آرشیف

2014-12-25

عارف شریفی نژاد

فـریاد وحـدت

  

این شعر به استقبال کامنت مفتی ابوالفیض بشری در مورد یکی از اشعارم تحت عنوان «انتحار و انفجار» که اخیراً از طریق این وبسایت به نشر رسید ، سروده شده است.  امیدوارم جناب عالی و حامیان خط فکری تان از این سروده به اندازه کافی لذّت ببرید.
 

شیخــــنا! تنقید تو از شعــــر مـا بیجــــاه بود
آنچه باور داری از دین، پوچ و بی معنی بود
 
سعی میورزی لجن اندازی در بحــری ز نـور
بحری که هر قطـــره اش منجی این دنـیا بود
 
سعی میورزی که اندازی تو مـردم را به چـاه
غافل از آنکه خودت را جای در آن چــاه بود
 
سنگِ جنگ می کوبی بر پا و به فرق کشورم
کشوری کز سیـنه اش جاری بسی خونها بود
 
میکنی توهـــین به دین و مــلّت و آئـین مـــــا
حال؛ خود میدانی کآنها غــرق توهین هـا بود
 
باز گویم «انتحار» بر دین ما ننگست و ننگ
می کنم لعنت کسـی را، گـــر چنین فـتوی بود
 
شـیعـه و ســنّی دو بال یک پرنده اند و بـــس
آنکـــه میبیـند یـکی را مــثل تو گمــــراه بـود
 
من نمی پرسم ز کس، من بچّه ام یا اینکه تو
این قضــاوت دست نســل و تاریخ فـــردا بود
 
باز گویم صلح و وحدت اندرین کشور خوشند
از نفـــاق و تفـــرقه بر مـا مصیبت هـــــا بود
 
گــــر بیابــیم راه حـــل بر مشکــلات خویشتن
بی گمــان، تحکــیم  وحـدت حـل مشکلها بود
 
عـــارفا «فریاد وحـدت» را به هر جا سر بده

تا لـــوای آن به کشـور سخت و پا برجــا بود
 
 
عارف "شریفی نژاد"
چغچران – غـور
بهار ١٣٩١


 

در پاسخ به کامنت مفتی ابوالفیض بشری

 خوانندۀ  گرامی!  شاید شما بدانید که چندی قبل، شعری را تحت عنوان (انتحار و انفجار) از طریق این وبسایت به نشر رساندم که هم اکنون در آرشیف مطالبم موجود است.  یکی از ابیات این سروده این بود که (انتحار و انفجار و تفرقه اندازی ها // لکۀ ننگیست بر دامن اسـلامی ما) و این است کامنت محترم مفتی بشری راجع  به انتحار، انفجار و نفاق:
 
[ارجمند محترم عارف جان شریفی نژاد زیبای و شایسته ای ولیکن بچه ای. موضوع انتحار و انفجار امروزی گپ عجیب و غریب است که بدهان تمساح نگنجد و کوسه به ا??ز مدارس رسمی نه حجره یی، شمایید که میگوید منم و ما هم میگویم که شمایید.گرچه به ما حجره ییها اشاره سرخ دادید و من که با شما صلح کرده ام لذا چراغکی سبز مرا بپذیرید. مبادا قهر از ملایی خیزد***هم زمن هم زتو عزت بریزد والسلام. مفتی ابوالفیض بشری
 
ارجمند محترم عارف جان شریفی نژاد زیبای و شایسته ای ولیکن بچه ای. موضوع انتحار و انفجار امروزی گپ عجیب و غریب است که بدهان تمساح نگنجد و کوسه به او کاریگر نشود درین باره این حقیر تحقیق دارد. شما محترم و هم نظران شما بدریایی در آمده اید که گویا من بدون کشتی و نا خدا خودرا به بحر انداخته باشم و یا دست کم ادعای انجینری و داکتری کرده و در رشته تان خودرا دانا و از شما پیشگام بدانم خطاهای بشری ما و شما اندک نیست بهتر است به چیزیکه عقل به آن قاصر است زبان نگشاییم، متاسفم که در این کشورم اگر من به جای مبودم که نه خطر دولت بودی و نه شیعه و نه طالب شما میدیدید که حق به کجا تمرکز دارد. والسلام مفتی ابوالفیض بشری غوری]
 
 
خواننده عزیز!  از لابلای کامنت فوق واضح استکه جناب مفتی انتحار و خود کشی را نتنها یک امر قبیح، ضد اسلامی و ضد انسانی نمیداند، بل مردم را به رو آردن به این عمل جنایت کارانه و ضد اسلامی تشویق و ترغیب می کند.  البته، این نظریه یک چیزی بسیار جدید برایم نیست.  زیرا، قبلاً نیز در یکی از مطالب این بزرگوار خواندیم که نوشته بود: «تلویزیون در مذهب من حرام است.»  از آخندی که شخصاً خودش کاربر انترنت است،  ولی دو پا را در یک چکمه نموده و اصرار میورزد که شاگردش هیچگاه تلیوزیون ندیده و تلویزیون در مذهبش  حرام است، نباید توقّع داشت که انتحار را یک امر ضّد اسلامی ونا مشروع بداند.  چنین فرد و افرادی  را میتوان از لحاظ صحّی، روانی توصیف نمود و از لحاظ اندیشه و طرز فکر، رادیکال و افراطی.  معمولاً، گفتارها و فتاوی چنین افراد از دو حالت زیر بیرون نیست:  1- آنچه را که میگویند، نمیدانند و کورکورانه میگویند.  2- آنچه را که میگونید میدانند که نادرست است، اما به صحت و غلط  بودن یک امر اصلاً اهمیتی قائل نیست و از اینرو برای مغشوش ساختن افکار عامّه هر چه دل شان خواستند، میگویند و فتوی صادر می کنند.  آنها هیچگاه، به پیامد های خطرناک و عواقب شوم گفته های شان نمی اندیشند.  بهر حال، از این دو گروه در جهت تفرقه افگنی، نابود ساختن اتّحاد مردم و ایجاد بحران در کشور، توسط برخی حلقات افراط گرای داخلی و بیرون مرزی بطور خواسته و ناخواسته استفاده ابزاری صورت میگرد.
  
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وحال، مفتی صاحب! در پاسخ به کامنت شما چنین منویسم:
مفتی صاحب!  دقیقاً مشکل ما در همین نقطه استکه علمای تاریک بین و رادیکال طبق برنامه ها و سفارشات اربابان خائن پاکستانی، ایرانی و عربی شان و با حمایت مالی و سیاسی اینها برای قتل و کشتار مردم بیگناه و همواره مظلوم افغانستان فتوی صادر می کنند و مسئولیت دینی جنایات سازمان یافته علیه مردم ما را با کمال میل و با افتخار به عهده میگیرند.  این  اشخاص که البته حیف است آنها را عالم خطاب کنیم و لقب مقدّس عالم را به آنها بدهیم، در عوض اینکه در راستای حل مشکلات مردم گامی را بردارند، مشکلات آنها را چند برابر افزایش میدهند. این اشخاص که با ظاهر عالم دینی در انظار عموم دیده میشوند، ظاهراً سنگ تقوی و پرهیزکاری، خدمت گذاری به دین و مذهب و رهبریت درست جامعه را به سینه می کوبند، ولی در عمل نه تنها خدمتی را به دین و مردم نمی کنند، بلکه فوق العاده خیانت هم می کنند.  خیانتی که از دید هیچ افغان وطن دوست و واقعیت گرا پوشیده و پنهان نیست و در آینده هم نخواهد بود.
 مفتی صاحب!  امروز، بیش از 95  در صد قربانیان حملات انتحاری و انواع انفجار و حملات جنایت کارانه تروریستی کسانی اند که با من و شما در زیر سقف یک خانۀِ بنام افغانستان بزرگ شده اند و خود را هموطن ما و شما میپندارند.  قرباینان این جنایات همان افرادی اند که نه لقمۀِ نان کافی برای خوردن دارند و نه لباسی کافی برای پوشیدن.  قربانیان این جنایات همان بیوه زنانی اند که در کوچه و خیابانها به پیش من و شما و سایرین دست گدای دراز می کنند و متاسفانه ما هیچ اعتنای به آنها نداریم و گاهی شاید مسخرۀ شان کنیم.  قربانیان این جنایات افرادی اند که ما آنها را حافظ خاک، عزّت و ناموس ملّت خود میدانیم و برای آنها به عنوان مجریان عدالت و قانون احترام میگذاریم.  افرادی که با یونیفورم پولیس و اردو و امنیت ملّی بخاطر تامین امنیت و اجرای عدالت در این کشور شب و روز زحمت می کشند و حتّی جان شانرا در راه کشور و منافع ملی دریغ نمی کنند. افرادیکه شب ها تا صبح نمی خوابند تا کسی به عزّت، ناموس، جان و مال ما و شما تجاوز نکنند.   قربانیان این جنایات افرادی اند که به رغم ناامنی ها و شرایط دشوار اقتصادی دوازده سال را در مکاتب و چهار سال را در دانشگاه ها سپری کرده اند که ما آنها را تحصلیل کرده گان و فرهیخته گان می دانیم و ازآنها چشم انتظار داریم که برای کشور و ملّت ما مصدر خدمت باشند.  قتل ناجوانمردانۀِ قاضی قربان کریمی در ولایت غور که فقط چند روز قبل شاهد آن بودیم، شاهد این مدعی است.  پس، بفرمائید مشروعیت انتحار از منظر دینی در کجاست؟
–  جناب مفتی صاحب!  اگر منظور شما و همقطاران شما این استکه از انفجار و انتحار به عنوان ابزار های فشار برای سرکوبی و خروج نیروهای خارجی از افغانستان استفاده شوند و این مهم نیست که روزانه ده ها فرد ملکی  در گوشه و کنار افغانستان مظلومانه به شهادت میرسند و ده ها خانه ها و مکتب ویران میشوند و دارایی های عامّه یا به غارت میشوند و در آتش میسوزند، قطعاً غلط متوجّه شده اید.  زیرا، حضور این نیروها در کشور بر اساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد صورت گرفته و اینها لزوماً تا زمانی در کشور حضور خواهند داشت، که میزان جنگ و قتل و کشتار و انتحار و انفجار در اینجا به حد اقل برسد.  در غیر اینصورت، هرنوع فتوی و عملی که جنگ و خونریزی را در افغانستان  تشدید کند، به معنی تاکید بر تداوم حضور این نیروها در کشور می باشد و نه چاره ی برای خروج شان.  در اینصورت، بازهم انتحار راه حل نیست. 
–  اگر میخواهید با صدور فتاوی که منتج به بیوه کردن زنان افغان، یتیم ساختن اطفال بی گناه و تولید ده ها معلول و معیوب در روز میشوند، برای کشور و برای ملت مسلمان افغانستان خدمت نمائید، بازهم اشتباهی بزرگی را مرتکب شده اید.  چون این ها خدمت نیست، بلکه جنایت و خیانت اند.  از سوی دیگر، جناب عالی مذهب شیعه و پیروان اهل تشیع را با دید خصمانه میبینید و قسمی وانمود میکنید که اینگار شیعه جزوی مشکلات ویا سرمنشأ مشکلات در افغانستان است.  واقعاً توقع همچون چیزی را از شما نداشتم.  این دامن زدن صریح به اختلافات مذهبی است و ضمناً بی حرمتی به اصول و دساتیر قرآنی و اسلامی.   قرآن بر اتّحاد و یک پارچگی ملل مسلمان تاکید کرده است نه بر افراط گرایی و نفاق.   
مفتی صاحب!  اگر اندکی به منافع ملّی، عزّت و حیثیت اسلامی و دینی مردم و ارزش های دموکراتیک  اعتقاد دارید، پس لطفاً افکار عامّه را مغشوش نکنید و مردمی را که بطرف شما به حیث یک عالم دین می بینند و به شما به عنوان یک چهره تحصیل کرده مذهبی احترام قائل اند، با تبلیغات و نوشته های فریبنده و گمراه کننده تان گول نزنید.
در خاتمه، از تمام علمای گرامی راستین خواهش میکنم تا در راستای تحکیم اخوّت و برادری در میان آحاد ملّت رنجدیده و زجر کشیده افغانستان، از بین بردن هر نوع تبعیض و تعصّب از جامعه ما از هیچ نوع تلاش دریغ نورزند.  ضمناً، از ایشان مصرّانه خواهش میکنم تا در جهت شناسایی و سرکوب نمودن عناصر پلید و کثیفی که از نام و یونفورم علما و شخصیت های مذهبی خدمتگذار جامعه و دین ما سوء استفاده می کنند و بر ضّد منافع دینی و ملّی ما مطلب مینوسیند ویا در محافل و مجالس سخن میگویند، تلاش کنند. 
 
به آرزوی یک افغانستان آباد و آزاد و به آرزوی یک ملّت آگاه، سربلند و پیروز!

 
عارف "شریفی نژاد"
چغچران – غور
بهار ١٣٩١