X

آرشیف

یــــــــــــار رفـــت

چون فروزان شعله آمد عقل ویران کرد و رفت
بغض تلخ حسرتِ اندوه نمایان کرد و رفت

در میان پیش گویی های علم عاشقی
خلق را از سحر عشق خویش حیران کرد و رفت

چون حنا دلخون ز بوسی بودم و از تشنگی
غنچۀ نشگفتۀ شوقم پریشان کرد و رفت

نیستم در اعتقادم بت پرست اما و لیک
آن بت زیبا خراب آئین و ایمان کرد و رفت

خیره ام در جاده ها دنبال رد پای او
کز مهیب یک سکوتم بند زندان کرد و رفت

آفتی در دل فتاد از جلوه ئ آن سیم تن
با مد و جذر محبت عشق کتمآن کرد و رفت

چرخش اشک خوشی در حول و حوش چشم او
خانۀ دل را ز بن چون برگ لرزان کرد و رفت

خفته اندر آسمان چشم او بس راز ها
زین یکی رازش همی سر گیچه یزدان کرد و رفت

قدرت من در کلام "دوستت دارم" چه بود؟
مویه های خلوت آهم فراوان کرد و رفت

میوزم چون باد پائیزی به باغ زندگی
همچو شمعم زاندرون سینه سوزان کرد و رفت

رنگ شیدایی گرفت و زهر هجرانم چشاند
درد عشقش را در این ویرانه پنهان کرد و رفت

زیر پایش چون غبار از خود فرو ریزد شکیب
کوره راه عشق را لیلا فروزان کرد و رفت

 

X

به اشتراک بگذارید

نظر تانرا بنویسد

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.