دسته‌ها
Ghor Ghor Province

شماره ماه دلو ۱۳۹۷ ماهنامه فرهنگی سام

شماره ماه دلو ۱۳۹۷ ماهنامه فرهنگی سام
 

 

دسته‌ها
Ghor Ghor Province

شماره ماه حوت ۱۳۹۷ ماهنامه سام

درطي 14سال موزيم كتابخانه ماهنامه سام ومركزفرهنگي نديم آبادتمام لوازم وساخته هاي آن 3مرتبه تخريب وغارت گرديده است درمجموع بيش از36مجسمه فرهنگي بيش از100تابلوي نقاشي خطاطي وبيش 1200جلدكتاب ازموزيم وكتابخانه تخريب وسرقت گرديداست مسئول ماهنامه سام پنج مرتبه بدستور جنگسا لاران فيروزكوه گل
احمدحيدري،عبدالجبارراجي،جانمحمد،محمدآصفي وهمكاران سارنوالي قبلي،قاضي سكندر،قاضي عين الدين وغيره محاكم قبلي زنداني شدم جزخدمت به فرهنگ ومعارف وآگاهي دادن ازجنايت، فساد،خشونت….براي زنان اطفال ومردم كاري نكردم!برايم درغياب اطلاع كذب ساختنددزدان وخرابكارن غيريمسول خودرابنابه روابط وفسادتحريك ميكردندحتي درواحداداري مرابنام بت پرست وغيره توهين وتهديدمينمايندغصب زمينهاي اطراف پارك توسط ميرزااماالله،عبدلجبارراجي،نذيرخان ازرياست عدليه وكيل عبدالرحيم وزورآوران ادامه داردعده درمحاكم عدلي وقضاي مانع دعواي حقوقي من ازطريق ارگانهاي عدلي وقضاي فعلي ميشوندبارهاازطريق ماهنامه سام خواهان تطبيق عدالت وقانون بالاي غاصبين زمين،وخربكار، گرديدم هرباربمن دوسيه اطلاع كذب ومرازنداني ساختندازتمام رسانه هاي ملي وبين المللي ارگانهاي مجري قانون وعدالت تقاضاي بازرسي مجدددرتمام دوسيه هاي قبلي دارم

 

برای دریافت ماهنامه اینجا را کلیک کنید

 

دسته‌ها
Ghor Ghor Province

شماره ماه ثور ۱۳۹۸ ماهنامه فرهنگی سام

سا م ماهنامه ادبي، فرهنگي، اجتماعي ،سياسي سال چهاردهم ثور1398-2019            
پنج بار به ارتباط امورات تعليمي، فرهنگي، هنري و نشر ماهنامه سام زنداني شدم؟
موزيم سلطان غياث الدين غوري،كتابخانه نديم آباد،ماهنامه سام ومركزفرهنگي نديم آبادتمام لوازم،داشته ها وساخته هاي آن 3مرتبه تخريب وغارت گرديده است درمجموع بيش از36مجسمه فرهنگي بيش از100 تابلوي نقاشي خطاطي وبيش 1200جلدكتاب تخريب وسرقت گرديداست مسئول ماهنامه سام پنج مرتبه بدستورگل احد حيدري،عبدالجبارراجي،جانمحمد،محمدآصفي وهمكاران سارنوالي قبلي، قاضي سكندر،قاضي عين الدين وغيره محاكم قبلي زنداني شدم جزخدمت به فرهنگ ومعارف وآگاهي دادن ازضررجنگ،جنايت ، فسادوخشونت بالاي زنان اطفال ومردم كاري نداشتم اسنادوشاهدازخرابكارن داشتم ودارم برايم درغياب اطلاع كذب ساختندافرادمعتاد ودزدرابراي ازبين بردن اين كانون فرهنگي تحريك ميكردندتهديدوتوهين همچنان ادامه داردغصب زمينهاي اطراف پارك راكه به زحمت زيادآبادوسرسبزگرديده است توسط ميرزا اماالله،عبدلجبارراجي، نذيرخان ازرياست عدليه وكيل عبدالرحيم وزورآوران ادامه داردبارهاازطريق ماهنامه سام خواهانتطبيق عدالت بالاي مقامات آلوده به فسادوخرابكاران غيريمسئول گرديدم هرگيزصداي عدالت خواهي ام بنابه روابط،فسادوواسطه شنيده نميشودضديت بافرهنگ،ژورناليزم،ارزشهاي فرهنگي وتاريخي درفيروزكوه ادامه داردازتمام رسانه هاي ملي وبين المللي ارگانهاي مجري قانون وعدالت تقاضاي بازرسي مجدددرتمام دوسيه هاي قبلي دارم.
 

<p dir="rtl" center;"="">شماره ماه ثور ۱۳۹۸ ماهنامه فرهنگی سام

برای دریافت کامل ماهنامه اینجا را کلیک نمائید

 

دسته‌ها
Ghor Ghor Province

شماره ماه جوزا سال ۱۳۹۷ ماهنامه فرهنگی سام

شماره ماه جوزا سال ۱۳۹۷ ماهنامه فرهنگی سام

 

دسته‌ها
Ghor Ghor Province

شماره ماه اسد 1398

28 اسد1398 برابر به صدمين سالگرد استرداداستقلال كشورعزيزمان افغانستان ميباشد، يكصدسال قبل ازامروز در زمان پادشاهي اعليحضرت امان الله خان قيام سراسري مردم سلحشور، قهرمان وتاريخ ساز افغانستان عليه استعمارانگليس كه آفتاب درقلمرواستعماري آن غروب نميكرد آغازگرديد ملتي غيورو باايمان افغانستان ازتمام مليت ها و اقوام ساكن كشوركه نهال آزادي را باخون پاك خويش درتمام دورانها پرورش داده اند دراين روزحماسه سازوسرنوشت سازداوطلبانه اشترك كردندبريتانياابرقدرت آنوقت رابه زانودر آوردند وافتخارجاويدانه آفريدند روح شان شادويادشان گرامي باد.

شماره ماه اسد 1398
 

 

دسته‌ها
Ghor Province نقاشی، رسامی، خطاطی

داکتر محمد ابراهیم ملکزاده در آینه تاریخ

بسم الله الرحمن الرحیم
روز ها رفت و سال گذشت
 
نویسنده: عبدالقدیر علم
 

مقدمه:

یک سال از غروب نا باورانۀ ستاره آسمان ایمان، تقوی، عزت و آزادی گذشت. ثانیه ها، ساعت ها، روز ها و ماه ها رفت. بهار سبز و خزان زرد گذشت و سپیدی زمستان سرد و کرخت از راه رسید، اما  از تو نه خبری شد و نه هم  دیداری به حقیقت پیوست، یکسال با چکیدن خون از دلها و اشک از دیده  ها به پایان رسید. کاش می دیدی که این خیل غم دار با ریزش سرشک غم از سحاب دیدۀ  خونبار چگونه در خم و پیچ جاده ها چشم به راه تو نشسته اند و انتظار دیدار دوباره تو را دارند. حال جاده های مضطرب شهر که هنگام  شور و اضطراب و زنگ خطر بوسه گاه قدم های تو بود، دیگر غبار یاس گرفته و افق خونین شهر هم تنها  ذرات غم و اندوه را به مردم هدیه میدهد. بلی سال پار در چین روزی قلب این حماسه عصر و اسطوره  روزگار در نیمه های جادۀ پر خم و پیچ مبارزه از تپش افتاد  و زود هنگام از باغ زندگی جدا شد. درست صبح سه شنبه  16 دلو 1397 خورشیدی روح قدسی اش از آشیانه عنصری تن جدا و چون تند بادی بسوی بیکرانه ها به پرواز آمد. اى بهار سبز آزادی! ای قامت بر افراشتۀ تاریخ ، ای بحر پُر خروش حماسه ها، تا هنوز بانگ خروشت در گوش و دل ما نواخته می شود. باور نمى‏کنم که با آن همه غیرت و خروش بیکران دیروز، امروز در آغوش تنگ خاک خفته‏اى! شاید با عروج ملکوتی ات ما را ترک کردی و آسمانی شدی! اما هنوز تپش امواج پُر خروش غیرت ات لرزه بر اندام دشمنان مى‏افکند. همه در ساحل بحر پُر تلاطم ایمان وغیرت ات با تند باد حوادث دست و پنجه نرم میکنند و تو در پهنه بیکران این بحر آرام و ساکت در ماندگی ما را به نظاره نشسته ای!
هنوز کوه و دامان، دشت و صحرای غور ماتم زده  در انتظار ترنم گامهاى آرام بخش تو اند، آسمان تاریک وغبار آلود شهر ترا می پوید و پرندۀ قلب شهریان در کنج هیبت آباد تنهائی با لرزش و تپش در التماس صدای امید بخش تو اند. باورکن! ثانیه‏ها به امید بازگشت تو در گردش اند و قلب ها کار نامه های افتخار آمیز ات  را تا انتهاى جاده‏هاى بى کسى از بر کرده اند، تا شاید با برگشت سبز ات، دوباره بهار زندگی را آغاز کنند. بلی همه منتظر توا ند. در پایان انتظار باید اعتراف کرد که یک سال از فراق تو گذشت، یک سال ملتی در انتظار نشست تا شاید بر گردی و یا ظهور روح بلند پرواز و پرخاش گر ات در کالبد یکی از همسنگران و بازماندگان ات قلب های پژمرده، روح های افسرده و چهره های آزرده زده درماندگان راهت را نوازش دهد؛ اما هیهات که چنین نیست لاجرم باور کنیم که رفته ای و بر نمی گردی! تو دیگر با زمینیان وداع کرده ای و ما را تنها گذاشتی! بهشت برین جایگاه ات باد. حال در آستان سالگرد پرواز آسمانی ات با بر شمردن قطره ای از خصوصیات و کار نامه های عزت آفرین و افتخار بخش یاد و نام ترا در صفحه ذهن خویش به تصویر میکشیم.

 

هدف نویسنده

تذکر: اگر خواسته باشیم یکی از شخصیت های نامدار تاریخ به بزرگی داکتر محمد ابراهیم ملک زاده را معرفی و چهرۀ معنوی و مادی آنرا در آئینه تاریخ به نمایش بگذاریم، باید دیوان های به حجم بزرگی شخصیت آن نوشت. از آنجائیکه نام و یاد ملکزاده در دل تاریخ پر ماجرای افغانستان  به مثابۀ کوه های قد بر افراشته در روی زمین برجستگی دارد، کسی نمیتواند تمام ابعاد زندگی آنرا در لا بلای اوراق یک رسالۀ کوچک به تشریح بنشیند .
هدف از ترقیم و تدوین  این رسالۀ کوچک زیر نام  ملکزاده در آیئنه تاریخ  ذکر فشرده و چکیده از اوصاف، خجسته، نیکو، پُر افتخار و کار نامه های ماندگار و پُر افتخار او به مثابه بر داشتن قطرۀ از بحر بی پایان و پر طلاطم خواهد بود. این نوشته به هیچ صورت معرف کامل شخصیت او و مبیین تمام ماجرا ها و تحولات شگفت انگیز زندگی پر تپش ملکزاده نیست و نخواهد بودُ بلکه یک یاد واره گذرا و به یاد ماندنی در دل تاریخ خونین و رنج آشنای این دیار از یک قهر مان مرد دیار غور و یکی از طلايه داران نیک سرشت و پاک طینت سلالۀ غوریان است که هر عنوان این یاد واره میتواند دروازه و منبع برای نوشتن دیوان ها در مورد شخصیت داکتر محمد ابراهیم ملکزاده باشد. شاید دوستان و نزدیکان هر کدام خاطرات با ارزش و پر شکوه در لوح خاطر داشته باشند که با انتقال این خاطرات از صفحه حافظه ذهن بر روی ورق های کاغذ، کتاب های بزرگی را به زینت طبع برساند و من با در نظر داشت محدودیت های زمانی و  مکانی آنچه دَین مرحوم ملکزاده برعهده خود دانستم به حد توان به شرح ذیل تقدیم حضور دوستان و مشتاقان راهش می نمایم .

مطلب کامل در اینجا

 

دسته‌ها
Ghor Province ولایت غور

معرفی ولسوالی تازه تاسیس مرغاب:

مرغاب در فاصله 130 کیلومتری شمال مرکز ولایت غور موقعیت دارد، این منطقه به اساس در خواست مردم مرغاب به تاریخ  ۹ جوزا ۱۳۹۸ طرح تاسیس ولسوالی مرغاب توسط ریس جمهور غنی منظور شد. بربنیاد این طرح، شهر شورابه، مرکز این ولسوالی خواهد بود. مرغاب منطقه ای وسیع است در شمال فیروز کوه(مرکز ولایت غور) که شمالا محاط است به ولسوالی کوهستانات سرپل، شرقی وصل است به ولسوالی لعل وسرجنگل، غربا وصل است به ولسوالی چهارسده، جنوبا متصل است به ولسوالی دولتیار وجنوب غربا وصل است به شهر فیروز کوه.

مرغاب دارای ۳۲ قریه متر مربع مساحت بود ونفوس آن بیشتر در زمان تاسیس ۱۹۰۰۰ تخمین شده است.
قوم ‌وتبار مردم مرغاب: مردم مرغاب به صورت عموم از قوم تاجیک( مناطق اسبرف، وسایرمناطق ) بوده، وبه زبان فارسی وبه لهجه ای بدخشی صحبت می کنند، رنگ گندمی، بینی باریک وبلند، چشم سیاه وقد بلند خصوصیات نژادی مردم مرغاب را شکل می‌دهد.
رسم ورواج مردم مرغاب: رسم ورواج این مردم کاملا صبغه ای آرایی دارد، تجلیل از نوروز، لباس نو پوشیدن در نوروز، رنگ کردن درختان ‌و تبریکی دادن نوروز به یک دیگر همه نشانه های فرهنگ سابق آرای است که هنوز وجود دارد. 
پیداوار ولسوالی مرغاب: در داخل دره مرغاب به دلیل آب وهوای مناسب انواع درختان مثمر وغیر مثمر رشد ونمو می کند. چهار مغز، سیب، انگور، توت، زردالو، آلو به ‌وفرت یافت می‌شود. مردم مرغاب زراعت پیشه بوده؛ گندم‌، جو ونخود در زمین های للمی کشت می‌شود. 
طرز زنده گی مردم مرغاب: مردم مرغاب در درون دره مرغاب ودر دوطرف دریای مرغاب زنده گی می کنند، مردم مرغاب مثل نیاکان آرایی شان زنده گی صحرا نشینی نیز دارند، بدین که این مردم یک زنده گی دوفصله دارند، در خزان ‌وزمستان در داخل دره مرغاب زنده گی می‌کنند ودر بهار ‌فصل تابستان در دامنه های کوه کوچ می کنند؛ کوچ کردن به دامن طبیعت وزنده گی چند ماه در دامنه های کوه از سابق تا هنوز به قوت خود باقی مانده وکوچکترین تغیر تا به حال به آن وارد نشده؛ البته کوچ کردن در بهار به دامنه های کوه بیشتر بخاطر جمع آوری محصولات حیوانی است.
مناظر طبعی:  مرغاب به دلیل داشتند کوه های سر به فلک کشیده وموجودیت دریای مرغاب از جمله مناطق دیدنی وسیاحتی غور به شمار می رود؛ در کوه های مرغاب حیوانات وحشی از قبیل آهو، گرگ ‌روباه نیز وجود دارد.

نویسنده: محمد حسن روستایی لیسانس حقوق از دانشگاه کابل

معرفی ولسوالی تازه  تاسیس مرغاب:

دسته‌ها
Ghor Ghor Province

شماره ماه حوت 1398 ماهنامه فرهنگی سام

شماره ماه حوت 1398 ماهنامه فرهنگی سام

 

دسته‌ها
Ghor Ghor Province

شماره ماه دلو 1398 ماهنامه فرهنگی سام

شماره ماه دلو 1398 ماهنامه فرهنگی سام

 

دسته‌ها
Ghor Province نقاشی، رسامی، خطاطی

نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟

 
نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟
 
درکشور ما رسم است که بعداز وفات شخص به زندگی نامه اش می پردازند، اما همین اکنون لازم دانستم تازندگی نامه شخصیت را به معرفی بگیرم که سراسر عمرخویش را برای مردمش وقف وچندین بار زیر چاقوی دوکتوران به عمل جراحی شتافت و بعد از بهبودی دوباره به خدمت گذاری اش ادامه داد.
از روز های طفولیت اش می شناسم، اودرروزهای اول مکتب خیلی متجسس و سوال پرس بود، تنها درمکتب رفت وآمد میکرد و باکسی درآویز نمیشد، معلمین دوستش داشتند و نیمه ی نامش را می بردند، (نثار) صدایش میکردند، بعضی سوالات را از جد مادری اش می آموخت و برای کسب بیشتر معلومات درصنف از معلمین دوباره می پرسید و خود را تا کاملأ وارد موضوع نمیکرد قناعت نداشت، هی پشت سرهم می پرسید چرا( به قول خودما به چی) این طور و یا آنطور؟
نثاراحمد حبیبی غوری؛ فرزند حبیب الله در قریه غوک ولسوالی شهر ولایت غور درحدودسال(  1342 )چشم به دنیا گشود، پدرش از جمله اهل کسبه، جد پدری اش شاعر، نویسنده و درعین زمان اهل تصوف بود، اما جد مادری اش از جمله روحانیون نهایت متقی که حتا مردم به او ارادت کامل داشتند و ازایشان دررفع مشکلات شان استمداد می جستند.
بعد از صنف نهم از متوسطه کمنج وارد مکتب افسران شد، به رموز نظامی خیلی عالی درخشید، به یکی از نهاد های نظامی شروع به کار نمود، او بیشتر از آنچه اهدافش بود کار میکرد، درهدف گرفتن دقیق و درعمل ساعی بود، تحولات دو دهه اخیر بر روانش تأثیر ناگوار نموده خدمت نظام را رها و به اداره ی دولتی رفت.
تحصیلات عالی را در بخش اقتصاد در کشور اتحاد شوروی وقت سپری کرد، او ده هاکورس مدیریت عالی را دردانشگاه امریکایی کابل، و کشور های خارج زیر نظر اساتید بزرگ آموخت، و به ده ها سیمینار آموزشی تخصصی را درداخل و خارج کشورشرکت ورزیده و چندین اسناد آموزشی، بیشتر از 300 تقدیر نامه، سپاس نامه از ادارات دولتی، غیر دولتی، مردمی و بین المللی دارد.

 

نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟  
نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟

نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟

نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟

نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟

نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟

نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟

 
افتخارت معنوی او:                                                                  
  1. مدال طلایی مدال طلایی اتحادیه فرهنگی اروپا      
  2. مدال افتخاری سفارت آمریکا در کابل
  3. دو مدال از اتحادیه های کارگری افغانستان
  4. یک مدال از شاروالی کابل

 

همچنین به تلاش و پشت کار وی :
  1. تغیر نام چعچران به فیروز کوه
  2.  باز نمودن آرامگاه سلطان غیاث الدین غوری بعد از قرن ها
  3.  پخش عکس های سلاطین غوری در ادارت دولتی بخصوص جابجائی عکس های سلاطین غوری در رو ز های ملی وتاریخی بعد از تصاویر سلطان محمود غزنوی
  4. پخش و نشر عکس های سلاطین غوری در مجله اردو
  5. نام گذاری دو جاده و یک چهار راهی کابل بنام سلطان غیاث الدین غوری و سلطان شهاب الدین غوری
  6. تزین کاری آرام گاه سلطان غیاث الدین غوری در جنب مسجد جامع بزرگ هرات
  7. سی مصاحبه تلویزیونی در مورد بنیاد و بنیاد فرهنگی جهانداران غوری
  8. رنگی ساختن عکس های سلاطین برای اولین بار در تاریخ
زمانیکه به ریاست تنظیم مارکت های شهرداری کابل برگزیده شد، تغییراتی شگرفی درامور مارکت ها، دوکانها و مغازه های شهر کابل بوجود آورد، نظم شهررا آراسته به نظام شهرداری ساخت، صنوف مختلف تجاری را از هم تفکیک و اتحادیه های مختلف را راه اندازی نمود، هر صنف مطابق به خواست شان تحت قوانین شهرداری فعالیت های شانرا رونق بخشیدند.
مقام شهرداری وقت کابل به پاس خدمات او ریاست تنظیف شهر داری را به وی سپرد، او که ازانرژی و توان کاری خاصی برخوردار بود، دراین سمت کارهای زیادی را راه اندازی و مستقیمأ با دونر های مختلف برای صفایی شهرهفت ملیونی کابل تماس های مکررداشت، دراین راستا هم پروژه های مهم و ارزشمندی را درجهت پاکی شهر کابل راه اندازی کردو چهره ی شهر کابل را یک زمانی به کثافت دانی مبدل شده بود تغییردادو کابل زیبایی امروزی را می توان بازده کار های او دراین بعد کاری اش حساب کرد.
حبیبی در مدت مدیریت اش در شهر داری کابل فرصت خوبی برای رشد علم و فرهنگ به دست داشت و به قول خودش دست به قلم بردو با نوشتن کتاب های زیادی را نوشت و یا برای چاپ نوشته های دیگران مساعی بیدریغانه ی بخرچ داد، اولین اثرش برای بهبودی شهر کابل و داشتن عواید اقتصادی کتاب « کتاب کثافات جامد شهری» بود، در آغاذ فصل اول این کتاب نوشته است:
شرایط ناگوارجنگ درکشورما، ازدیاد جمیعت شهر نشینی ، هجوم سرسام آورمردم به شهر کابل، عدم آگاهی از فرهنگ شهری  عواملی بوده اند که همکاری اهالی پایتخت را به نظافت شهر ضعیف ساخته و باگذشت سالیان متمادی و بحران جمیعت روبه فزونی گذاشت، شهر بصورت غیر پلانی توسعه یافت وتا دامنه ی کوه ها گسترش پیدا کرد که نحوه ی جمع آوری کثافات جامدبه مشکل مواجه گردیده و به هر گوشه و کنار به شکل پراکنده و ذخیره انبوه تبدیل گردید، امکانات و ظرفیت های ریاست عمومی تنظیف شاروالی کابل نیز تغیر نیافت و به همان شکل بومی و قدیمی باقی مانده بود توجه مقامات دولت نیز در اکمال و بلند بردن ظرفیت های ریاست عمومی تنظیف شهر کابل قابل لمس نبود.
در همین فصل آمده که ریاست تنظیف توانیست طرح جامع برای از بین بردن کثافات جامد را بصورت عملی که عبارت از:     (تولید، جمع آوری و دفن باشد رویدست گرفت.) این کتاب راهنمای خوبی است برای کسانیکه دراین عرصه درتمام شهر های افغانستان فعالیت دارند.
حبیبی برای ارتقای فرهنگ شهر نشینی و ساختار یک کابل دارای فرهنگ عالی و یک پایتخت نمونه؛ کتاب ما چه کرده ایم؟ که یک نوشته تخصصی در باره نظافت شهر کابل است نیز به نشر رسانید این کتاب فعالیت های شهرداری را دربخش تنظیف بصورت مستند توضیح میدهد و نشان دهنده ی شفافیت کاری یکی از ارگانهای شهرداری کابل را نشان میدهد، کتاب مذکور گویای از صداقت وراستی یک مسئول را دراداره نشان میدهد.
و ده ها مقاله و اثر دیگر که به اهتمام حبیبی جمع آوری و به دست نشر سپرده است، اداره یا سازمان که برای پیشرفت کشورش بیندیشد و یا درفکر تعالی وطن ووطندارانش باشد همیشه افکار دو بعدی دارد؛ یکی بلند بردن فرهنگ توسعه ودیگرش کار های عملی و بنیادی، که این دو مسیر برای جبیبی غوری به مثابه وظیفه و مسئولیت جدی بشمار رفته و همیشه برای تحقق آن جان نثارانه کار می نمود.
نثار احمد جبیبی که از تبار غوری هاو شنسبی نژاد است، محرومیت های تاریخی مردم غور اورا زیاد رنج میدهد، امروز درکابینه دولت های دموکرات و اسلامی از کدر های علمی و تخنیکی غوری ها اثری نیست، برای باز سازی غور حتا راه و برق کوچکترین توجه ی وجود ندارد، اورنج می بردو برای رسیدن به مقامات درب هیچ مقامی را نمی کوبد، او همیشه درفکر آنست تا تاریخ با ابوهت غور را باری به مطالعه آنانی برساند که آزمندانه آنرا به ورطه ی فراموشی سپرده اند و یا تحریفاتی درقسمت غوری ها و غوری تباران بوجود آورده اند.
این رنج او سبب شد تا در سال ( 1388 ) به همکاری اکادمی علوم افغانستان، استادان دانشگاه،به شرکت ده ها تن ازاندیشمندان، اهل قلم، شخصیت های خبره، جوانان، شورا ملی، شخصیت های کوردیپلماتیک مقیم کابل سیمینار علمی را تحت عنوان ( امپراطوری غوری ها و جایگاه آن درتاریخ) را راه اندازی و مدت دوروز این سیمینار با پیام ریاست جمهوری جمهوری اسلامی افغانستان، پیام مجلس نمایندگان، صحبت های سفارت کبرای ایران مقیم کابل و ده ها مقاله ی علمی ادامه یافت، که دراین سیمینار حبیبی غوری نقش محوریت داشته درسازماندهی، اطلاع رسانی، امورلوژیستیکی نقش بارزداشت.
ناگفته نماند، بعد از سیمینار به تشکیل یک بورد مشورتی از اکادمیسین ها، استادان دانشگاه، اهل خبره، نویسندگان و پژوهشگران کشورپرداخت که سرانجام بعد از بحث های همه جانبه نهادی را تحت نام« بنیاد فرهنگی جهانداران غوری» اساسگذاری و دررأس آن محترم فقید دیپلوم انجینیر عبدالرحمن غوری قرار گرفت.
علاوه باید کردچندی قبل محترم انجینیر عبدالرحمن غوری به اثر مریضی که داشت دارفانی را وداع و شخص حبیبی مسئولیت بنیاد را طی یک همه پرسی (رفراندم) که از طریق رسانه ها به نشر رسید به عهده گرفت و همین اکنون میخواهد بنیاد را با طرح های جدید و فعالیت های جدید دوباره احیای مجدد نماید.
اما فعالیت های که طی مدت بیشتر از یک دهه دربنیاد جهانداران غوری صورت گرفت، حبیبی مستقیمأ بحیث معاون بنیاد درتفاهم به ریاست بنیاد و اعضای رهبری آن انجام داده است عبارت اند از:
درگام نخست، باز نویسی تاریخ پرافتخار امپراطوری  غوری ها( طبقات ناصری) که با حواشی و تعلیقات غیر قابل قبول توسط تاریخ نویس مشهور کشورمرحوم عبدالحی حبیبی از طریق انشارات دانشگاه کابل به نشر رسیده بود دوباره چاپ، حواشی مزید آن حذف گردید و این تاریخ بی بدیل از دو جلد به یک جلد بصورت حقیقی آن دو بار به زیور چاپ آراسته و به دسترس علاقمندان قرار گرفت و همچنین آثار دیگر که سالها درانتظار چاپ بود و یا نویسندگان محترم نسبت مشکلات اقتصادی نمی توانستند به نشر اثر شان بپردازند به همت، حمایت و هزینه بنیاد توسط شخص حبیبی زیور چاپ یافت که ازجمله به اثرات ذیل می توان توجه کرد:
  1. مجمع الاجواهر اثر الحاج سید محمد رفیق نادم رئیس بنیاد فرهنگی جهانداران غوری حوزه غرب
  2. اشعار مولوی نعمانی رئیس بنیاد فرهنگی جهانداران غوری ولایت بادغیس
  3. کابل دیروز، امروز و فردا اثر نثاراحمد حبیبی غوری
  4. کابل شهر متر وپولیس اثر نثار احمد حبیبی غوری
  5. آتش عشق (اثر عبیدالله سرحدی) در سه نوبت به اهتمام نثار احمد حبیبی غوری
  6. ماچه کرده ایم اثر نثار احمد حبیبی غوری
  7. سلطان رضیه غوری در دو نوبت گرد آوری و نوشته های نثاراحمد حبیبی"غوری"
  8. تاریخ طبقات ناصری (بازنویسی و بدون تحشیه و تعلیق) به اهتمام و کوشش نثاراحمد حبیبی"غوری"
  9. جغرافیای تاریخی غور اثرپروفیسوردوکتور عزیز احمد پنجشیری به کوشش نثاراحمد حبیبی"غوری"
  10. تاریخ افغانستان اثر محترم دوکتور شاه محمود محمودبه کوشش انجنیر عبدالرحمن غوری
  11. تاریخ امپراطوری غوری در دو نوبت به کوشش انجنیر عبدالرحمن غوری
  12. گلی از شاخه آفتاب اثر سید شکیب زیرک
  13. دوبیتی های ملنگ صمد به اهتمام استاد نبی ساقی
  14. استوره جهاد و سازندگی اثر میرزا خواجه محمد به اهتمام و تصحیح نثاراحمد حبیبی"غوری"
  15. در ضیافت خدا خاطرات دوکتور محمداکرم(( خاموش)) از سفر حج در شعر به اهتمام نثاراحمد حبیبی"غوری"
  16. اشعار هجری ساغری به اهتمام نثاراحمد حبیبی"غوری"
  17. کابل لرغونی اثر دری و پشتو از پوهاندرازقی نریوال
  18. سلطان رضیه غوری هشتم مارچ اثر پروفیسور عزیز احمد پنجشیری به کوشش نثاراحمد حبیبی"غوری"
  19. گلزار عاشقان خلیفه ملا احمد فقیری به کوشش نثاراحمد حبیبی"غوری"
  20. خشونت و خشونت زدایی اثری فرهنگ ساغری
  21. اسناد سیمینار امپراطوری غوری ها
  22. ماهنامه شنسبانیه که از طریق بنیاد فرهنگی حوزه غرب به نشر می رسد
  23. خودم را رفته اهومی کنم اثر فردین ایثار یکی از جوانان فاریاب
  24. مردان آزادی اثر محمد حامد
  25. نهج البیان اثر دانش کمالی
  26. گلی نور اشعار اثر نورمحمد شاعر "غوری"

زیر چاپ

  1. غزلیات قاضی شمس الدین "حیران"
  2. گرد آوری تاریخ غوری ها
  3. تاریخ تولک اثر سید محمد رفیق نادم
  4. غزلیات خلیفه ملا محمد کریم عشیق
  5. اعلیحضرت شیر شاه سوری
  6. مدیریت منازعه اثر محمد نظر حزین یار
  7. آموزش صحت اثر محمد نظر حزین
حبیبی غوری تماس های فرهنگی را در داخل و خارج کشور توانست شناخت امپراطوری غوری را یک بار دیگر در سطح منطقه توسعه بخشد، چنانچه در جریان فعالیت های بنیاد، معاون بنیاد فرهنگی جهانداران غوری نثار احمد حبیبی غوری از طرف بنیاد شهریار در کنگره ادبیات پارسی دعوت شده بود. و سفر کاری که آقای حبیبی غوری در امریکا نموده بود، بنیاد با اندیشه ایجادش درآن کشور معرفی گردیده است.
او ملاقات های در سفارت افغانستان مقیم هند و سفیر کبیر هند مقیم کابل داشت و روی فرهنگ مشترک و آثار غوری ها در سر زمین پهناور هند داشت، او کوشید روابط فرهنگی را با بنیاد های فرهنگی هندو ستان جهت مطالعه بیشتر آثار مکتوب و غیر مکتوب عصر غورها درهند مساعد سازد.
او مجله ماهوار شنسبانیه را به مثابه ارگان نشراتی بنیاد جهانداران غوری سازماندهی نموده از طریق حوزه غرب، درهرات باستان به مدت سه سال موفقانه نشر نمود، این مجله معرف دوره های حکمرانان با علم و فرهنگ سلاله آل شنسب بود، با تأسف نسبت مشکلات اقتصادی مدتیست از نشر باز مانده است.
حبیبی غوری طی راه اندازی شب های شعر، یاد باره های از سلاطین با عزت غوری، محافل وسالگره های تاریخی نقش کلیدی داشته توانست درمدت یک دهه و اندی از طریق مصاحبه های تلویزیونی حقیقت تاریخ را علاوه برمردم نجیب و شریف کشور به جهانیان نیز برساند.
حبیبی همین اکنون در تقلای باز سازی بنیاد جهان داران غوری بوده کدام سمت دولتی نداردو با استادان دانشگاه ها واهل قلم تماس های مستمری داشته و برای فعالیت های مجدد بنیاد، طرح ها و نقشه های علمی فرهنگی را رویدست دارد، ما به طول عمراودعا نموده وجودش را یکی از غنایم پربارکشور بخصوص برای مردم محروم غور میدانیم.
       
 نثار احمد حبیبی غـوری کیست؟