آرشیف

2023-11-26

عبدالقیوم ملکزاد

زن در منظومۀ فکری مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی

خاتم الشعراء مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی( 898–817ه ق ) یکی از عرفای بزرگ و از جملۀ دانشمندان نام آور سدۀ نهم هجری است.

یکی از آثار ارزشمند وی مثنوی هفت اورنگ است که سیمای زن در آن پر بسامد تر از مرد جلوه دارد. در این اثر و مشخصاً داستان لیلی و مجنون آن در محور مقام زن می‌چرخد، زنی دارای ویژگی های مثبت و ارزنده ای چون عقلانیت، زیبایی، عزت نفس، وفاداری، لطافت، ایجاد روحیه برای دیگران و نظایر آن.

هر چند در مورد داستان لیلی و مجنون اساتید دیگری چون نظامی گنجوی، امیر خسرو دهلوی و…،نیز داد سخن داده اند، اما دیدگاه مولانا جامی در فراز هایی از سرگذشت لیلی و مجنون متفاوت تر از دیگران به نظر می‌خورد و از زوایایی هم با برجستگی هایی همراه است.

مولانا جامی در داستان لیلی و مجنون هفت اورنگ، جانب زن یا «این موجود اهورایی» از عینک یک “عارف واصل و یک انسان آزاده” می‌نگرد. لذا طوری که استادان افراسیاب پور و طهماسبی (1) بر آنند، مولانا جامی بر خلاف ایرادی که از سوی برخی در رابطه با دیدگاه وی نسبت به زن بازتاب یافته، به دلیل عالم و عارف بودن و نیز به عنوان کسی که همواره خط بزرگان دین را پیموده، نسبت به آن موجودِ در خور حرمت، با همان دیدگاهی سر سازگاری دارد که ابن عربی داشته است.

از دیدگاه ابن عربی، – همان گونه که قبلاً راجع به آن پرداختیم- “زن قابلیت سیر عرفانی و سلوک معنوی برای راهیابی به مقام ولایت را داراست.”

(بختیار، 1389: 3).

بر مبنای بررسی و دیدگاه افراسیاب پور و طهماسبی: “در مثنوی لیلی و مجنون حتی یک مورد نیز اهانتی نسبت به زن دیده دیده نمی‌شود، فقط در یک مورد از زبان- به قول خود جامی- فردی حسود و خبرچین که کم عقل و سخیف است، به لیلی توهین شده است که در این مورد نیز او خواسته نشان دهد که مردان کم عقل و سخیف نیز حسود و خبرچین باشند.”

آن رفته ز قید عقل بیرون

کامد بیرون به سوی مجنون

وز لیلی و عقد او خبر گفت

وان شیفته را ز نو بر آشفت. (جامی،1385: ابیات 10-11)

به قول محققین یاد شده: فقط همین قسمت نیز دست‌مایۀ افرادی شده است که ارتباط بین ابیات قبل و بعد را در نیافته اند، یا اهلیت لازم را نداشته اند، پس از قول جامی این اهانت ها را نسبت به زن بیان نموده و گفته اند که دیدگاه جامی نسبت به زن منفی است!

تفاوت دیدگاه بین مولانا جامی و امیرخسرو دهلوی و نظامی و مکتبی به وضوح دیده می‌شود که گوناگون است. اما این قلم به منظور ارائۀ تفاوت ها صرف به ارائه یک یا دو دیدگاه می‌پردازد. در سخنان شعرای غیر از جامی، آغاز عشق میان لیلی و مجنون، به عهد کودکی آن دو ربط داده شده است:

یاران به حساب علم خوانی

ایشان به حساب مهربانی ( نظامی، 1389: ص 62، بیت 6)

طفلان خط ده قلم نوشتند

ایشان غم دل به هم نوشتند ( مکتبی،1379: ص 148، بیت 8)

اما برعکس جامی طلوع خورشید عشق در سپهر دل آن دو را در عنفوان جوانی می‌داند. ” زیرا برای عشق زن و مرد اهمیت عرفانی و  معنوی قائل است و آن را یک بازی کودکانه نمی‌پندارد.” آن دو به باور جامی در هنگام جوانی است که زمینه پایه گذاری یک “عشق الهی” را فراهم می‌سازند. ” طوری که ملاحظه می‌شود، خاتم الشعراء هنوز هم به ارائۀ این سخن بسنده نکرده، بلکه از این گفته نیز پا را فراتر می‌نهد و زن را معقول تر از مرد نشان می‌دهد.” افراسیاب پور و طهماسبی)

نکتۀ اختلاف روایت جامی با امیرخسرو این است که: دهلوی معتقد بر این می‌باشد: بعد از آنکه مادر و پدر لیلی از انصراف دخترشان برای دل باختن به قیسِ معروف به مجنون، نصایح و رهنمود های شان را  سودمند نمی‌یابند، دست به تدبیر دیگری می‌یازند و آن عبارت می‌‌باشد از به بند کشیدن لیلی!

 اما باور جامی عکس این پندار است یا خلاف این روایت! یعنی جامی می‌کوشد  موضوع محبوس و تحقیر شدن لیلی از سوی والدین را ، مردود قرار دهد و به جای به بند کشیدن و شکنجه دادن لیلی، سعی می‌ورزند، ضمن دادن اندرز به دختر، از سر مهر و محبت، معبر ترددِ مجنون به کوی لیلی را سد سازند:

یک شب ز کمال مهربانی

در گوشۀ خلوتی که دانی

فرزند خجسته را نشاندند

بر وی سخن گهر فشاندند. ( جامی،1385:‌ 798 ابیات 9-10)

داﺳﺘﺎن لیلی و مجنون، بازتاب دهندۀ اوج ﻋﺸﻖ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﺸﻮق است، عشقی که از فضای آن طهارت و پاکی فرو می‌بارد و جایگۀ آن از زمین به سوی آسمان صعود می‌کند، چنان صعودی که ” از حد جسم و مادیات بالاتر و فراتر می‌رود.”

ﺟﺎمی در اﯾﻦ داﺳﺘﺎن که در واﻗﻊ، ﻋﻘﺎﯾﺪ درونی و وﺟﻮدي اوﺳﺖ، می‌کوشد “زن را ﻫﻤﻪ ﻧﺎز و ﻋﻘﻞ”

ﻧﺸﺎن دﻫﺪ و ﻣﺮد را “ﻫﻤﻪ ﻧﯿﺎز و واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ زن” و عاشق ﺑﺮاي رﺳﯿﺪن ﺑﻪ اوج که ﻫﻤﺎن ﻣﻌﺸﻮق ازلی اﺳﺖ، ﺑﺎﯾﺪ از راهی طی ﻃﺮﯾﻖ کند که زن رﻫ ﻨﻤﺎﯾﻨﺪه او ﺑﺎﺷﺪ و دﺳﺖ او را بگیرد و پله و پله تا اوجش ببرد، ﺗﺎ ﺟﺎیی که دیگر حتی معشوق زمینی (لیلی) را نمی‌شناسد و نام و نشان دیرینه اش را که عمر و زندگانی اش را وقف کرده است، از دلبر جویا می‌شود: (فصلنامۀ زن و فرهنگ)

کما اینکه فصلنامه دهخدا (‌2) نیز بدان با عبارات آتی پرداخته است:

جامی نیز در تمام دیدار های لیلی و مجنون، مرد را سراسر نیاز و زن را تماماً نام نشان می‌دهد که خواننده را به شگفتی وا می دارد. جامی نمونۀ عالی زن ستایی در لیلی و مجنون است و زن را در چهره لیلی به مقام بالاتری از مرد می رساند که نیازمند وی است:

لیلی است چو آب زندگانی

من تشنه جگر چنان که دانی ( جامی، 1385: 773)

اهل فن در رابطه با این نکته که “زن تجلی روح الهی” است، بدین باورند: در شعر غنایی، توصیف زیبایی های معشوق و آرزوی دست یافتن به او مهمترین هدف شمرده می شود. دکتر استاد شمیسا (1370: 150) بدین باور است: “به نظر می رسد که زن مطرح در شعر غنایی در اصل یک ایزدبانو بوده است.”

البته گاه رمز پردازی معشوق زن به روح الهی – به ویژه در ادبیات عرفانی- نمایان‌گر است. ستایش زن به عنوان تجلی روح الهی به اسطوره ها و الهه های دوران باستان بر می‌گردد. در قرآن نیز به این اعتقاد اشاره شده است. [ ‌أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ (صافات/150) یعنی: يا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند؟]

 

یک موضوع دیگر در رابطه با نظر مولانا جامی راجع به زن در خور مکث است، و آن عبارت است از نگرش منفی مولانا جامی نسبت به زن! بهتر خواهد بود به آن نیز نگاه اجمالی داشته باشیم:

کسانی که نظر مولانا جامی را نسبت زن منفی نشان داده اند، به مثنوی “سلامان و ابسال” تمسک جسته اند که در آن از بدخویی و فریبکاری و بی وفایی و… زن سخن رفته است. یعنی بر خلاف مثنوی لیلی و مجنون که در آن از زن با ویژگی های مثبت زیادی چون تجلی روح الهی، خردمندی، وفاداری، پاکدامنی و ….یاد شده است.

چنین دیدگاه متناقض در بارۀ جایگاه زن را باید برخاسته از فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر زمان آنان قلمداد کرد.

طوری که حکیم گنجه (نظامی) حدوث ویژگی هایی چون بی وفایی زنان، ناپایداری عهد ایشان، حیله گری، شهوت رانی و خیانت … آنان را مولود جبر حاکم بر خانواده و اجتماعی بر شمرده است. ورنه نظامی نیز دیدگاه های مثبت زیادی نسبت به زن دارد.

برخی به این باور اند که این طرز دید جامی بیانگر نماد سازی وی در آثارش می باشد.

با نقل ابیاتی از ابسال و سلامان سخن را در مورد جامی را به پایان می‌بریم. این گزیده سه بیت از بخش 40 هفت اورنگ، تحت عنوان: ” به کمال رسیدن اسباب جمال سلامان و ظاهر شدن عشق ابسال بر وی و حیله نمودن تا وی را نیز گرفتار خود گرداند”:                                                     

شاهدی پر عشوه بود ابسال نیز

کم نه ز اسباب جمالش هیچ چیز

با سلامان عرض خوبی ساز کرد

شیوه جولانگری آغاز کرد

چشم خود را کردی از سرمه سیاه

تاش بردی زان سیه کاری ز راه

(جامی، ج1، 1378:340)

همان‌گونه که در فصلنامۀ علمی تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات فارسی (دهخدا) آمده است:

بسیاری از شاعران و نویسندگان به مکر و فریب زنان در آثار شان اشاره می کنند، به طور معمول به آیۀ مبارکۀ « فَلَمَّا رَأَىٰ قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ ۖ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ» یعنی: (پس چون [شوهرش‌] ديد پيراهن او از پشت چاك خورده است گفت: «بى‌شك، اين از نيرنگ شما [زنان‌] است، كه نيرنگ شما [زنان‌] بزرگ است.) استناد کرده اند. هرچند در این آیه خطاب عزیز مصر تنها” زلیخا” است و نمی تواند عموم زنان را در بر بگیرد. به قول مهریزی (1382: 177= یکی از استادان رشتۀ حدیث در ایران) مکر زنان باید منشاء و دلیل خاصی داشته باشد. (3)

 

……………………………….

1- فصلنامۀ علمی پژوهشی زن و فرهنگ، “زن از دیدگاه جامی در لیلی و مجنون” سال چهارم، شماره پانزدهم، بهار 1392. نویسندگان: علی اکبر افراسیاب پور از دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع شوشتر کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی.

فریدون طهماسبی، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی شوشتر- ایران، دانشگاه آزاد اسلامی.

2- بررسی زن ستیزی و زن ستایی در دیدگاه جامی (با تکیه بر لیلی و مجنون و سلامان و ابسال) فصلنامۀ علمی، تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات فارسی (دهخدا) دورۀ 14، شمارۀ 51، بهار 1401.

3- همان.