X

آرشیف

 

شهر غزنین شده ویرانه و روزش شب تار 
مردمش در به در و نیست به یک قرار

شهر فرهنگ و هنر شهر بزرگان ادب 
از چه آنروز چنین زار فتادست و نزار 

ظلم بی‌ جای در این شهر نمودند که نپرس 
از خدا شرم نکردند گروه غدار 

شهر مردان بزرگ ومدفن محمود سترگ
با دریغا شده چون توده ای خاک هموار 

آه و افغان ز هر برزن و کوه اش آید 
نیست کس گوش کند ناله  ای قلبای فگار

ای ثنا هر نفس ناله کنان زار بنال 
جنگ به پایان برسد صلح‌ بیآید به دیار 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب