ به افغانستان یک تهدید جدی به منافع امنیت ملی پکن به شمار میرود لذا از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر خروج این نیروها که از افغانستان حمایت کرد. اکنون نیز هراس های چینی از داعش سبب شده افزایش همکاری‌های امنیتی و دفاعی ، رابطه قوی دیپلماتیک و همکاری اقتصادی بین چین و افغانستان ، حمایت بیشتر دولت چین از نیروهای امنیتی افغانستان ، افزایش کمک‌های بیشتر نظامی چین به افغانستان ، مهار تهدیدهای مشترک ، رویارویی با گروه شورشی حرکت اسلامی ترکستان شرقی ، گسترش همکاری‌های اقتصادی، تجارت، بازسازی، صلح وامنیت ، آموزش و تجهیز سربازان پلیس ملی افغانستان ، احتمال دریافت سلاح‌های سنگین و هلیکوپترهای نظامی از چین و قدرت گیری روابط دوستانه چین و افغانستان مد نظر  بیشتر چین در نگاه به افغانستان و خطر داعش در آن باشد.

فرزاد رمضانی بونش
پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه
فارس