آرشیف

2019-12-18

rmobin

مسکن سازی تمام اقوام افغانستان جهت تحقق دیموکراسی

حوزه اهمیت: مشارکت عامه

چونکه افغانستان یک کشور تاریخی و سرزمین اسلامی است، همه نیازمند هستیم که حقوق یکدیگر را رعایت کرده و در پرتو و روشنی از موعظه های اسلامی زندگی باهمی را باهم سپری نماییم. این طرح میتواند که با اسکان سازی کوچی ها و کسانیکه به گونه های سیار در فصول مختلف سال بخاطر امرار معیشت زندگی خود را میگزرانند، ضرورت به ایجاد سرپناه و جایگاهِ دایمی زندگی دارند. هدف ازین طرح و برنامه قایل شدنِ احترامِ متقابل به تمام شهروندانِ کشور میباشند. کوچیگری و چادرنشینی  یک فرهنگِ قرون وسطاست، برای نجات ازین معضله نیاز به مسکن سازی و ایجاد شهرک های اسکان گزین/مسکونی برای کوچی ها و خانواده های بی بضاعت است.
طرحِ مطروحه در تمام نقاطِ کشور به خصوص حوزه یی مرکز و غرب و جنوب غرب کشور بنابر تجارب و چشم دیدهای سالیانِ اخیر متیواند که ممدِ بهترِ واقع شده و کاربردش عملیتر گردد. حتا، در ولایتِ غور باوجود نبود برنامه های آموزشی برای کوچی ها – افراد مسلح غیرمسوول و گروه های باجبگیر، اعاشه و اباته شان به دوش منابع کوچی ها نهفته است. این کوچی ها هستند که منابعِ تمویل و تجهیز گروهی از افرادِ غیرقانونی میشوند. البته این فرهنگ شکل اجباری را دارد نه شکل تراضی.
این طرح محصول فکری و آمیخته های شخصی خودِ من میباشد. متاسفانه از اقوامِ محترم کوچی استفاده های ابزاری سیاسی میشود. به گونه مثال رای شان در انتخابات گرفته میشود ولی هیچگاهی در سطح ولایات به نام کوچی ها کدام مراکز آموزشی مشخصِ وجود ندارد. برعکس اگر تصور شود که مکانِ برای آموزش شان وجود دارد، هیچگاهی شرایط و زمانِ مناسب برای آموزش و پرورشِ شان مهیا نیست.

تاثیرات مثبت این طرح عبارت اند از:

  1. ایجاد زمینه یی برادری و برابری دربین تمامِ اقوام و ایلِ افغانستان: این مشخصه دربرگیرنده یی ایجاد محیط آرام، فضای دوستی، ایجاد محیطِ آموزشی و ارایه خدمات صحی برای اقشار مختلف کوچی و بی سرپناه میباشد.
  2. بُلند بردنِ سطح سواد در کشور: لابد، ازین موضوع چشم پوشی نکنم که اکثریتِ مطلقِ پشتون های کوچی و فارسی زبان های بی سرپناه بیسواد اند، دسترسی به هیچگونه محیطِ اموزشی و اکادمیک ندارند و این امر باعث شده است که این گروهی از مردم – نیروهای جوانِ خویش را طعمه یی تروریست و سربازانِ قاچاقِ مواد مخدر و انسان نمایند.
  3. بهبودِ وضعیت امنیتی، صلح و آشتی در کشور: باوجود اینکه افغانستان از چهار طرف و حتا آسمان و زمین دربین غول های اقتصادی و دهشت افگن محصور است، یکی ازین معضله ها بروزِ روزافزونِ مشکلات و منازعاتِ ذات البینی در کشور میباشد که حد بیشتری این معضله از همین بی توجهی به گروهی از اقوامِ کشور میباشد. تجربه نشان داده است که بروزِ اختلافات، درگیری ها، کشمکش ها و حتا کشتارها در ولایاتِ غزنی، میدان وردک، بامیان، غور و حتا ارزگان ناشی ازین معضل است.
  4. ارتقا و ترویج فرهنگِ دیموکراسی و حدودِ شهروندی: مطمیین هستم که ما به کسانیکه بیخانمان اند، بی سرپناه اند و خیمه نشینی را قرن هاست که تجربه میکنند، نیمتوانیم به ایشان شهروند بگوییم "متاسفانه"، از واژه یی نابرابرِ چون "تبعه" در برابر شان استفاده میشود. چون، شهروند شخصی میباشد که از کلیه ویا لااقل حدود از حقوق شهروندی، قانونی و حقوقی خویش برخوردار باشد؛ که این قماش مردم در تاریکی محض، تاریک آنهم در سده یی بیست و یکم بسر میبرند.

یک نوع فورمول تحلیلی بین المللی جهت بررسی برنام های مهم کاری وجود دارند که به نام: قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدات (SWOT = Strengthens, Weakness, Opportunities and Threats) یاد میشود. من این طرح را به اساس آن ذیلا به تحلیل و بررسی میگیرم:

نقاط قوت موجود برای تطبیق طرح:

  1. موجودیت رسانه های جمعی، از جمله رسانه های اجتماعی، به خصوص رسانه های دیداری و تصویری استفاده بهینه صورت گیرد و محاسن مدنی و معایب و اضرار کوچی نشینی را تبلیغ نماید.
  2. استفاده از نمایندگان کوچی ها اعم از شوراهای ولایتی و شورای ملی.
  3. هماهنگی با شهرداری های که از آنجا مردم کوچی گزین اند جهت ایجاد شهرکِ کوچی ها و توزیع نمره های رهایشی هرچه عاجل ترِ این مساله برای "خَیل های" کوچی. 
  4. تشویق و ترغیبِ نهادهای بین المللی پیرامون تطبیق و پشتیبانی مادی برای تعمیم بخشیدنِ هرچه بیشتر شهرک های کوچی ها در سطح کشور.

نقاط ضعف/مشکلات موجود در مسیر تطبیق طرح:

  1. مداخلات کشورهای بیرونی. به ویژه کشورهای منطقه و همسایگان به جان و دل خصمِ افغانستان.
  2. موجودیت گروه های دهشت افگن و حلقاتِ متخاصم.
  3. کشت، زرع و قاچاق مواد مخدر و موجودیت گروه های اختطاف گرِ انسانی.
  4. نبودِ اراده ملی در بین سیاسیون و جریان های سیاسی در کشور.

فرصت های موجود برای تطبیق طرح:

  1. استفاده مناسب از کلیه نهادهای جامعه مدنی، فرهنگی و حقوق بشری، شوراهای محلی و جنبش های حق طلب. 
  2. بهره گیری درست از منابع و نهادهای مرتبط دولتی اعم از وزارت سرحدات و قبایل و ریاست عمومی کوچی ها.
  3. ایجاد گفتمان های حقوق شهروندی و مزایا و محاسنِ اسکان گزینی انسان ها با نخبگان کشور، استادان دانشگاه ها و فعالین فرهنگی و حقوق بشری.
  4. جلبِ پشتیبانی بیرونی از جمله سازمان ملل متحد، سازمان بین المللی مهاجرت و دیگر نمایندگی های بین المللی که جهتِ تامین حقوق بشری و انسانی ممالکِ محروم، جنگ زده و در حالِ جنگ مصروف پژوهش و کنش اند.

تهدیدات موجود در راستای تطبیق طرح:

  1. مشکلات امنیتی. برای تطبیق این وظیفه بزرگ نیاز به سفرهای ولایتی و بین الولسوالی ها دارد.
  2. موجودیت افراد مسلح غیرمسوول. چونکه تامین مصارف گروه های مسلح غیرمسوول به منابعِ کوچی ها نهفته است.
  3. عدم آگاهی مطلقِ مردمان کوچی نشین از تطبیق این برنامه. قبل از داخل شدن به عملی سازی این مسوولیت، آگاهی دهی جمعی ارجحیت داده شود.
  4. مشکلات در تفکیک این گروه. مطمیینا، که توزیع تذکر دربین اقوام کوچی به صورت درست و کامل صورت نگرفته است. بنا، تفکیک ایشان نسبت به کسانیکه از آنسوی مرز به خصوص خطِ دیورند میآیند مشکل زا است.

این طرح برای مدت یک سالِ کامل قابل اجرا و تطبیق و عملی شدن است. در جریان چهار فصلِ یک سال با تمام مردم محل و کوچی نشین صحبت صورت گیرد، گفتمان انجام شود و بحث های پیرامون "آسیب شناسی" این فرهنگِ کهنه و قدیمه به راه انداخته شود و همچنین در جریان فصل زمستان که کوچی ها به اماکن اصلی خویش بر میگردند نیز به ایشان مراجعه شود تا باشد که سهولت مسکن را تا معضل کوچیدن سُبُک و سنگین نمایند.
به برداشت من اگر از نگاه مالی و بودجوی بررسی نماییم، تطبیق این با منابع اند که عبارت از (حدود 24000000 یا دو صد و چهل لک افغانی) باشد قابل تطبیق میباشد. در تطبیق این طرح میتوان از منابع مالی نهادهای ملی/ دولتی چون: وزارت سرحدات و قبایل، ریاست احصاییه مرکزی/ثبت احوال نفوس، وزارت امور مهاجرین و عودت کنندگان، اداره ملی محافظت محیط زیست و اداره امور ریاست جمهوری؛ همچنین صندوق جمعیتِ سازمان ملل متحد UNFPA طالب همکاری و پشتیبانی شد).
تمام کسانیکه از حقوق شهروندی محروم اند، همیش در حال سفر قرار دارند، اطفال و اعضای خانواده شان از هیچ نوع حقوق بشری و مدنی برخوردار نیستند، به گونه مستقیم تمام کوچی ها زمره مستفیدین مستقیم به شما میروند. این طرح در کل کشور قابل تعمیم است، از یک نوع معضله و منازعه بین الافغانی مردم را میرهاند و مزایای همدیگرپذیری را در سالیان بعدی درصورت تطبیق و عملی شدن این طرح و برنامه خواهم چشید. تمام ولایاتِ که ازین ناحیه متضرر میگردند/و گردیدند از جمله مستفدین غیرمستقیم اند و همچنان تاثیرات کلیِ در سطح کشور دارد.
این طرح هیچ گونه موانع قانونی و حقوقی ندارد. بلکه یک طرحِ مصلحت آمیز، صلح خواهانه و امنیتی نیز به شمار میرود.

این طرح شامل مسایل اهم ذیل میباشد:

  1. طرح امنیتی است. چونکه هیچگونه تهدید در عملی شدنِ این طرح از طرف یکی ازین گروه ها برعلیه همدیگر در آینده مشهود نخواهد بود.
  2. این طرح صلح خواهانه است. هرچند که برنامه یی کوچی سازی در افغانستان تداوم یابد، دست مداخلات بیرونی بازتر و گسترده تر میگردد و این معضله باعث بزرگ شدنِ شکاف های قومی و گستره مخالفین میگردد.
  3. این طرح یک حرکتِ دادخواهانه از حقوق شهروندی آنعده کسانی است که چندین سده را به دور از تحولات مدنی و شهری گزرانده اند.
  4. جلوگیری از افزایش روزافزونِ مخالفین: مسکن سازی گروه های کوچی و صحرا نشین باعث تضعیف گروه های مخالفین و افراد مسلح غیرمسوول میگردد. هرچند که چادرنشینی تداوم پیدا کند، به همان پیمانه سطح بدبختی بلند رفته و از اعتلا و ارتفاعِ معارف در کشور پیشگیری صورت میگیرد. در طول سده های گذشته تجارب نشان داده است که چادرنشین ها و گروه های صحراگرد "ملعبه های" سیاسیون بوده اند. درین شکی ندارم که هستند گروه های اجتماعی و سیاسی فراط طلبی که ازین روند بخاطر بقای خویش و حفظ منافعِ گروهِ خود از هیچ نوع سعی و تلاشی دریغ نمیورزند.  
  5. تحفظ محیط زیست: بقای محیط سبز و سالم باعث هدیه نمودنِ زندگی سالم و صحتمند برای باشندگان کشور میگردد. فرهنگِ چادرنشینی خودش نوعِ محو کننده ی مراتع و مَرغزارها میباشد. مسکن سازی گروه های صحرانشین و چادرنشین ضامنِ محیط سرسبز، سالم و مطلوب میباشد. حفظ محیط زیست باعث جلوگیری از سیلاب های مدهش و ویرانگر میگردد.

 
بااحترام
غلام رسول مبین
ولایت غور، شهر چغچران
27 قوس 1398 هـ.ش.
 
یادداشت و یادآوری: در جریان ماه سرطان 1398 هـ.ش. اداره مستقل ارگان های محلی سیمینار علمی تبادل دانش و تجارب را میان نهادهای اکادمیک و بازیگران حکومتی اعلان کرد که از ولایات مرکزی به بامیان برگزار میشد و درین کانفرانس هرکس که موفق میشد طرح خویش را به خوانش میگرفت. ولی افسوس که طرح من بدون غور و بررسی دقیق و بدون مداقه یی همه جانبه از سوی معاون ولایت حبیب الله رادمنش، رییس اطلاعات و فرهنگ فخر الدین آریاپور، میراجان راسخ رییس دفتر والی، رییس خدمات سکتوری ولایت و چند تن دیگر ازین بزرگانِ بی برنامه انتخاب نشد و از لیست برندگان محذوف شد.