X

آرشیف

دو شعر ِ کوتاه

انگشتان هنرمند من

به رخسار تو بوسه های باران، ریخته اند

بر تن هیجان‌زده ی تو

قطره‌های عشق پاشیده اند

انگشتان هنرمند من چنان که در کوره ی زمان آب‌دیده شده اند

هنوزهم

چون نیلوفرهای تشنه ای باایمان

هنر عشق‌ورزی را بلد اند.

~~~~~~~~~~~~~~

سیاهی گیسوان من

همچون انسان گمگشته ای در یک شهر

زمان بگذشته را

چون آشفتگي

چون فریبی

به دست باد می‌دهد

و صدها دوست داشتن های میان تهی را 

از صحنه خاطرات من پاک می‌کند.

شهلا لطیفی

هفتم ژانویه ۲۰۲۳(میلادی)

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب