آرشیف

2017-6-11

عصمت الله راغب

چرا همیشه وزارت خانه های سهم داکتر عبدالله مورد انتقاد است؟

داکتر عبدالله در بخش های امنیتی و غیر امنیتی کدرهای بسیار ورزیده و لایق داشت که با گماشتن آنها در راس وزارت خانه های سهم 50 فیصد خودش اش می توانست موفق تر کار کند و امروزه کمتر انگشت انتقادات داخلی و خارجی بالای آن بلند شود؛ اما متاسفانه این نقطه ی نیرنگی غنی است که به کدرهای ورزیده عبدالله در سهم پنجاه فیصد آن موافقت نمی کند. بطور نمونه، باری دوستی حکایت کرد که قرار بود از طرف تیم اصلاحات و همگرایی جنرال بریالی به حیث وزیر در یکی از سکتورهای امنیتی گماشته شود، غنی بدون چون و چرا خطاب به عبدالله گفته بود که آمده هستم تا تمام حکومت را به تو ببخشم اما اجازه نخواهم داد که بریالی خان در بست پیشنهادی کار کند.
غنی هیچگاهی نمی خواهد که در سهم پنجاه فیصد عبدالله و تاجایی هم در سهم خودش افراد مسلکی، کارکشته و متخصص گماشته شود، چون موافقت غنی با استخدام افراد مسلکی و مجرب راه را برای انتقادات بسته می کند، غنی دیگر هیچ مجرای برای تضعیف و بدنامی رقیبش ندارد جز یک راه که آنهم توافق روی افراد است که توانایی انجام درست کار را ندارند تا از این طریق در کوتاه مدت و دراز مدت بتواند رقیبش را صدمه بزند( گرچند این ضعف ها در سهم خودش نیز ملموس است). از سویی هم غنی با موافقت روی افراد کم توان کوشش می کند تا تمام اختیارات اجرایی را از ایشان بگیرد و با بسته کردن دست و پایی وزرا در بخش های اجرایی و آوردن اصلاحات خوبتر می تواند تیم طرف را با شلاق کین بر سر و رویش به کوبد. اکنون که بازی به مراد غنی پیش می رود ایشان با این کارش از یک طرف نشان می دهد که در تیم اصلاحات و همگرایی کدرهای علمی و مسلکی و جود ندارد و از سویی دیگر کوشش می کند به نحوی از انحنا این تیم را هم از دید مردم افغانستان و هم از دید خارجی ها بدنام بسازد که تاجایی هم به این کار موفق پیش رفته است.
اگر به یادی تان باشد، کرزی در زمان حکومت خود نیز در خصوص تضعیف امیر هرات نیز از همین روش کار گرفت بود، اسماعیل خان که در هرات خودش را امپراتور قلمداد می کرد و درآمد روزانه اش در هرات برابر درامد یک ساله وزارتش در کابل بود، با نیرنگ ایشان را به مرکز آورد، و بجایی اینکه این خان بزرگ را مطابق به مسلکش وزارت بدهد، وزارت آب و برق که یک وزارت تخصصی و مسلکی است به این آقای موی سفید که تمام عمرش را به کوه ها و در جنگ سپری کرده است تسلیم کرد و در پایان هر سال به بهانه ارایه گزارش مصرف بودجه، عالی جناب را به ناکارایی و بی کفایتی زبان زد خاص و عام ساخته بود… القصه که امیر را به یک فرد عادی تبدیل کرد امروز اسماعیل خان یک شهروندی عادی است نه یک امیر مقتدر.
قصه وزارت داخله و تعدادی دیگر از وزارت خانه های سهم عبدالله در حکومت غنی حکایت های مشابه دارند. غنی چرا امروز وقتی حرف از فساد می شود یا از وزارت داخله نام می برد یا از وزارت خارجه و یاهم از معارف و غیره، آیا در وزارت دفاع ملی، وزارت مالیه، ریاست امنیت مالی و غیره فساد نیست، آیا مدیریت سهم غنی را انسان ها با تبانی فرشته های آسمانی پیش می برند یا همین انسان های افغانستانی هستند که باهم مشابهت های نزدیکی دارند….
شاید رهبری وزارت داخله ضعیف باشد اما بدون شک ضعیف تر از وزارت دفاع ملی نبود و نیست، شاید رهبری وزارت معارف پر چالش و پر فساد باشد اما بیشتر از وزارت انکشاف دهات نیست؛ بدین اساس همه وزارت خانه ها (بلا استثنا که ممکن یگان وزارت خوب باشد) به انتقاد مردم برابر و نیازمند تغییرات بنیادی است؛ اما با تاسف که در این میان بجایی نگاه واقعبینانه، رییس جمهور در تفکیک خوب و بد از عینک تیمی استفاده می کند، پیش از اینکه نظر و منافع شهروندان مطرح باشد بیشتر بدنامی تیم رقیب و نیک نامی کاذب تیم خودش مهم است.
پس اگر معیار قضاوت رضایت شهروندان باشد، رضایت مردم در خصوص سکتورهای امنیتی در روزهای اخیر هم از طریق همه پرسی رادیو آزادی و هم از منظر معترضین آشکار است، چرا آب از آب تکان نمی خورد . پس معلوم است که یک جای کار می لنگت. عیب کار این است که غنی اگر هدف اصلاحات دارد نباید همواره انتقاداتش از نیم کابینه باشد، همانطوریکه مشکلات در سهم عبدالله وجود دارد مشکلات شدید تر در سهم خودش نیز و جود دارد، اما متاسفانه …هرگز نارسایی های تیم خودش را آشکار نمی سازد که این شرط انصاف نیست.

با احترام
راغب
21 جوزا