آرشیف

2014-12-3

rmobin

تحصیل در حجره
 

یک سفر پرخاطره در مسیر غور – هرات

 
بنام خالق یکتا

تحصیل در حُجره
یکی از روش آموزش و پرورش اطفال و جوانان در تمام نقاط ولایت غور همانا کسب آموزش ابتدایی و متوسط دینی در مساجد و حجره است که ریشه تاریخی، فرهنگی، اسلامی و عرفی دیرینه ای را دارا میباشند. اما فراگیری و آموزش کتب دینی و اسلامی منحیث نخستین تعلیم اطفال طرز و شیوه ای رسمی ندارد بلکه از طرف ملا امام ویا آخند مسجد با موافقه و حمایت مردم همان محل دنبال میشود که شاگردان مساجد را طالب مینامند. طالب که جمع آن طالبان یا طلاب میباشد در مساجد و حجره ها مصروف کسب تحصیل هستند هر بیگاه از خانه های همان محل نان خشک جمع آوری میکنند که آنرا فقر میگویند. ازینکه به حاشیه نروم بر میگردم به اصل موضوع. اینک سفر که در مسیر راه غور – هرات داشتم دید خود را از وضعیت آموزش و زندگی یک طالبِ نوجوان در یکی از مساجد مربوطات والسوالی شهرک قرار ذیل مورد مطالعهِ شما قرار میدهم.

ملا محمد ظاهر اصلی باشنده دهن مرقه و طالب به مسجد خم قربان

ملا محمد ظاهر اصلی باشنده دهن مرقه و طالب به مسجد خم قربان (اندکی پایین تر از دهن مرقه) مربوط واحد اداری شهرک/ غور، سن 14 – 15 ساله و از کتب عربی شرح الیاس را میخواند. به گفته ملا محمد ظاهر، ملا ویا آخند این مسجد شخصی به نام مولوی نور محمد است که به شمول محمد ظاهر چهار تن طالب درین مسجد در نزد وی مشغول فراگیری تعلیم هستند. محمد ظاهر پسرِ حلیم و با اخلاق به نظر میرسید که با لنگی سفید (فاج)، لباسهای سفید، واسکت سیاه رنگ و کفشهای عادی ملبس بود. بخاطریکه چند لحظه ای درین محل منتظر موتر حامل خود بودیم توانستم که ازین فرصت استفاده کرده و با این جوان بردبار و زحمت کش دمی راز دل کنم و از اوضاع تعلیم و زندگی حجره نشینی وی واقف شوم. رفتم به حضورش سلام کردم و گفتم که ما مسافر هستیم و موتر ما را ملا مصطفی بیگار کرده، آمدیم که درین مسجد نماز بخوانیم. محمد ظاهر جوان خیلی کم گپ و تا چیزی نگفتی یا نپرسیدی پاسخ نمیداد. 
ولی همین لحظه ایکه میخواستم به پیش وی بروم به داخل یک آشپز خانه کوچک و کهنهِ که متصل به حجره و مسجد بود مصروف آتش کردن و پخته کردن دیک به نظر میرسید. از طرز درس خود رازی ولی از زندگی در حجره مایوس بود، گفت که نان و مصرف ما همان فقر است، اما کدام نهاد یا موسسه برای ما امداد و مساعدت نکرده که ممدی برای بهتر شدن وضع زندگی ویا تدریس ما باشد. 
خواستم معلومات بیشتر پیدا کنم که برای شب چی پخته و شیوه آشپزی آن چگونه است. چشمم به دیک سیاهی خورد که بالای دیکدان گذاشته و به زیر و روی آن آتش شعله ور است. زیاد اصرار کردم که برای شب چی پخته از محمد ظاهر چیزی نشنیدم، ولی نهایتاً دریافتم که به داخل این دیک کچالو است. برای وضوح بیشتر تصاویری که گرفتم که ذیلاً درج است: 
 

یک سفر پرخاطره در مسیر غور – هراتیک سفر پرخاطره در مسیر غور – هرات
یک سفر پرخاطره در مسیر غور – هراتیک سفر پرخاطره در مسیر غور – هرات
 
 

حجره: در اصطلاح مردمی غور همان اتاق است که در کنار و پیوسته به مسجد اعمار میکنند، برای اینکه اطفال در جریان زمستان به تحصیل خصوصی و مذهبی خوب به پردازند. [1]
طالب:  لفظ عربی است به معنی طلب کننده و کسب کننده علم و دانش که معادل آن به فارسی دری شاگرد میباشد.[1]
فقر:  در لغت به معنی ناداری و تهیدستی میباشد. اما به اصطلاح مردمی غور عبارت از جمع آوری نان از خانه های محل توسط طالبان مساجد میباشد.[1]
 

 
واسلام
غلام رسول مبین
غور/چغچران
2 جوزا 1391