آرشیف

2014-12-26

استاد محمود بی پروا

پیشنـهــــــاد به وبسایت جام غور

 
به محترم مدیر صاحب سایت جام غور!
السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته وبعد:
از مطالعه : سخنی باخوانندگان ویب سایت جام غور بی اندازه خوش شدم وبسیار مطالب خوبی را گنجانیده بودید. ولی درآخر جای برای نظر دهی نبود تا نظرم را آنجا می نوشتم. ناچار طور جداگانه دراینجا میخواهم چیزی را علاوه نمایم طور زیر:
چندی قبل مضمونی از کسی درسایت نشر شد. همینکه اورا خواندم بی اندازه بالایم بد تاثیر کرد. بخیالم عنوان موضوع این بود که  میخواهم زردشتی شوم.  چون از مطالعه آن خیلی هیجانی شدم، دفعتا نخواستم نظری بدهم شاید سخنانم به بد گوئی کشانیده می شد. از فردای آن خواستم چیزی درارتباط بنویسم ولی مطلب را درروی سایت یافته نتوانستم. این نوشته از سر تاپا توهین ومذمت به دین زردشتی وامپراطور آریائیان بود. توهین به شاهان پارس همچون انوشیروان عادل ودیگران، توهین به همه ما که زمانی جزئی از آریانای بزرگ قدیم بودیم. . سخنان نا معقول وی زردشت را شخصی خیالی وغیر واقعی انگاشت، از او دروغ گوی ترین فرد یاد کرد ودردین وی ازدواج با مادر، خواهر ودختر را روا وجایز نامید. نویسنده همین قدر از خرد کارنگرفت که  برای لحظه ئی بپذیرد که هردین وکیش درزمان خود ازارزش خاصی برخوردار بوده است.  او از سخنان پرفیضی که زردشت وشاهان درهنگام جلوس ایراد میفرمودند ، کاملا اغماض نموده بود وناجوانمردانه بالای همه تاخت وتاز کرده بود.
 من که شهنامه را خواندم درهیچ جائی ازآن چنین چیزی را ندیدم . تنها سیاوش که یک جوان قوی وپهلوان ورزیده بود، مادرش زیاد تمایل پیدا کرد وهمچون زلیخا از فن های عجیبی کارگرفت تااورا بدام نفس خود بکشد اما او همچون یوسف مصری با متانت واستواری خودراازچنگ مادر رهانید . این قصه معنی اینرا نمیدهد که مسبب آن دین زردشتی بوده است بلکه حرص وآز افراد موجب بروز همچو اتفاقات وحادثات میگردد. شاید درهمین عصر ما نیز چنین عملی صورت گرفته باشد چنانکه در یک – دوسال پیش شنیدم که مردی دریکی از ولایات شمال با دختر خود چنین کاربدی کرده بود اما اگر چنین شده ویا شود ما این حق را نداریم که دین پاک اسلام را درقضیه شامل سازیم.
به یک نویسنده وقلم بدست نمی زیبد تا آب را نادیده وموزه را ازپا بکشد. بدون سنجش درست به توهین یک دین وشان وشوکت دوره های تاریخی آستین برزند واز زبان یک کسی دیگر هرآنچه بفکرش میگذرد هزیان گوئی نماید. نمیدانم  این آدم از کجا منبع گرفته بود که دست به این کار زد. اگر این شخص بهمین قسم جلو روی نماید  بزودی با مستند قراردادن دشمنان دین اسلام درهالند ودرامریکا به حضرت محمد(ص) ودین اسلام نیز همچو سطوری را نوشته خواهد کرد. از کسی که او نقل میکرد یقینا اجنت آنوقت امریکا بود که خودرا به این قسم درنزد امریکائیان  نیکو جلوه میداد. او بااینکار از گفته خدا وپیغمبر عدول ورزید که نباید به ادیان دیگر تعرض کنید تا به دین شما توهین نشود. او با این کار چنین وانمود کرد که  عضو فعال سی.آی.آ. است که علیه ایران قراردارد تا ازحمایت امریکا بهره مند شود. او همینقدر از تعقل کار نگرفت که امریکا درافغانستان چه خدمتی کرد که به او وهم فکرانش بکند
خوانندگان عزیز را نباید این اندیشه پیدا شود که شاید من زردشتی باشم وازینرو از دین زردشت دفاع نمایم. نخیر! من مسلمان هستم واز دین اسلام دفاع مینمایم واینرا از قرآن ومحمد(ص) آموختم که به دین دیگران تعرض نکنم تا به دینم یعنی اسلام تعرض نشود. همگی میدانند که از دین زردشت درافغانستان اثری وجود ندارد وحتی نامی ازاو ودینش برده نمیشود مگر همچو اشخاصی پیدا میشوند که بخاطر هجوم امریکا درایران ، میدان تاخت وتازش را برابر سازند.
به نوشته داکتر بصیر کامجو کتاب اوستای زردشت چندین جلد بوده  که  از چندتای آنها اثری باقی نمانده است. ای نویسنده ! لطفا باری مقالات داکتر کامجو را درباره آریائیان بخوان وبعد دست به این یاوه سرائی ها بزن. ازجانبی وظایف پیغمبران درهرعصر وزمان ترساندن مردمان از بدی ها واضرارآنها ومژده دادن آنان از اجرای اعمال خوب وآیندۀ پرثمر آنها بوده است. این پیغمبران بودند که مردم را درهر زمان از شرارت پیشه گی ها جلوگیری کردند وبحد توان خویش نگذاشتند که درجوامع تحت اثر ایشان عذاب ورنج استخوان سوز بوجود بیاید ورنه همین حرکات ترور وانتحار وچپاول وغیره وغیره قرنها پیش ازامروز درجوامع ظهور می یافت. نکاح مرد به مرد درزمان لوط تسلط پیدا میکرد، رفع غرایض جنسی بشکل گروپی حیوانی پیش از مسیح تبارز می نمود. خوردن گوشت انسان از زمان بوجود آمدن سپاه خون آشام چنگیز متداول می شد.
پیشنهاد: من منحیث یک فردی ازغور به سایت دوست داشتنی جام غور وبه دست اندرکاران آن صادقانه پیشنهاد مینمایم که بعد ازاین همچو مقالات ومطالبی را بهیچ وجه بدست نشر نسپارند. زیرا غور سابقۀ تاریخی درانکاریت از لغزش ها دارد. این شاهان وسرداران غور بودند که مردانه وار علیه اموی ها استادند ودساتیر شوم وپلید آنانرا که بتمام قلمرو های خود دستور داده بودند تا ملا امامان به منبرهای مساجد به آل نبوت لعنت بفرستند، قویا رد کردند وبا عالی ترین شهامت ومردانگی درمقابل این فرمان استاد شدند ودرحفظ محبت خویش به آل نبوت تا امروز ثابت وپابرجا هستند. بدینوسیله از تمام نویسندگان مطالب، اشعار ،متون وغیره دوستانه خواهشمندم که از ابراز سخنان رکیک ، تهدید آمیز ، ناسزا وخلاف خواست وتوقع قلم جدا به پرهیز اند. این سایت نیز از طریق فرزندان همان مردم ادامه می یابد بناء بهمان شهامت استاده باشید وچانس وموقعی به افکار پوچ ومغرض یک تعداد کسان ندهید. گذشته ازاین ، آنعده ازاشعار، نظرات ونوشته های که باعث بیحرمتی دیگران ویا خدشه دار ساختن شخصیت های علمی ، مذهبی واجتماعی میشود ، از نشر آن کاملا اجتناب ورزید تا سایت غور چون آفتاب روشن بماند وغوری ها همچون فرشته درصداقت وراست گوئی نمایان باشند. آزادی بیان بمعنی این نیست تا هرکس هرچه میخواهد وبهر نحوی که میل دارد ، بگوید بلکه آزادی به این معنی است تانظرات ودیدگاه های خودرا درقالب الفاظ مودبانه ودوستانه بگوش دیگران برسانید. ازهمان ضرب المثل خواستگاری دختران پیروی کنید که اگر خواستگاری باالفاظ بی ادبانه باشد شما ازدسترسی به ازدواج محروم میگردید واگر مودبانه باشد حتما چانس موفقیت ازآن شما میباشد. الحمد الله که به توصیه ودرخواست استاد گرانمایه فضل صاحب موضوع آقای عزیزی وفرخاری ودهزاد خاتمه یافت ورنه مجبور بودیم همه ما دراین گرداب هزیان گوئی غوطه ور شویم. به همین خواطر از همین جا بیاموزیم وجدا متوجه باشیم که این کار دیگر فکر واندیشه ودانش غوری هارا درلجن زار خود فرو نبرد. البته هر نظر انتقادی وعیب جوئی را میشود با کلمات ادبی، انسانی و اسلامی پاسخ داد همانطوریکه محترم عبدالقدیر عارف درسرودۀ خود گفت:

آدم بـیـکــار و بـــی ســـوژه بـه غــرب            فکر کردم ایـن دو بـیـکـار اسـت و بــس

ویا آقای بهروش فرمود:

مـی شـــــــود احــــــــوال مــا از بـد بـتـر
تـا خـطــا گـفـتـار و کـــردار اسـت و بـس

هکذا اگر به محترم الحاج دهزاد رو آورده ازش بپرسم که شمارا بخداوند پاک قسم سرودۀ تان برعلیه فرخاری تاثیر بهتر داشت ویا شعری که تحت نام : به هرنامی تراکشتند! خود قضاوت کنید ! آنجا شخص عاجزی را که مقصدش از مسلمانان امروزی بود چقسم به زبان طعن آراسته ساختید ودراینجا ستم وبیداد وارده به این کشوررا با چه خوبی انعکاس داده اید.
جوانان عزیز وشایستۀ غور ونویسندگان ادب پرور وفیض بخش این سرزمین!
بشما عاجزانه خطاب می نمایم که دیگر دست از گفتارهای تند روانه واستعمال الفاظ زشت وناسزا برای همیشه دست بردارید وخودرا باچنان فرهنگی آغشته بسازید که خوب وخراب را فقط با دو کلیمه : این کار خوب است واین کار بد است. انعکاس دهید وبس. چون همین حرف های آتشین و تند روانه بودند که ما وکشورمارا ازهمان عصر آرام وبی سر وصدای بابای ملت به  پولیگون ومسلخ آدم کشی امروزی رهنمون گردیدند . همچون حبیب الله جان سرود که تحت نام : های مردم!.. فریاد بلند کنید تاما پیرمردان را هم به حلقه جذب خود غلطان سازید. منتظر نظرات واظهارت شما عزیزان هستم.
 
کامگار وسربلند باشید.
محمود بی پروا
چغچران
 13جولای 2011 برابر با 22 سرطان سال 1390.