X

آرشیف

عمیق‌ترین رؤیای کودکی

من، دیشب

از شدت صداقت

سر به زانو درآوردم

صورتم را زیر انبوه موهای سیاهم پنهان ساختم

به تاریکی فرو رفتم

ترسیدم

چشمانم باز

ولی خفته

در زمین سخت فقط تاریکی می‌دیدم

آه چه شد روشني بی‌غم کودکی؟

کجا رفت لحظه های شاد دوستی

آه، من چرا، گاه گاهی با زمان قهرم

من چرا، در عمیق‌ترین رؤیای کودکی جامانده ام؟

ای زن، ای انسان

رها شو از بندِ جنون زمان

ای تاریخ، ای روزگار

بشتاب بر نافراموش‌ترین لنگر هستي جهان

آخر من، شاعری با قطره های اشک از چشم فروغلتیده

من، تابلوي بر سقف ابرهای بارانزده

در قلب

در روح

در ذهن

چرا کودکی را مانم سرشار از خیال؟!

 

شهلا لطیفی

فوریه ۲۰۲۱(میلادی)

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب