X

آرشیف

گریه میآید مرا با حال زار میهنم 
خورده چون تیر ستم قلب فگار میهنم 

با دریغ و با آلم آن گرد میدان نبرد 
از حوادث شد شهید آن نامدار میهنم‌

آن که نامش ( رازق ) و ورد زبان مرد و زن
دشمن خصم وطن آن شهسوار میهنم 

هیچگاه تسلیم زور و زر نشد از همتش 
آفرین‌ بر غیرت این‌ جان نثار میهنم‌

سال ها مادر نزاید همچو او مرد دلیر  
تاکه گردد مرد میدان افتخار میهنم 

رهبر ملت کجا شد ؟ تاکه پرسد زین ستم
از چه‌ در‌ خون غوطه زد آن پاسدار میهنم 

کی بتابد آفتاب صلح و کی گردد سحر‌
صبح‌ روشن تا شود این شام‌ تاری‌‌ میهنم 

محمد اسحاق ثنا‌
ونکوور کانادا 
۲۲/۱۰/۲۰۱۸

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب