X

آرشیف

در حیرتم

( با قوسهای هوس، گرمی پوست، کمانه های نوازش طلب
(گیسوی شبق، گردن ابلق، لب شنگرفی تو من در حیرتم ای دخت رؤیا

قوسهای هوس، نرمی پوست را
در لبه ای کمانه های اندام من برای التجاء نیاز تو به آغوش گرفته است
تا با خوشبویی حس تو شرار ذوق را در سراپایش بریزد

گیسوان ظلمانی که سراپای گردنم را با لطافت پوشانیده است
با گردش گردن من بسوی مهتاب افسونگر
لبان خواستم را با شکوهی دلافروز خیال تو می گزد

پس من هم در حیرتم با این همه تعادلات وجود و هستم
از برای قناعت تو ای مرد رؤیا

شهلا لطیفی

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب