X

آرشیف

یادی از مردی نیک‌نام و خوش‌مشرب

میرزا شهاب‌الدین حسنی

این سطور یادآور مردی مهربان وخوش قلب است به نام میرزا شهاب‌الدین حسنی که در تاریخ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵ در فیروز کوه یا چغچران مرکز ولایت غورچشم از جهان فانی فرو بست و به لقای پروردگار شتافت. یاد او، یاد انسانی است نمونه، سخاوتمند و خوش‌مشرب؛ مردی که با همه با محبت، صمیمیت و رویی گشاده رفتار می‌کرد.

در روزگاری که سردی و فاصله میان مردم سایه افکنده بود و کمتر کسی به دیگری سلامی می‌داد، دروازۀ خانۀ میرزا شهاب‌الدین همیشه به روی مردم ولایت غور باز بود. لقمه‌ای که داشت، هرچند اندک، با سخاوت میان همه تقسیم می‌کرد و سفره‌اش همواره رنگِ مهربانی و انسانیت داشت.

او جوانان را پیوسته به درس، مطالعه و تحصیل تشویق می‌کرد و هرکس استعداد و پشتکار بیشتری داشت نزد او عزیزتر بود. حقیقتاً مشوقی راستین و انگیزه‌بخشی بزرگ برای نسل جوان بود.

یاد و نامش گرامی باد؛ خداوند روحش را غریق رحمت کرده و درجات بلند به او ارزانی فرماید.

چرا میرزا شهاب‌الدین حسنی انسان نمونه بود؟

آشنایی من با میرزا شهاب‌الدین حسنی به اواخر سال ۱۳۵۷ برمی‌گردد؛ مردی بزرگوار که در ولسوالی تیوره ولایت غور چشم به جهان گشوده بود و همان سال به کابل، پایتخت افغانستان، آمد. در آن روزگار، کمتر کسی از مردم غور در کابل خانه و سرپناهی داشت. تنها کلبۀ کوچکی که متعلق به مرحوم وکیل فخرالدین خان غوری ـ نمایندۀ مردم غور در شورای ملی حکومت ظاهرشاه ـ بود و در منطقۀ کوته‌سنگی موقعیت داشت، پناهگاه شماری از هم‌ولایتی‌ها شده بود. همین خانه نیز به‌صورت عاریت از سوی وکیل فخرالدین خان و فرزندانش به میرزا شهاب‌الدین سپرده شد.

در همان سال، خواهرم بیمار شده بود. پدرم همراه با شهید ارباب عبدالقدیر خان به کابل آمده بود. ارباب قدیر از گذشته با میرزا شهاب‌الدین حسنی که هر دو از یک منطقه در تیوره بودند آشنایی داشت. چند شبی را مهمان ایشان شدند و من نیز برای دیدار پدر و خواهرم به آن خانه رفتم. در آنجا بود که برای نخستین‌بار میرزا شهاب‌الدین و همسر مهربانش را دیدم؛ زن و شوهری با قلبی بزرگ، پیشانی باز و مهمان‌نوازی بی‌دریغ. با آنکه امکانات چندانی نداشتند، اما بزرگواری و همت‌شان به بلندای کوه چهل‌ابدال بود. در همان مدت کوتاه، هم آشنایی ما شکل گرفت و هم دوستی و محبت‌مان عمیق‌تر شد.

ویژگی‌های برجستۀ میرزا شهاب‌الدین حسنی

در دورانی که وضعیت اقتصادی‌اش بسیار ضعیف بود و اوضاع سیاسی افغانستان به نهایت آشفته و ملتهب، میرزا شهاب‌الدین خانه‌اش را به محفل همدلی و هم‌نشینی مردم غور بدل کرد. حکومت وقت، هرکس را که خارج از حزب و ساختار قدرت بود «دشمن» می‌خواند و شعار «سر بلند باد دوستان خلق، سرنگون باد دشمنان خلق» مردم را در برابر یکدیگر قرار داده بود. با این همه، آستانۀ خانۀ میرزا شهاب‌الدین قبله‌گاه محصلان، جوانان و متنفذان غور بود؛ جایی که در شب‌های جمعه، شمار زیادی از محصلان غوری‌تبار گرد هم می‌آمدند.

در همان کلبۀ کوچک، همسر نیک‌سیرتش هر آنچه در توان داشت در سفره می‌گسترد و همه کنار هم نان می‌خوردیم و صحبت می‌کردیم. بسیاری از همان جوانان با یکدیگر اختلاف داشتند، اما میرزا شهاب‌الدین و همسرش همیشه تأکید می‌کردند که در این خانه، هیچ‌کس به دلیل سمت، قوم، حزب یا گروه داوری نمی‌شود؛ همه اهل غوریم و بر سر یک دسترخوان می‌نشینیم.

میرزا شهاب‌الدین خان و همسرش در سال‌های ۵۷ و ۵۸ محبت و خدمات فراوانی در حق من روا داشتند. دو فرزند برومندشان ـ داکتر غلام‌رسول و دکتورس نوش‌آفرین ـ نیز همچون خواهر و برادر کوچک‌تر همیشه با احترام با من رفتار می‌کردند.

در سال ۱۳۵۹ که از کابل بیرون شدم، یکی از آرزوهایم این بود که روزی خداوند توانایی دهد تا بتوانم محبت‌ها و نیکی‌های آن خانواده را جبران کنم. پس از دوازده سال، دوباره به کابل بازگشتم و خداوند را سپاسگزارم که شرایط فراهم شد و تا حد توان توانستم به عهدی که بسته بودم وفا کنم. اما حقیقت این است که آنان در روزگار تنگ‌دستی و دشواری برای من احسان کردند، در حالی که من در زمان قدرت و توانایی توانستم اندکی از آن نیکی‌ها را جبران کنم. حتی شبی در همان سال‌ها، زندگی‌ام را مدیون شهاب‌الدین خان و همسرش هستم.

به یاد دارم زمانی را که یک فرد انقلابی قصد داشت به جرم مطالعه‌ی کتاب محمد قطب و داشتن سندی نزد من، مرا به ادارۀ اکساء یا خاد بسپارد. اما همسر شهاب‌الدین خان با زیرکی خاصی سندها را از من گرفت. آن فرد که به‌ظاهر صاحب صلاحیت و سخت‌گیر بود، چیزی نیافت و از جرم «کتاب خواندن» گذشت. این تنها بخش کوچکی از مهربانی‌ها و نجابت‌های آن خانواده در حق من بود.

اکنون که میرزا شهاب‌الدین خان دار فانی را وداع گفته، از خداوند بزرگ مسئلت دارم که بهشت برین را نصیبش گرداند و به بازماندگان نیک‌اندیشش خانم مهربان صبر و استقامت عطا فرماید.

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب