آرشیف

2014-12-26

استاد محمود بی پروا

کدام کارهای دولت خدمت گفته میشود؟

 
مردم افغانستان توقعات عجیبی خدمتگزاری را ازدولت دارند. بعضی ها از دولت خواهان عدالت هستند به نحوی که ظالم را نگذارد که به مظلوم ستم کند. یک تعداد کمک های مجانی دولت را خدمت گویند. عده ئی محو دزدی، چپاول، قطاع الطریقی وامثال اینهارا خدمت مینامند. اعمار تعمیرها وبلند منزل ها از دیدگاه بعضی ها خدمت خوب دولت دانسته میشود، روحانیون اعمار مساجد واماکن متبرکه را خدمت میدانند وبهمین ترتیب انسانها برداشت ها ی معتنابهی از خدمت دولت دارند.
اما از نظر بنده خد مت آنست که دولت بعموم اتباع خویش نماید نه بریک گروه ویا دسته خاصی از مردم کشور خویش.اگر دولت تعمیر های خوب ولکس را برای مامورین خویش میسازدویا منازل رهایشی را به ایشان تدارک می بیند ویا معاش وکوپون برای انها تهیه میکند ویا سرک هاو ادارات کارکنان خودرا به بهترین وجه جور میکند  اینگونه کارها صرف خدمت به کارمندان دولت حساب میشود نه به مردم. وظیفه دولت خدمت همگانی است وباید کارهائی را انجام دهد که عامه مردم از انها مستفید شوند که مهمترین اینها از اینقرار خواهند بود:

  1.       تامین امنیت : یکی از وظایف حاد خد مت گزاری دولت به ملت آوردن نظم وامنیت میباشد. از فضای امن ومصئون هرفرد بهره مند میشود. امن وآرامی سبب رفاه جامعه وترقی کشور میگردد. مردم با اطمنان کامل وبخاطر آرام به کار زندگی مشغول بوده وبه دست یافتن در بیغمی وبلند بردن صطح زندگی خودها فایق میگردند.امنیت که عبارت ازهمان فضای صلح واخوت میباشد، پیام آور نیک بختی، سعادت ورستگاری از همه مصائب، آلام وغمها  و ایجاد شادمانی درتمام عرصه های زندگی میباشد. کشوری که از صلح برخور دار است ، مردمانش شاد،آرام ، مرفه و آسوده میباشند. پیشرفت وترقی محصول حیات این مردم میباشد.

 بدبختانه درکشور ما که امنیت وصلح نیست مردم ما بهر نوع مصائب روزگار مواجه اند، اختیار دار زندگی خویش نیستند، قتل،ویرانی، قساد، چور، ظلم، خلاصه آنچه بدی که در ذهن وخیال انسان بگنجد، وجود دارد.

  1.       محو تبعیض: دولت که خدمت گار مردم خود باشد جائی برای تبعیض وتفوق طلبی باز نمیگذارد. زیرا فوقیت خواهی وبرتری دانی منجر به فساد، خشونت، بروز جنگ های خونین ونفاق وبسا بدبختی های دیگر میشود. گذشته ازآن زمینه نفوذ ودست تعرض اجانب را به کشور مساعد میسازد. تاریخ افغانستان مملو از همچو حالات است.

  2.       احداث سرک های پخته واساسی: سرک ها حیثیت شریان خون دربدن انسان را دارند. آن دولت واقعا خدمت گار مردم است که احداث و توسعه سرک های پخته واساسی را درلوح کاری خود قرار دهد. با اینکار دولت مردم را بهم مرتبط داده ،نزدیک ساخته، انتقالات را آسان وارزان کرده ورشد تجارت وصنایع را ازاین طریق سبب میگردد.جائی که سرک پخته وجود دارد مردم آنجا بهر چیز دسترسی دارند.ازسرک نادارترین مردم بیشترین فائده را نصیب میشوند زیرا کرایه پائین آمده ، مسافرت فقرا آسانتر شده و ساده تر به یافتن کار موفق میگردند.

  3.       احداث بند های برق:با انجام این کار دولت انرجی مورد نیاز مردم را تهیه  مینماید که ازآن نادارها بیشتر مسفتفید میشوند بخاطری که کمتر از برق مصرف مینمایند وصاحبان کارخانه های صنعتی و متمولین با مصرف بیشتر، پول زیادتر را ناچاراند که تادیه نمایند.از جانبی تهیه برق دست مردم را از قطع وغارت گیاهان کوهی کوتاه ساخته  که از این نگاه در ازدیاد پوشش گیاهی وبهبود محیط زیست کمک شایانی بعمل می آید. هرقدر گیاهان وافر گردند بهمان اندازه رشد زندگی عوام سریعتر میگردد . چونکه امکانات تربیه مواشی بهتر وبیشتر وتولید منابع گیاهی افزونی می یابد. محیط زیست سالم افکارسالم وفضای سالم را باعث میگردد. از اینجاست که این مقوله تحقق عملی پیدا میکند : عقل سلیم دربدن سالم. کشور با داشتن افراد سالم دولت سالم، اقتصاد قوی و دانش عالی را نصیب میگردد. تااینکه ازاینطریق به پله های بلند ترقی دست می یابد.

  4.       احداث بندهای آبگردان: دولتی که خواهان خدمت درکشور باشد ، توجه بنیادی را دربخش زراعت ومالداری مبذول میدارد. چون زراعت تهداب زندگی وادامه حیات میباشد. انسان بدون خوردن ونوشیدن وپوشیدن و مسکن به زندگی ادامه داده نمیتواند وتاریخ چنین چیزی را بیاد ندارد. لذا خورد ونوش وتهیه مسکن فقط وفقط از طریق زراعت میسر است وبس. هیچ کس وهیچ پیشرفتی این امکان را حاصل کرده نمیتواند که دانه گندم را مصنوعی بسازد مگر اینکه آنرا درزمین شخم وازآن خوردنی حاصل کند همین قسم میوه ،چوب تعمیراتی وسبزی نیز.

خطر گرسنگی جهان را هرلحظه بعلت ازدیاد نفوس، تغییر اقلیم وبوقوع پیوستن خشک سالی ها ،جنگ وویرانی تهدید مینماید لذا دولت خدمتگر مردم این مطلب را همیش مدنظر داشته ودرراستای آن سعی بلیغ و رنج وافر میکشد. بند های آبگردان میسازد، طراز هارا جور میکند، آبریز هارا تنظیم ومراقبت مینماید، آبهای داخل کشوررا منظم میسازد  وغیره. از اجرای این کارها عموم زنده جانها اعم از خزنده تاپرنده ،از انسان تا حیوان ،از مور تاملخ واز حشره تاحیات بحر یکسان مستفید میگردند.

  1.       اعمار مکاتب: تعمیم دانش وکشاندن اولاد مردم کشور به دروازه های مکاتب خدمت ارزنده وعالی یک دولت خدمتگر بمردم بحساب می آید.دانش مشعل راه زندگی ونجات دهنده مردم از بدبختی هاست. محل فراگیری دانش مکتب است بناء دولت خدمتگر این مسئله را درست درک کرده کوشش زیادی را بخرچ میدهد تا آنجا که معارف را عام ساخته و به هر دهکده وقشلاق زمینه ایجاد مکتب و ملحقات آنرا مهیا گرداند.انسان تحصیل کرده از حیثیت وشرف خاصی برخوردار میباشد ازآنجمله اند تنفر ودوری انسانان تحصیل کرده از تمام کارهای ممنوعه چون اعتیاد به مواد مخدر، دزدی، زنا، راه گیری ، چپاول وغارت گری .بهر اندازه که اولاد مردم بیشتر به مکاتب راه یابند بهمان اندازه نور دانش درخشنده تر و زوایای تاریک جهل وگمراهی نابودتر میگردند. مشکل در جهالت است نه در علمیت . علم نابود کننده جهل و حماقت میباشد . تکبر وخودسری محصول جهالت است. هرزمانی که علم جهالت را نابود کرد دیگر کبر، خودسری، تقلب، فساد،رشوه وامثال اینها دربین انسانان جای نخواهند داشت.

 اما علم بمفهوم واقعی آن گسترش داده شود نه اینکه بشکل جهلیت آن. مکاتب امروز وتلاش بخاطر دانش امروز در کشور ما مبین رفتن درکوره راه های جهلیت میباشد ولی به شیوه های جدید یعنی اینکه درمکاتب تعمیر نیست، معلم وجود ندارد، کتاب نیست، شخص باسوادی حضور ندارد که حروف رابشناسد وحساب را بداند. وسیله رفتن اطفال درمکاتب بسکوت، گندم ، روغن وامثال اینها میباشد وگرفتن اسناد تحصیلی جعلی بزور رشوت شیوه اجراءا ت معارف کنونی. بناء هرکس واقف این راز است که این مکارگی ها خاک انداختن درچشم مردم و جست وخیز وتلاش جاهلانه واحمقانه میباشد. زیرا دانا بدیگران علم می آموزاند نه نادان. نادان کتاب حجیم را بدست گرفته تامکتب انتقالش میدهد ولی غیر ازاحساس سنگینی وخسته شدن چیزی از آن دانسته نمیتواند و وقتی که یک کس از او بپرسد که این کتاب برای چیست او جواب میدهد که اینها کتاب های کافر ی اند وبدرد مسلمانها نمی خورند. گفتار وی ازین خواطر میباشد که محتوای کتاب را نمیداند وهمینکه ماهیت ومحتوای کتاب فهمیده نشد خود همچو اظهارات ابلهانه را  به بار می آورد. دولت خدمتگر باید به این حساسیت ها آگاه وهوشیار باشد.
7.  ایجاد شغل وکاریابی:  ایجاد زمینه کار برای مردم کشور بدون تبعیض و امتیاز خدمت واقعی دولت را به اثبات میرساند. کار به مردم عاید را به بار آورده وسطح زندگی خانواده هارا بلند برده نتیجتا آرامی ورفاه را بمیان می آورد. درصورتیکه مردم همه مصروف کار باشند جائی برای اعتصابات وتظاهرات باقی نمیماند.  از برکت کار مردم میباشد که کشور بسوی ترقی وآبادی به پیش میرود. کاریابی سبب محو گدائی وگدائیزم شده آبروی افراد محفوظ میماند .بگفته عارف بزرگ: دست طلب چو پیش کسان میکنی دراز   پل بسته ئی که بگذری از آبروی خویش. محصول کار ایجاد ثروت واندوخته های اقتصادی میباشد وهرگاه مردم صاحب کار گردند، اقتصاد کشور بلند رفته وبیکاری وخیرات خواهی از بین میرود. درعین حال دست طلب وخواست از اجانب کوتاه گردیده مردم متکی بخود میگردند.
کمک های رایگان واضرار آنها:
 دریافت چیزهای مفت ویا مجانی نه تنها خدمت گفته نمیشود بلکه فتنه آفرین  است بخاطری که چیزهای مفت غیر از ایجاد نفاق، کینه، دل دردی، عداوت و تنبلی ثمره دیگری نمیتواند داشته باشد. از چیزهای مفت هیج کس خوشنود نیست به دلایل زیر :

  •          درتوزیع رایگان ، مواد به مستحقین نمیرسند زیرا هرکس چیز مفت را خوش دارد وحاضر نیست غیر از خود دیگری را مناسب دریافت بداند.

  •          کسی که چیز مفتی بدست می آورد ، به آن قناعت ندارد وبه این وسوسه است که مقدار بیشتری حق داشته است ولی در باره اش خیانت بعمل آمده است از اینجاست که ارگان توزیع کننده برایش یک نهاد خائن شناخته میشود.

  •          آنانی که چیزی بدست نمی آورند، مطلقا آزرده خواطر وغمین میگردند چونکه خودرا مستحق میدانند واین گونه مردم نیز ارگان کمک کننده را بصفت خائن می شناسندوبه این باوراند که در حق آنان خیانت گردیده است. از طرف دیگر حصول چیزهای مفت  نیروی نفسانی هر فرد را تا ممکن باشد بر می انگیزد وبسوی شیطانت میکشاند  و از این نگاه:

  •           خود پرستی و بیکاری در بین جامعه ومردم بوجود می آید . قسمی که هر فرد خودرا رئیس وبزرگ می داند ودست از کار کشیده فقط روی دانستن چال ودروغ ونیرنگ فکر میکند تا از دیگری خود را کم نیاورده وشخصی سر شناسی بارآید. از اینجا رقابت ها اوج میگیرند وتضادها حاد میگردند تا بالآخره  میدان کار وزار زندگی به خصومت وتباهی مبدل میشود. این وضعیت امروز سرتاسر افغانستان وبه هر ده وقریه مشهود است. علت همانا در توزیع رایگان نهادها وموسسات خیریه خاصتا صلیب سرخ  بوده و میباشد.

دراثر رشد کارگریزی امسال هیچ فردی حاضر نبود تا حاصل زراعتی خودرا جمع آوری نماید ، کسی موفق به یافتن مزدور نمی شد درحالیکه صدها وهزارها نفر روزانه بیکار کنار سرک ها ودر بین قرا نشسته مصروف وقت گذرانی بودند اما مزارع مردم زیر خطر بارندگی وسیلاب ها قرار میگرفتند که این حالت را هر فرد محصول کمک های رایگان موسسات خیریه ونهاد های امداد رسانی میدانستند. چنین است حاصل کمک های مجانی.

  1.  

 
محمود بی پروا
شام 27 اکتوبر

  1.