آرشیف
چرا رابطه میان پاکستان و طالبان به دشمنی وجنگ کشانده شد؟
محمداکرام اندیشمند
تجاوز پاکستان بر افغانستان و در واقع جنگ میان پاکستان و طالبان وارد دومین هفتۀ خود شد. بسیار به ندرت پیش بینی و تصور می شد که طالبان افغانستان پس از چهار سال و شش ونیم ماه پیش که در 15 آگست 2021 پایتخت را تصرف کردند و به قدرت وامارت اسلامی خود برگشتند، اینگونه با پاکستان وارد دشمنی و جنگ شوند. نکته ی جالب این است که رفتن رابطه میان دوطرف بسوی خصومت وجنگ بیشتر از طالبان افغانستان برای پاکستانی ها غیرقابل انتظار وغیرقابل باور بود. اما علی رغم این شگفتی و ناباوری، پاکستان حالا خود را در جنگ با طالبان می بیند و این جنگ وارد دومین هفته ی خود می شود.
“غضب للحق” و “ردّ الظلم“
هرچند برخی منابع خبری برخورد های نظامی پاکستان و طالبان را برخوردهای مرزی می گویند، نه جنگ میان دوطرف یا میان پاکستان و افغانستان. اما آغاز تجاوز نظامی پاکستان بر خاک افغانستان و جنگ علیه امارت طالبان با نام عملیات “غضب للحق” و همچنان نامگذاری عملیات متقابل و انتقام جویانۀ طالبان علیه پاکستان به “ردالظلم” بیانگر جنگ میان دو طرف است.
پاکستان نخست در 22 فبروروی 2026 ننگرهار و پکتیا را بمباران کرد و پس از آنکه در 26 فبروری طالبان به عملیات انتقام جویانه دست زدند، ارتش پاکستان در 27 فبروری(2026) بمباران گستردۀ هوایی را در کابل و برخی ولایات دیگر با نام عملیات”غضب للحق” آغاز کرد. روز بعد در 28 فبروری طالبان عملیات نظامی “ردّالظم” را علیه پاکستان در سراسر مناطق مرزی براه انداختند.
اینکه در یک هفتۀ گذشته که امروز هفتۀ دوم جنگ آغاز می شود نتایج این جنگ از نظر تلفات نظامی و غیر نظامی برای هر دو طرف چه بود، گزارش دقیق و تصویر واقعی وجود ندارد؛ چون هر کدام روایت های خود را از نتایج جنگ بیان می کنند، همانگونه که روایت های خود را از دلایل و عوامل این خصومت و جنگ ارائه می کنند.
عنایتالله خوارزمی، سخنگوی وزارت دفاع دو روز قبل در یک نشست خبری در کابل گفت که از آغاز جنگ با پاکستان 28 نیروی ما جان باختند و 42 تن دیگر زخمی شدند. در حالی که او ادعا کرد ما تا حال 150 نظامی پاکستان را کُشتیم و دوصد تن دیگر را زخمی کردیم. چهل پوستۀ نظامی پاکستان را در نقاط مختلف سرحد دیورند به تصرف خود در آوردیم و یا نابود کردیم.
اما عطاءالله تارر وزیر اطلاعات پاکستان ادعا می کند که در طول یک هفته جنگ 481 نیروی طالبان کشته شدند و 696 تن دیگر جراحت برداشتند. هم چنان او مدعی است که نیروهای پاکستانی 226 پوسته یا پاسگاه نظامی را در مناطق مرزی از طالبان گرفته اند و یا ویران کرده اند. طرفین از تلفات غیر نظامیان نیز گزارش مختلف ارائه می کنند. بر مبنای این گزارش ها در طول یک هفته جنگ بیش از صد نفر غیر نظامی جان باختند و در حدود چهارصد نفر زخمی شدند که شمار بیشتر تلفات غیر نظامیان مربوط به افغانستان می شود.
روایت طرفین از عوامل و دلایل جنگ
جالب این است که دو کشور همسایه و مسلمان و دو طرفی که یکی دولت و نظام خود را جمهوری اسلامی پاکستان می خواند و دیگری، امارت اسلامی افغانستان، روایت خود از این جنگ را می خواهند با نام “جهاد” اعلان و ارائه کنند. پس از آنکه شماری از علمای دینی نزدیک به طالبان جنگ علیه پاکستان را جهاد خواند، مولانا طاهر محمود اشرفی رئیس شورای علمای پاکستان در واکنش به آن، جنگ نیروهای پاکستانی را علیه طالبان نیز جهاد اعلان کرد. اما همین ملاها و علمای دینی پاکستان در گذشته جنگ مجاهدین و طالبان افغانستان را در افغانستان جهاد می خواندند و با این فتوا در دوره های مختلف حتی طالبان مدارس دینی خود را در مشارکت به این جهاد تشویق و توصیه می کردند. تحریک اسلامی طالبان پاکستان یا تی تی پی در واقع از متن این فتواها و ترغیب علمای دینی پاکستان و مولاناهای پاکستانی با سازماندهی و مدیریت ارتش پاکستان و سازمان استخبارات نظامی آن آی اِس آی بوجود آمد. حالا مولاناهای پاکستانی و جنرالان و کرنیل های پاکستان می خواهند فتوای جهاد را بصورت سرچپه صادر کنند و علیه مجاهدین خود فتوا دهند و دست به جهاد بزنند.
پاکستان از این جنگ چه می خواهد؟
پاکستان که روزی در فکر رسیدن به عمق استراتژیک در افغانستان برای مقابله با دشمن سنتی خود هندوستان و همچنان دسترسی به اهداف دیگر امنیتی، سیاسی و اقتصادی بود حالا ادعا دارد که از افغانستان و از سوی تحریک طالبان این کشور در مسند قدرت و حاکمیت با حمایت آن ها از تی تی پی و بلوچ های معارض و استقلال طلب تهدید می شود. به ادعای پاکستان این تهدید با همسویی مشترک هند و امارت طالبان افغانستان، اجرا و اِعمال می شود و پاکستان برای حفظ امنیت، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی خود مجبور است تا از طریق نظامی و حمله بر طالبان و مراکز نظامی و انبار ها و ذخایر اسلحه و مهمات آنها با آن مقابله کند.
طالبان استدلال پاکستان را در این خصومت و جنگ نمی پذیرند و می گویند که تی تی پی یا بلوچ ها موضوع داخلی است که حاکمان و دولت پاکستان باید به آن رسیدگی کنند و امنیت پاکستان را تامین کنند. این در واقع بحث و جدل بی نتیجه ای بود که در یک سال اخیر میان دو طرف تشدید شد و سرانجام به عملیات نظامی غضب للحق و ردّالظلم رسید.
آیا پاکستان در این جنگ حمایت کشورهای خارجی به خصوص امریکا و چین را دارد؟
آیا پاکستان از ادامۀ جنگ یا کم از کم تداوم بمباران و فشار نظامی می خواهد به تغییر نظام حاکم در افغانستان برسد؟
قراین و شواهد حکایت از آن دارد که پاکستانی ها تنها ممکن است موافقت ترامپ رئیس جمهور امریکا را در بمباران مراکز نظامی افغانستان و طالبان برای تخریب تسلیحات باقی ماندۀ امریکا که ترامپ بارها از آن به عنوان عملکرد زشت و غلط جوبایدن رئیس جمهور قبل از خود یاد می کرد، حاصل کرده باشند. هیچ نشانی از این به چشم نمی خورد که امریکا در جنگ پاکستان علیه طالبان به پاکستانی ها کمک نظامی و مالی ارائه کند. چین نیز در این جنگ جانب پاکستان را نمی گیرد و مسلماً جنگ را تهدید و مانع برای اهداف اقتصادی و تجارتی خود در هر دو کشور تلقی می کند.
اگر از احتمال همکاری جمهوری اسلامی ایران در این جنگ با طالبان به خصوص در عرصۀ پهپادی یا هواپیمای بدون سرنشین سخن می رفت، حالا با تجاوز و جنگ امریکا و اسرائیل بر ایران چنین احتمالی منتفی شده است. هندی ها هر چند با طالبان رابطۀ نزدیک برقرار کرده اند، اما به نظر نمی رسد که هندی ها طالبان را در جنگ با پاکستان تسلیح و تجهیز کنند و به هوا پیما و دافع هوا مجهز کنند که بتوانند مانع بمباران پاکستانی ها شوند و یا اسلام اباد را با هواپیمای دریافتی از هند بمباران کنند.
این گمان و احتمال که پاکستان در این جنگ به فکر تغییر طالبان از مسند قدرت باشد، غیر واقعی و غیر عملی است. حد اکثر هدفی که پاکستان می تواند چه در جنگ مستقیم خود با بمباران هوایی و چه در حمایت از کشودن کدام جبهۀ جنگ علیه طالبان در بدخشان و شمال شرق افغانستان توسط مخالفان طالبان داشته باشد، جابجایی در ساختار و رهبری قدرت در داخل طالبان خواهد بود تا از این طریق بتواند خصومت و تهدید امنیتی را از سوی افغانستان مهار و مدیریت کند. اینکه آیا پاکستان به چنین هدفی خواهد رسید، پاسخ قطعی وجود ندارد و باید منتظر زمان بود.
آیا افغانستان دو باره به میدان بازی های استخباراتی منطقه و جهان تبدیل خواهد شد؟
ادامۀ خصومت و جنگ پاکستان و طالبان، افغانستان را بصورت جدی وارد مرحلۀ جدیدی از بی ثباتی و بازی های استخبارات خارجی می سازد. پاکستان برای تحت فشار گذاشتن طالبان از تمام ابزارهای که می تواند استفاده کند، استفاده خواهد کرد. حمایت از مخالفت علیه طالبان در افغانستان و از مخالفان نظامی آنها یکی از این ابزار است. اینکه پاکستان تا چه حدی می تواند در این مورد موفقیت داشته باشد و طالبان را وادار به مطالبات خود کند، در آینده مشخص خواهد شد، اما ادامۀ این وضعیت می تواند افغانستان را باردیگر به سوی بی ثباتی ببرد و به میدان بازی در جنگ های نیابتی و استخباراتی تبدیل کند.
طالبان در این بیش از چهارو نیم سال که قدرت را بصورت یک دست و انحصاری تصاحب کردند چرا نتوانستند افغانستان را از احتمال رفتن به چنین مسیری باز دارند؟
در شورای علمای دینی که طالبان در دهم سرطان 1401 خورشیدی(اول جولای 2022) در کابل برگزار کردند، مولوی عبدالقاهر بلخی یکی از عالمان معروف دینی گفت:
«جغرافیا را میشود با “فدایی و موتر بمب” تصرف کرد، اما دلهای مردم را، نه»
پایان دادن به جزایر قدرت و ملیشه بازی و قوماندان سالاری و یک دست سازی قدرت و امنیت از مهم ترین کاری بود که طالبان انجام دادند، اما بستن درهای تعلیم و تحصیل بروی دختران و زنان نیمی از جامعۀ افغانستان چه؟
اگر تعلیم و تحصیل برای دختران و زنان مسلمان از نظر شریعت اسلامی حرام باشد، چرا یک ملیاردو ششصد ملیون مسلمان جهان مرتکب این حرام شرعی می شوند؟
اگر پاکستان در وضعیت فعلی که بسوی دشمنی و جنگ با طالبان رفت، مقصر است و از شناسایی رسمی حکومت یا امارت طالبان به عنوان دولت در افغانستان امتناع کرد، چرا کشورهای دیگر دنیا به استثنای روسیه حاضر نشدند تا امارت اسلامی طالبان را به عنوان دولت به رسمیت بشناسند و فقط با نگاه امنیتی وارد تعاملی می شوند که صداقتی در این تعامل ندارند؟ روس ها هم که امارت اسلامی را به رسمیت شناخته اند پیوسته ادعا می کنند که در افغانستان 23 هزار جنگجوی خارجی مربوط به گروه های تروریستی از کشورهای مختلف وجود دارد. معنی چنین ادعا این است که طالبان میزبان این گروه ها و تروریستان هستند، در غیر آن ممکن نیست که این همه گروه های تروریستی خارجی و هزاران تروریست خارجی در افغانستانِ به سر ببرند که حتی یک وجب خاکش از کنترل و تسلط طالبان بیرون نیست.
ادامۀ وضعیت فعلی که افغانستان را بسوی بی ثباتی می کشاند، این شعار و ادعای طالبان که سیاست اقتصاد محور آنها پیشرفت اقتصادی را تامین و تضمین می کند، به شدت و سرعت تضعیف می شود و رنگ می بازد. چین در این سیاست اقتصاد محور طالبان نشان داده است که برای توسعۀ اقتصاد افغانستان و به خصوص توسعۀ زیربناهای اقتصادی این کشور گام بر نمیدارد و کار عملی نمی کند. رابطۀ اقتصادی و تجارتی با پاکستان به شدت کاهش یافته و بسوی تخریب کامل پیش می رود. توسعۀ رابطۀ اقتصادی و تجارتی با ایران که افغانستان در سال قبلی 2025 بیش از چهار و نیم ملیارد دالر واردات تجارتی از این کشور داشت در نتیجۀ تجاوز امریکا و اسرائیل و جنگ ویرانگر آنها در حال نابود شدن است. کشورهای آسیای میانه چشم انداز گسترش مناسبات اقتصادی و تجارتی با افغانستان را در اوضاع مشتنج جنگ پاکستان و طالبان تاریک ارزیابی می کنند.
آیا افغانستان باردیگر بسوی بی ثباتی، جنگ، دخالت خارجی، میدان بازی های استخباراتی کشورهای منطقه و جهان خواهد رفت؟
محمداکرام اندیشمند
پنجم مارچ 2026
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور