X

آرشیف

عید مستمندان

عید رسیده به دل داغدار

شکوه ز ایام کند بی شمار

 

حال وطن دیده غمش شد فزون

مردم آن خسته و بی روزگار

 

خلق وطن را که به لب خنده نیست

چشم پر از اشک و جگر داغدار

 

نی خبری هست ز نوروز و عید

مردم بیچاره به صد غم دچار

 

نیست سرودی به لبی از طرب

هرکی درین عید بود سوگوار

 

طفل نظر دوخته بر در کشد

آمدن والد خود انتظار

 

آوردش تا که پدر قرص نان

تا کند گرسنگی را مهار

 

قصه‌ی اندوه وطن بس دراز

من بنوشتم یکی از هزار

 

خاطر ایاد گذشته بخیر

کاش چنان عید رسد بار بار

 

محمد اسحاق ثنا

ونکوور

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.