آرشیف

2015-1-12

محمد امین وکیل

ایــن مطلب را جناب داکتر عبدالله هیواد بـخـوانـــد

 

امروز آرشیف اسناد کمپیوترم را می پالیدم روی تصادف به مطلبی بر خوردم که سال قبل من معلوماتی را در باره بند برق نام نهاد پوزلیچ نوشته بودم وبرای آگاهی هموطنانم به سایت وزین جام غور به نشر رساندم من دران مطلب که هنوز در آرشیف سایت جام غور موجود است تاریخچه این بند را که شاید هرگز اعمار نشود تحریر نموده بودم کار ها وسروی ها ی که حکومت های گذشته وحکومت فعلی برای این بند نام نهاد انجام داده اند طور مستند تحریر نموده بودم ودر آخر مطلب نوشته بودم که اگر تا زمانی که کمک های جامعه جهانی سخاوت مندانه ادامه دارد این بند اعمار نشود مردم غور فکر چراغ های موشک را به نمایند , بنده درین مطلب هیچ گونه اشاره ای به هیچ آفریده ای نه نموده بودم وبه خصوص به جناب والی آقای هیواد هیچ گونه اشاره وکنایه نگفته بودم ؛ زمانی که این مطلب را نشر کردم در سفر کابل بودم وقتی به غور بر گشتم به دیدار والی غوررفتم جناب ایشان دران صبح گاه غرق در خمار شبانه بودند خوب را از بد تفکیک نمی کردند فشار شان زده بوده به سر شان چند بار صدا کرد که برایم نوشابه بیاورید نمک بیاورید وبر علاوه با چند نفر از مراجعین دیگر پرخاش نمودند واز دفتر خویش ایشان را بیرون راندند وزمانی که نوبت به من رسید با تمام وکمال بی ادبی به من دشنام داد که تو به چه حق در مورد بند برق پوزلیچ نظر داده ای این بند از وعده های من به مردم غور است اگر دولت این کار را نکند من به سرمایه خود وبرادرانم این بند را اعمار می نمایم وزمانی که بنده ایشان را با این وضیعت دیدم شعری از یکی بزرگان بیادم آمد که گفته بود ( کسی کرده بی آبروئی بسی –چه غم دارد از آبروی کسی ) فرار را بر قرارترجیع دادم ودفترش را ترک گفتم ودیگر هرگز تا زمانی که دران مسند تکیه زده بود به دیدارش نرفتم ودر دفتر خاطراتم در بر گ های سفید آن موصوف را به بد ترین الفاظ که مادر روزگار شاید نذیرش را ندیده باشد ایشان را هجو نمودم وشاید روزی این دفتر خاطراتم را نشر نمایم ونام بدش را در تاریخ غور ماندگار سازم .
جناب آقای هیواد فعلا والی نمی باشی وشاید به گوئی که پشت آب رفته بیل گرفته ای وجوابش بلی است من بیادت می آورم که جناب شما واقعآ مامورخوبی برای حکومت نبوده ی تنها با من نه بلکه با اکثریت روسای ادارات مناسبات خوب نداشته ای تو نتوانستی یک تیم به سازی وازان تیم برای ترقی وپیشرفت مردم غور استفاده نمائئ طور مثال من از زمان ولایت آقای اعلم درین پست برای آبادی وطن زحمت می کشم درزمان افضلی یک تیم بودیم در زمان احمدی یک تیم بودیم پلان پنج ساله انکشافی را ساختیم پنج سفر کار ی به کابل داشتیم به همت ایشان منظوری 20 پروژه را گرفتم ودر زمان اقای منیب 4سفر کاری به کابل نمودیم تمام وزارت خانه ها , معاونین رئیس جمهور , وشخص رئیس جمهور را ملاقات نمودیم شخصا من 15پروژه انکشافی را منظوری گرفتم . 
آن والیان ما را به تحرک وا میداشتند از ما کار می خواستند مانند تو در جال نفاق پس بند وپیش بند در هم پیچیده نبودند آنها به هرکس به هر غوری احترام می کردند ومانند تو بی شخصیت نبودند .
یادت است که ما را به دونر کنفرانس کابل بردی از وکلای غور که نماینده های مردم هستند هیچ کس دعوت نشده بود دیدی که همه مقامات چطور مجلس را ترک کردند وگفتند ولایتی که نماینده نداشته باشد ونفاق دران جا حاکم باشد ما حاضر به سر مایه گذاری نمی باشیم .
آقای هیواد من نمی خواهم که اشتباهات ترا بر شمارم بلکه هدف من این است که کجا شد بند برق تو کجا شد آن همه پول ودارائی تو کجا شد دروغ های تو .این زمان تو در غور نمی باشی وبه غور افتخار هم نمی کنی ومردم غور نامت را به نیکوئی بر زبان نمی آورند .
من یک غوری هستم که مانند صد ها غوری دیگر برای اعتلای غور زحمت می کشیم ما این روی بند وان روی بند نداریم ما یک جغرافیای واحد هستیم در جریان تمام حکومت ها بر ما جفا روا داشته اند ما هنوز بر خاکستر عقب مانی نشسته ایم ما از حکومت مرکزی حق می خواهیم برای ما بند برق به سازند سرک به سازند , پوهنتون به سازند جوانان ما را به زیور علم وعرفان تربیه نمایند غور مامن فرزانگان باشد.
آقای هیواد من همیشه از کارکرد هایم به رسانه ها گذارش می دادم کار هایم را به سایت جام می فرستادم تا هموطنان عزیزم بر خوانند وبدانند که ما در حد توان برای وطن خدمت می نماهیم ازان بر خورد تو به بعد دیگر من به سایت جام هرگز مضمون نه نوشتم صدایم در گلویم خفه شد واز زمان رفتن تو دومین بر نامه تلویزیونی از کارهایم در تلویزیون ملی غور وکابل نشر می شود وبا آمدن والی جدید تلاشم را از سر گرفتم .ودرین مدت به تازگی سه پروژه را شخصا با تیم انجینران همکارم سروی وبرای دیزاین آماده نمودم تا مصدر خدمت به مردم شوم . 
اقای هیواد میدانی که در جریان که در غور بودی هرگز به ادارت ما نیامدی بلکه بر عکس تو والی جدید با بسیار علاقه مندی به ادارات ما سر زد تا بداند که درین ادارت چه جریان دارد 
آقای هیواد : ما که فرشته نبودیم کمی وکاستی داشتیم ما را به اشتباهات ما متوجه می نمودی ما را سر زنش نمی کردی منحیث همکاران ات از ما کار می گرفتی . یادت است که ماه ها می گذشت یک دیگر را نمی دیدیم به جلسات اداری اشتراک نمی کردید واگر اشتراک می کردی بعد از لحظ جلسه را ترک می نمودی ورئیس اداری جلسه را پیش می برد .
جناب هیواد تو یک مدیر خوب وکار کشته نبودی تو از بخت خداداد به این منصب رسیدی وحکومت شاید دیگر چنین اشتباهی را تکرار نکند تو اینک خایف وخاسر به فرنگ گریخته ای وبا خیال راحت با تابعیت دومت زندگی می نمائی ووای به حال ما غوری های که برای ما نه برق ساختی ونه سرک وحاصل حکومت تو بر ما مشت نفاقی است که این سو وآن سو پاشیده ای ورنجش را ما مردم بی نوای غور سال ها خواهیم کشید . زیاده فکر نکنم چیزی برای گفتن مانده باشد این نامه یک تذکر از روی ناچاری برای شما تحریر شد واز ما س کشان ودوغ کشان وچاپلوسان ات خواهش مندم که احوال این نامه را برایت بدهند واز مجری سایت جام تمنا دارم که مردانه نامه ام را بدون سانسور نشر نماید.

 

بااحترام 
محمدامین وکیل 
شهر چغچران