X

آرشیف

با هر سپاه، حرف تفنگم نمی‌شود
با هر گراز، رغبت جنگم نمی‌شود

دیشب سگان کوچه، گرفتند راه من
قلبم، طلاست؛ دست به سنگم نمی‌شود

رویین‌تن‌ست بقهء مرداب و رزم ما
تا در کرانه‌های نهنگم نمی‌شود

میل غزال و طبع غزل، یک پرندگی‌ست
هر موش خالدار، پلنگم نمی‌شود

در هفت و هشتِ پیرزنان، لنگ مطلقم
اما درین نبـرد، بلنـگم نمی‌شود:

هفتاد سال چشم به راه تو دوختم
بشتاب پهلوان! که درنگم نمی‌شود

گویند پنجه‌های تو ای مرگ، آهنی‌ست
پیش‌ آ که جز تو با کسی جنگم نمی‌شود

تابستان 1396

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب