آرشیف

2018-2-8

محمد ناصر جهانزیب

افغانستان را عاری از ( ع و غ ) میخواهیم :

( ع = عذاب و غ= غضب)

 افغانستان که دارای تاریخ 5000 هزار ساله میباشد و از لحاظ اهمیت تاریخی نیز دارای جایگاه خاص در آسیا بوده که تاریخ نگاران آنرا از جمله کشور های متمدن آسیایی میدانند و از موقعیت خوب جغرافیایی که دارد توجه تمام ابر قدرت های جهان را بخود معطوف داشته است، از جمله سکندر ، مُغُل ها ، بعدها انگلیس و قشون سرخ (شوروی) اما درین سرزمین نامدار شکست دندان شکن خوردن و نابود شدند.

اما ( ع و غ) چی کردند؟
مردم افغانستان به قیمت جان خویش به پای صندوقهای رای رفتند و برای محترمین هریک آقای (ع) و جناب(غ) رای دادن و اعتماد کردن اما این هردو باهم چ اتلاف کرده و این سرزمین نامدار و کهن را به شرکت سهامی مبدل کردند و تمام نزدیکان شانرا در سمت و پست های کلیدی اسقرار داده اند ، این حروف یعنی( ع و غ ) را اگر از الفبای کتاب ها در افغانستان پاک میکردند بهتر بود چون این هردو حرف در هر زمان مارا بیاد این دوران میاندازد و من وطنم و کتابم را عاری ازین حروف میخواهم.
این کشور الگوی از شجاعت و شهامت در سطح منطقه بحساب میآمد که با شکست دادن کشور های ابر قدرت جهانی مانند انگلیس و شوروی سابق لقب قبرستان ابر قدرت ها را گرفت که بسیاری از کشور های دنیا توانای مقابله را با آن کشور ها نداشتند.

اما افغانستان بعد از ( ع و غ ) چگونه میخواهم؟
من شخصاً افغانستان را عاری از این رهبران فساد پیشه که در راس حکومت و در پست های کلیدی موقف دارند میخواهم ، میخواهیم تمام این کسانیکه در گذشته متهم به بهانه حزب و تنظیم یکدیگر را به قتل میرساندن و علیه یکدیگر جهاد میکردند و مردم مظلوم را به قتل میرساندن محاکمه شوند، افغانها باید از گذشته درس عبرت بگیرند و این کشور خویش را دیگر به تکه های مختلف تحت نام حزب، سمت ، لسان و مذهب تقسیم نکنند.
فعلا افغانستان به یک دیگ سرپوش میماند که هر پشته و مگس خودرا در داخل آن انداخته و انواع پرازیت ها و ویروس های کشنده را پخش میکنند و هیچ افغان احساس به مهار این وضعیت ندارد کشور ما به اشخاص با وجدان بیدار ضرورت دارد و به شخص نیاز دارد که برای این دیگ سرپوش باشد، نه مانند آقای غنی و عبداالله.
آقای غنی و عبدالله ! : من افغانستان را عاری از شما و امثال شما میخواهم ، چون شما هیچ و جه مشترک با این افغانهای مظلوم ندارید، فامیل تان در خارج با ناز و نعمت بزرگ میشود و شما هر روز خون ملت را نوشیده میروید، اگر توانایی مدیریت ندارید لطف نموده افغانستان را بحال خودش بگذارید، از رهبر بوده نمیتوانید رعیت شوید و بگذارید کسانی دیگر چانس شانرا در آوردن صلح و آبادی افغانستان آزمایش کنند، اگر من بجای غنی و عبدالله میبودم بعد از استعفا افغانستان را ترک میکردم ، انستان باید کمی احساس در مقابل وطن و کمی مسئولیت پذیر باشد چیزی را که این دو رهبر وو بقیه اعضای کابینه و یا شرکت سهامی وحدت ملی کم دارند و یاهم هیچ ندارد.
اگر در افغانستان مدیریت قوی سیاسی و دیپلوماسی وجود میداشت افغانستان از لحاظ موقعیت جغرافیائی که دارد، یکی از کشور های خود کفا میبود اما باتاسف که افغانستان توسط اژدهای بنام آمریکا و پسر ناخلف انگلیس –(پاکستان) کوشش های نهای اش را جهت جهت تخریب بیشتر اوضاع مینماید تا افغانستان درین قهقرای تاریخی و خونین بماند.
کشور عزیز ما افغانستان لایق شگوفائی و آبادی را دارد، اما از بی مهری طبیعت و جبر تاریخ بطور روز افزون و ناگهانی از بین میرویم و هنگامیکه از خانه بسوی کار و و ظیفه میرویم هیچ امید برای برگشت دوباره به خانه را نداریم مگر با توکل بخدا چرا این اوضاع در کشور عزیز ما حاکم شده است؟
دلیل اصلی که به کشور باستانی و عزیز ما نمیاید هیچ اراده برای تامین صلح در افغانستان چه از طرف جامعه جهانی و چه از طرف سیاسیون و دولت مردان وجود ندارد. چون اگر امنیت تامین شود تمام این رهبران که به حق این کشور عزیز خیانت کرده است بپای میز عدالت کشیده خواهند شد.
من کشور خودرا میخواهیم سبز بالای هر بام کبوتر های زیبای صلح را پرواز کنان ببینم ، افغانستان بیشتر از آب و نان به صلح و آرامی ضرورت دارد، این امر زمان تحقق میابد آنگاه که همه صلح بخواهیم و دیموکراسی را نهادینه بسازیم.

میهن زیبای من خونبار هستی غم مخور
میکنم روزی تورا گلزار آخر غم مخور

آنکه خنجر بر تن افگار تو کرده فرو
میرسد روزی کنم پیکار آخر غم مخور

کشور زیبا و باستانی و داستانی تویی
میسرایم بهر تو اشعار آسان غم مخور

باشدت الله تعالی یاور و غم خوار تو
صلح و آشتی را شوی سردار آخرغم مخور

به آروزی صلح سر تاسری در کشور عزیز ما افغانستان.