آرشیف
کشتی عشق
داکتر فیض الله نهال ایماق
بخت و طـالـع مگرم، بر سر کار آمده است
بهـر پرسـش زره ٔ لطف، نگـار آمده اسـت
کـار مـا بـود چـو بسـمـل، به تپش اما یار
به تماشای من خسته ی زار آمده است
غوطه در بحر فـراقـش زدم و غـرق شـدم
کشتی عشـق که دیده، بـکنار آمـده اسـت
از خـزان زردی گل هسـت ز فیض قدمـش
بر سر مرقد من، فصل بهار آمده است
نقد جان تحفه به پایش نکم آه چکنم
کان جفا جو، به دیار من زار آمده است
دل من بند به زلفش مگر از بی خبری
بت صید افگن من، بهر شکار آمده است
شامگه رفت ز پیشم، بت خورشید جبین
تا سحر ناله ی من، از دل زار آمده است
با چنین چشم چو آهو، حذر از صید رقیب
بی خبر بر طرفم، رو به فرار آمده است
بسکه محوم من « ایماق» به مهر رخ او
کی توانم که ببینم به چه کار آمده است
***
داکتر فیض الله نهال یماق
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور