آرشیف

2017-3-25

عصمت الله راغب

انشعاب و اخراج بخش های اجتناب ناپذیر حزب “قائد غایب” است

تعداد از وابسته گان حزب اسلامی پس از افتتاح دفتر ولایتی این حزب در ولایت غور و تعیین و مسئول ولایتی بدون همه پرسی و حرمت به دیدگاه اعضای برجسته این حزب، خشم عده ی کثیری از وابسته گان این نهضت را در غور بر انگیخته و به تازه گی تعداد از شیفته گان این جریان با عالم از بغض و اندوه اعلان اخراج از این حزب را کرده اند.
اگرچند شرایط  ناهنجار غور به هیچ صورت ایجاب حزب و حزب بازی به این شیوه را نمی کند، اما بازهم تصامیم معقول به هر وقت و هر شرایط که اتخاذ شود به خیر مردم مان خواهد بود.
از سویی هم فعالیت در جریان سیاسی که برای هواداران و مردمش منافع تعریف نتواند نبودنش ارجح تر است از بودنش. حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار از زمان فعالیتش در افغانستان بدون استثنا فقط برای عده ی محدودی از رهروان این حزب کارآمد و جا افتاده تمام شده و بس و دیگران جز عاشق رویایی و خیالی در این جریان جایگاه بیشتری نداشتند و ندارند.
بینش تک خواهی و دایره ی تنگ فکری که در رهبری این حزب مسلط است، هیچگاهی تا حیات فرد اول، رهبر دوم و سومی از آن ظهور نخواهد کرد. در این حزب برعکس احزاب دیگر بجای آینکه منافع و آرمانها به جریان وسیستم تعریف شود بیشتر به وجود فرد تعریف می گردد، بطور مثال هرچه قائد غایب دستور فرماید بدون تامل باید همان شود. احترام به دیده گاها و بیرون شدن از اندیشه تک فردی و داخل شدن به خرد جمعی که الگوی سایر جریان های سیاسی معاصر می باشد، این عبارت در آن بی معنا و بی موقع است. از طرف دیگر گذشت زمان هم هیچ تغییر را بر  تفکر و اندیشه رهبری این حزب آورده نتوانسته است انگار که زمان در چنگ آن بوده؛ نه او در چنگ زمان. رهبر معظم تا هنوز پندارش این است که می تواند با همان ابزار کهنه چیزی نو بسازد؛ در حالیکه با تحول و تغییر روز افزون در تمام عرصه های زنده گی،  وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به شدت دیگر گون ساخته است و با توجه به تغییرات که وارد زنده گی مردم شده است، فکر هفده سال پیش در عرصه پیشبرد سیاست در یک جغرافیای چند ملیتی فکریست نسبتاً نا کارآمد و ناسالم که حکمتیار هنوز برآن پا می فشارد.
حزب اسلامی به رهبری حکمتیار مشهور به پیشوای غایب که انشعاب و اخراج یکی از مواصفات ذاتی آن می باشد، تا هنوز افراد و اشخاص زیادی را که اندیشه برتریت و اراده ی مصمم تر از رهبر این حزب را داشته اند یا سرکوب اندیشه و سیاست و یا هم به نحوی از انحا به تیغ اهانت آراسته اش اند که نمونه های آن از سالهای فعالیت تا اکنون بر همگان اظهر من الشمس است.
به عبارت دیگر غوری های عزیزم و بزرگان که در این نزدیک به بیست سال خود را منسوب به جریان های سیاسی می دانستید، اکنون که فرصت مناسب پیش آمده باری در مورد عملکرد خود از آدرس یک جریان سیاسی عاقلانه بیندیشید، دست آورد تان را دانه به دانه به بحث بگیرید، بیایید منافع که از این آدرس نصیب فامیل و مردم تان کرده اید به غور و بررسی بگیرید …. و بعداً فقط بخاطر خدا و مردم تان تصامیم عاقلانه بر مبنای منافع خود و مردم تان اتخاذ کنید.
وضعیت که امروز در تمام عرصه های انکشافی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی حاکم است واقعاً دردآور و اندوهناک است. اگر وضعیت موجود پیامد عملکرد شما بزرگان نیست که بنام احزاب و جریان ها باهم اختلاف کردید و با گذشت هر روز فاصله ها و شکاف های اجتماعی و سیاسی تان را به نام این و آن چاق تر ساختید ، پس کار کیست؟ لاریب که امروزه فرزندان بیدار خانواده ی غوری که در شهر و دیار شان احساس کمبودی می کنند و نسبت به اشراف زاده گان جایگاه اجتماعی- سیاسی کمتر دارند  در خفا به حکم وجدان به آدرس شما نفرین می فرستند.
می دانم و می دانید که اختلاف شما در شهر که از بی مهری رهبران تان به شهر ارواح میماند سخت متاثیر می شود؛ اما خوب است که بجای اختلاف در سر موضوع که هیچ نوع منافع را متوجه خود و مردم تان نمی سازد کمی بر اتحاد و وحدت خود بیندیشید، اتحاد که ضامن صلح و پیشرفت ماست همه گان تشنه آنیم.
خلاصه باید گفت که ما بجای اختلاف و "هیاهوی بسیار در سر هیچ" اکنون نیازمند حزب و گروهی هستیم که تصمیم گیرنده گان ارشد آن از دیار غور خودمان باشد و پرداختن به مشکلات شهرو دیارمان در اولویت برنامه های آن باشد تا ما هم احساس کنیم که شهروند این مملکتیم، فرق نمی کند که منسوب به رهبر غایب باشد یا رهبر موجود. در غیر آن هرکس دیگر که حاکم تعیین جایگاه شما باشد در چنین مسایل جز عقدورزی و افزایش خصومت فی مابین غوری ها چیزی دیگر نخواهد بود، هر قدر فاصله ها بین شما بزرگان زیاد تر باشد در کل سیمای غور عقب گرد خواهد داشت چون شماستید که هنوز توسن قدرت را در غور قمچین می زنید.

راغب
پنجشنبه سه حمل 1396