آرشیف

2015-12-6

نظیر ظفر

مـیـخــکـــــوب
چشمان سبزو مستِ بهاری تو داشتی
پیکان مژه های شکاری تو داشتی

با انکه باده نوشی برای تو عار بود
لیکن نگاه شوخ و خماری تو داشتی

هر چند من غریب بکوی تو آمدم
لطفی بپاس غربت و خواری تو داشتی

دل میخکوب خال لبان تو گشته بود
ای خو شنما چی شیوه یاری تو داشتی

وقت تکلم تو همه می شدند خموش
آواز دلربا چو قناری تو داشتی

اکنون زبان خارجی باشد تکلم ات
یادش بخیر که لحن مزاری تو داشتی

یاد ( ظفر) نمی رود هنگامه وصال
با اضطراب لحظه شماری تو داشتی

نوشته نذیر ظفر 12/3/15