آرشیف

2016-8-13

علم عبدالقدیر

باز نگری عوامل بی ثباتی ودلائل گرایش مردم با مخالفین
با ز نگری عوامل بی ثباتی وگرایش مردم به مخالفین دولت.
عوامل جنگ، خشونت وبی ثباتی در افغانستان بار ها از طریف پژوهشگران، تحلیل گران و دانشمندان  مسائل سیاسی واجتماعی موشکافی وذره بینی شده وهرکس با تشخیص وتثبیت مشکل نسخه ای را برای علاج این مرض مزمن ارائه کرده است..بی تردید برخی ازین تحلیل ها قسما منطقی وراه حل ها هم تا جائی  متناسب بوده اما ازینکه این راه حل از مراجع ومنافذ قدرت ارائه نشده گاهی هم  از طرف دولتمردان افغان مورد بر رسی وارزیابی قرار نگرفت .همه نوشته ها وتحقیق ها  تنها نقش صفحات جرائد ومجلات ویا زینت بخش صفحات انتر نتی بوده تدریجا به آرشیف فراموشی سپرده شده.تلاش برای یا فتن عوامل  جنگ وبی ثباتی وارائه طرح ها وراه حل ها وقتی مفید خواهد بود که دولتمردان افغانستان  به تحقیق وتلاش نویسندگان وپژوهشگران واقعی ارزش قائل شوند و حاصل زحمات شهروندان آگاه ودلسوزش را تجربه وعملی کند واگر چنین نباشد این نوشته ها من حیث یادگار نویسنده در آرشیف تاریخ باقی میماند.
با آنکه میدانم در افغانستان حقیقت وارزش را به شخصیت ها  ومیزان قدرت وثروت شان ربط میدهند در محاسبات شخص معیار حقیقت است بازهم درین نوشته مجددا ومکررا به ذکر عوامل وانگیزه های دوام چند وبی ثباتی در افغانستان می پردازم  وبا این رفع مسئولیت  وجدان خودرا  قسما آرام میسازم.
  1.       عمر جنگ وبی ثباتی در افغانستان بر میگردد به عمر وجود پاکستان وآغاز اختلافات دو کشور همسایه افغانستان وپاکستان که گاه وبیگاه در رسانه ها از طرف تحلیل گران ومبصرین سیاسی  بیان وتکرار میشود وهمه به این واقعیت اتفاق نظر دارند. اما آنچه بی پاسخ مانده این است که اختلاف وگاهی هم دشمنی افغانستان وپا کستان چه وقت شروع شده ودلیل این اختلاف که از دشمنی هم بد تر است چه بوده وکدام جانب ملا مت است؟عمده ترین عامل در افغانستان همین بوده اما مسئولین وسر دمداران افغانستان از جزئیات قضیه  طفره میروند وبا ذکر کلیات دشمنی پاکستان با افغانستان را بخورد مردم میدهند وبه این دسوال گاهی هم پاسخ  نمیدهند که چرا پاکستان دشمن افغانستان است وچرا این اختلاف قابل حل نیست؟ یقینا اگر ما عنصر اختلاف را از اجندای مجلس بیرون کنیم موضوع گاهی هم حل نمیشود.
  2.       عامل دیگرتنفر وانزجار مردم علیه دولت باور بیش از حد به بیرونی هاست.اعتماد حکومت های افغانستان به خارجی ها وعدم توجه بخواستهای  واحترام به ارزش های اعتقادی وکلتوری مردم  با عث شده تا مردم ا از دولتهای متبوع خود بگر یزند و به بیگانه پناه ببرند ودوباره من حیث سر باز از طرف دشمنان علیه افغانستان استفاده شوند. این درامه از کودتای داود خان وکودتا ثور شروع  تا حال ادامه دارد با آنکه پاکستان را دشمن میگوئیم مردم خودرا بدامن آن می اندازیم وگذشته از آن بر اقامت شهمشهریانستان تا کید می کرزیم.1
  3.       حضور خارجی ها؟ اینکه وجود خارجی یکی از عوامل ویا بهانه های  جنگ وگرایش مردم عام بسوی دشمن است قابل انکار نیست اما افغانها با خصوصیت  عدم هم پذیری که دارند مجبور اند خارجی هارا با خود داشته باشند با وصف ادعا های مدر نیته  تا هنوز افغانها به قرن چهار وپنج زندگی مکینند  که جوهر قومی وطائفه در تمام مسائل تعیین کننده است بناءٌ این قوم  را میتوان مردوران متکبر  ویا نا سپاس نا مید  مثلا پو ل وقدرت  از خارجی ها میخواهند  ولی وجود خود شانرا خطر ناک میدانند که مبادا خواستار شفا فیت مصارف کمک ها شوند..من کشور های زیادی را دیده ام از افغان حریص تر وبیکاره تر کسی را ندیده ام. پول دوست وبیکاره اند در چنین حالتی بخارجی ها نیاز دارند.شما اگر کابل را ببنید تمام داشته هایش از خارجی هاست.مکرویانها  میراث روسها و ساخت وساز های مردم بعد از تجاوز امریکا به افغانستان هم نتیجه کمک امریکاست اگر اینها نباشد افغانستان یک ویرانه  بیش نیست..حال ما از حضور خارجی ها نا گزیریم .اگر خارجی ها نباشد مردم افغانستان یکدیگر را میخورند وواز اثر تبعیض وبر تری خواهی قومی سیستم ارباب رعیتی وحتی بردگی احیاء و  ادامه پیدا میکند.بناءٌ وجود خارجی ها برای افغانها یک نعمت است .بشرط آنکه بتوانند رفتار وشیوه عملکرد خارجی هارا در راستای منافع ملی وحفظ ارزش های دینی وفرهنگی خویش تنظیم کنند که به ارزش های اعتقادی وکلتوری مردم ما بر نخورد وبا عث تنفر مردم نشود و درعرصه نظامی روی وضع الجیشی وسوق الجیشی شان دقت شود تا این وضعیت  هم با عث تنفر عمومی نگردد.
  4.       عامل دیگر نو عیت وماهیت نظام سیاسی افغانستان است: نظام سیاسی نوع ریاستی افغانستان در بعد اداری از یکد ست اداره میشود وما  نا بغه ای نداریم که از کابل ولسوالی هارا هم اداره کند…ما باید اداره را بالای تمام ظرفیت ها واستعداد ها تقسیم کنیم .حتی سیستم را احیاء کنیم که قریه های کلان وچندین قریه خورد یک مسئول داشته باشد متوجه امنیت نیاز مندی های اجتماعی از قبیل مکتب وصحت وپروژه های انکشافی باشد.برای ولسوال ها صلاحیت داده شود تا صلاحیت عزل ونصب مسئولین محلی را داشته باشند. ودر عین زمان صلاحیت اکمال پروژه های انکشافی وغیره. نوع نظام ریاستی مطلق یک نوع سیستم  استبدادی بی کفایت است.وما هیت نظام هم معلوم نیست که چیست؟ این ما هیت باید با خواست واراده مردم وارزش های کلتوری وفر هنگی شان همخوانی داشته باشد.نظام فعلی از رهگذر نوعیت وما هیت خیلی نا کار آمد است.
  5.       5- رسانه های صوتی وتصویری
    6- شعار ها وشیوه های کاری کمیسیون حقوق بشر
    7- فساد اداری وضعف مدیریت
    8- بیعدالتی در مشارکت سیاسی و توسعۀ ملی
    9- ضعیف بودن پایگاه اجتماعی وزراء وحتی رئیس جمهور
    10- فاصله طبقاتی بین مردم از اثر چور واختلاس مسئولینعامل دیگریکه مردم را از حکومت دور ودر کنار مخا لفین قرار داده وجود رسانه های تصویری با بر نامه های مبتذل خلاف دین وآئین مردم است. رسانه های تصویری هم با ماده دوم قانون اساسی مغایرت دارد و هم با ارزش های اعتقادی مردم  .برای فعلا برخی بر نامه ها تلویزیونها شمشیر را بدست دشمن میدهد.شاید برای شهر نشینها وبرخی فعالین به اصلاح جامعه  مدنی خوش ایند باشد اما برای 90 فیصد مردم افغانستان  کمتر از یک دشمن خطر ناک نیست. امروز یک طالب به نشان دادن بر نامه های تلویزیونها افغانستان میتوانند در یک روز صد نفر جوانی دهاتی را در کنار خود استاد کنند وما با مصرف ده ها ملیون صد نفر بی انگیزع شامل صفوف نیرو های امنیتی میسازیم.
  6.       فاصله طبقاتیفا صله طبقاتی بین حکومت مردان و شهروندان عادی این حقیقت مسلم است که مردم با مشاهده قصر های زور مندان عقده مند میشوند..این تفاوت ها در افغانستان بیشتر ناشی از چور واختلاس دارائیها عامه است به همین دلیل مردم باور دارند که عدۀ انگشت شماری  سر مایه های ملی را شخصی ساخته وفامیل های خودرا از افغانستان بیرون کرده اند وخود شان با بیرحمی تمام مانند زنبور های گرسنه بر پوست وگوشت  پیکر ضعیف افغانستان چسپیده اند وبا اندکترین شمال وتکان می پرند آنطرف مرز ها.این روحیه باعث میشود تا مردم هر موجود ونیروی دیگری را بر حکومت مردان شان تر جیح دهند.این عدم محبوبیت دلیل روشنی بر نداشتن پایه اجتماعی مسئولین حکومت است.ومردم نمیخواهند خون خودرا بخاطر کسانی بریزند که با دین شان دشمن و با خود شان بیرحم اند وبه افغانستان هم تعهد ندارند..
  7.       تفاوت جغرافیا ورهبری استفادۀ نا درست قوا : شاید یک افسر تر بیه شده  من حیث کماندو واسپیشل فورس  خیلی با ذارزش باشد اما این نیرو ها در مناطق ومحلات متعارف میتوانند مؤثر باشند نه اینکه کماندوی بدخشان را در دشت های هلمند وفراه بفرستیم ویک هلمندی را به کوه های بدخشان وکنر وغور که درین صورت پنجا فیصد مرثریت خودرا از دست میدهد.در جنگ های اصلی باید مردم منطق رو در روی یکدیگر استاد شوند اما دولت از مردم محل استفاده نمیکند تنها نیرو های پر مصرف ررا بکار می اندازد که هم برای خودش تاوان است وهم برای نیرو ها پر تکلیف.تفاوت جغرافیا ورهبری جنگ: جنگ های افغانستان بیشتر از طرف کسانی مدیریت میشود که با جغرافیا ، فر هنگ وخصوصیات مردم همخوانی ندارد..ایشان منتظر تا همه وسائل وامکانات آماده شود ومراجع متعدد آین عملیات را تا ئید کنند بعد وارد صحنه میشوند در حالیکه جنگ در افغانستان به سرعت برق جان انسانهارا میگیرد.ویا اینکه در شرائط فعلی افراد بیگانه با جغرافیای محیط را بنام اسپشل فورس وکماندو وغیره به نقاط مختلف میفرستند که با یک اشتباه کوچک حتی در راه رفتن تلفات میدهند..درین جا ایجاب مکیند تا در هر منطقه از نیرو های خود محیط استفاده شود.هر جا ئیکه نیرو های نابلد رفته هیچ دست آوردی نداشته اند.
  8.       auhv ihd pr,rکمیسیون حقوق بشر هم با شعار های نا عاقبت اندیشانه نیرو های زیاد را در کنار دشمن برده به همین تر تیب نهاد های مربوط به این کمیسیون  با عدم درک دقیق از خصوصیات فرهنگی واجتماعی با نیرو های مؤثر در تنش بوده است.
  9.       فساد واختلافساد واختلاس در دستگاه های دولتی که با عث دلسردی وفاصله  مردم از حکومت شده است.این مسئله قابل انکار نیست هم مردم افغانستان می بینند وهم جامعه جهانی افغانستان را در لست اول اختلاسگران جهان نوشته..
  10.   در نهایت بی کفا یتیدر نهایت بی کفا یتی وکم ظرفیتی مسئولین  دلیل دیگری ادامه جنگ وخشونت است.مسئولین دولت به هر اندیشه که هستند از نیرو های مردمی استفاده کرده نمیتوانند.در حا لیکه نسبت ضعف حکومت های محلی حالا همه مردم مسلح اند ودولت باید افراد مسلح ساحه حاکمیتش را بسیج نموده علیه مخالفین بکار برد….