آرشیف
خداوندی که من دارم
احمد محمود امپراطور
نباشد غیــر اشک و ناله، لبخندی که من دارم
بدردِ دل نمی ماند همیــــن دردی که من دارم
در آتش سوختــم در آب غرق موج ها گشتم
ندانم غیری غفلت چیست ترفندی من دارم
هـــــــــــوا دارد سرِ سودا پرستِ تن پریشانم
غم مستقبل و ماضیست پیوندی که من دارم
جــــگر از گرمی شوق وصالش گاز میگیرم
بجـز زهر هلاهل نیست این قندی که من دارم
دو تا شد قامتم از هجر و دست من نمی گیرد
پری رو صورتی، سروی برومندی که من دارم
تمـــــام هستی باشـــــد کارگاهی خلقتِ نازش
کمی بی پرده میگویـم خداوندی که من دارم
سرشـــــکم آب زمزم، قلب من دارالمکان او
چه بهتـــــر زین حیاتِ آبرومندی که من دارم
زبانم جاری شد از شعر های شکرین بارش
خُمــــارم نشـــکند محمود، آوندی که من دارم
—————————————-
احمد محمود امپراطور
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور