آرشیف

2016-7-21

m.eirp.org

زاویه های پنهان قتل زهرا
زاویه های پنهان قتل زهرا  را اینجا به خوانید
 سال 1382 از یکی از قریه های ولسوالی ساغر شخصی از طرف پدرش رانده می شود واین شخص اعظم نام دارد واعظم خارمغیلان وریگ بیابان به چغچران می رسد ودر عالم گم نامی به پیشه گلکاری متوصل می شود ودیری نمی گذرد که از بی وسوادی دختری در قریه باجگونه  استفاده نموده واین دختر را فرار میدهد ویک مدتی در قریه های اطراف چغچران مخفی می شود وبالاخره به اثر تلاش های موی سفیدان ساغر که در چغچران زندگی می نمایند اعظم پیدا می شود وحاضر می شود که مهر دختر را به برادرش محمد حلیم به پردازد واعظم به وعده وفا نمی نماید وبا خواهر حلیم نام از چغچران فرار وبه ساغر می رود وتنی چند از وابسته گان حلیم به ساغر می روند واعظم را در خانه پدرش می یابند واعظم چیزی در بساط ندارد تا مهریه به پردازد وحاضر می شود که زهرا  دختر معصوم شش ساله اش را به مهر خواهر حلیم برای پسر حلیم بدهد ونکاح مطابق به حکم ودستور اسلام عقد می گردد وزهرا در آغوش اعظم بزرگ می شود واعظم آرام وقرار ندارد وگاهی به هر ات ، گاهی به نیمروز ، زمانی به کابل وجلال اباد با زهرا کوچک ودوخانمش سرگردان پشت لقمه نان می شود وبالاخره اعظم برای  یافتن مدینه فاضله به پکتیا می رود ودرولسوالی ارگون ساکن می شود ودران جا اعظم دست به یک معامله سود آور می زند زهرا وخواهرش را به کسی دیگری می فروشد ودر هزار حلقه دست وپای خود را می پیچاند واستاد خالق خان ساغری از قضیه آگاه می شود وبه وسیله پولیس اعظم را ودخترانش را از پکتیا به چغچران انتقال می دهند واعظم در فامیلی های پای کوتل حقه بای در یک خانه کرایی ساکن می شود وباز اعظم دست به یک معامله سود آور دیگر می زند  وخواهر  سوم زهرا را   به یک مقدار پول نقد می فروشد ومی خواهد که راه مسافرت را در پیش گیرد درین مرحله زهرا بالغ است وبه جای زنان رسیده وحلیم می خواهد که زهرا را که در قید نکاح پسرش است به خانه بخت به برد ومی ترسد که نشود اعظم در یک معامله سود آور دیگر زهرا را به فروشد این بار موی سفیدان دوطرف به خوبی وخوشی موضوع را فیصله می نمایند وزهرا را به شوهرش تسلیم می نمایند وزهرا به خوشحالی به خانه بخت می رود واعظم سرمه ای سلیمانی به چشم می کشد وبا خانواده اش غیب می شود هیچ کس سراغش را ندارد وبالاخره اعظم سر از تورغندی هرات بیرون می آورد وچندی نمی گذرد که اعظم دوباره به چغچران می آید وعلیه حلیم شاکی می شود که دخترش را مورد ازار واذیت قرار می دهد موضوع اعظم به محکمه می رسد واعظم نمی تواند شکنجه شدن زهرا را ثابت نماید وبر عکس زهرا طی عریضه رسمی  که فعلا موجود است عنوانی مقام ولایت غور شاکی می شود که پدرش دسیسه باز است می خواهد  به زندگی اش مداخله نماید واعظم از فرط غیظ پای بر زمین می کوبد ودر  محضر عام زهرا را عاق می نماید واین بگو ومگو ها بین شان موجود بوده تا اینکه درین اواخر این واقعه نا گوار برای زهرا  اتفاق می افتتد و من به این کاری ندارم که زهرا خودش را آتش زد ویا کسی دیگری بر جانش آتش انداخت زیرا این کار پولیس وارگان های تحقیق است تا قضیه را روشن نمایند وموضوع که مرا واداشت که این مطلب را به نویسم این  است که بعضی ها می خواهند برای تسلی عقده های نهفته دل شان قضیه زهرا را سیاسی وتجارتی نمایند وبه نفع خویش به رسانه ها حاضر شوند ومخالفین  خویش را نشانه بگیرند  ویا بعضی ها پروژه سازی می کنند تا از منابع مختلف پول جمع کنند و از سوی دیگر قضیه خشونت علیه زنان همه روزه به انواع های مختلف در تمام افغانستان اتفاق می افتتد واز صد ها نمونه آن یکی رسانه ای وآفتابی نمی شود طور مثال در سال 1394 من  شاهد بودم که حادثه ای که هنوز شاید در غور اتفاق نیافتاده با شد  اتفاق افتاد وآن زنده به گور ساختن یک زن بیچاره بی نوا وبیکس بود وآن زمان والی  بر مسند اغاثت ضعیفان تکیه زده بود که از تمام وجودش عدالت می بارید وبرای زنان شیر وشکر می فروخت وازین قضیه زنده به گور ساختن خبر بود وحتی دم نکشید وموضوع رسانه ای نشد وحتی بازخواست وباز پرس هم نشد وبر علاوه زن دیگری را از خانه امن بیرون کردند وتیر باران اش کردند وکسی دم نکشید وتا جای که من میدانم خبر های که به زور مندان ارتباط دارد کسی نمی تواند رسانه ای کند حتی کسی جرئت ندارد لب به سخن به گشاید وفعلا در کمنج چه جریان دارد صدها خانه بیجا شده وبه حالت رقت بار به سر می برند که جرئت دارد به نویسد وصد نمونه جنایت دیگر از زور مندان ناگفته باقی است کسی نمی تواند به گوید مگر که از جانش به گزرد .
موضوع آخر مطلب من این است که مقصر اصلی  سوختانده شدن زهرا پدرش جناب اعظم است که به خاطر هوس های خود دخترانش را قربانی می نماید واز سوی دیگر اعظم زهرا را  در حالی که شش سال داشت به مهر زنش به رضا ورغبت اش به نکاح  پسر حلیم داد  وخواهر  پنج ساله زهرا را به پسر جهانداد فروخته است وخواهر دیگر زهرا را به شخص دیگری در مرکز چغچران فروخته است  وهم چنان تا جای که دیده شده اعظم به هیچ ضابط پابند نمی باشد وفعلا با استفاده از فرصت پیش آمده اعظم برای جمع کردن پول می اندیشد نه به   سرنوشت رقت بار اولاد ها وخانواده اش وامیدوار آن هستم که حکومت این قضیه را به صورت همه جانبه پیگری نماید تا قضیه روشن شود وکسانی که درین میدان فرس می دوانند ومی خواهند قضیه را وارونه جلوه دهند وبه سمت وسوی قومی به کشانند سر جای خود به نشینند واز پخش  خبر های مغرضانه دست بردارند زیرا در حال واینده برای شان سودی ندارد . باحرمت
محمدامین وکیل