آرشیف

2015-1-25

دکترصاحبنظر مرادی

پساکـــــــــوه

 پساکوه  (صده)

(ازکتاب بدخشان درتاریخ- تالیف دکترصاحبنظرمرادی)

 

 پساکوه  یکی ازواحدهای اداری ولایت بدخشان بوده ودرمنابع تاریخی به نامهای"صده" و "شهربزرگ"نیزخوانده شده، و منطقه ایست که بین دورودخانه تاریخی ومشهورآمودریاورودکوکچه درشمال وجنوب ، و نواحی چاه آب ورستاق درغرب، يفتلها و راغ درشرق، که دارای  حدود يکهزار کيلومتر مربع مساحت وبیشتر از شصت هزارنفر اهالی ودارای حدود 75 قریه میباشد، که بیشتر نفوس آن را تاجیک و اوزبیکهای "قرلیق"  تشکیل میدهند.    
جايگاه سوق الجیشی وطبیعیت فزیکی پساکوه در گذرگاه با اهمیتی بين دو رود کوکچه و آموو در ميانه چند مرکز قدرت محلی در بدخشان، ختلان(دارالامارت بخارا)وقطغن در حمله و مدافعه با رقبای سياسی شان، موجوديت پناهگاهها درامتداد دره های عميق، تپه های ممتد سبزومشجر و اهالی  جسورآن سبب گرديده است،که این ناحیه در زمان امرای محلی  سلسله میریاربیک خان دربدخشان بمدت سه صدسال چون قرارگاه دفاعی آنها وذخیرگاه لشکری شان مورد توجه خاصی قرار گرفته، و شاهد بسا جنگها و حوادث خونين نظامی بين امرای بدخشان، بخارا، ختلان و قطغن بوده باشد.
مرحوم جمشيد خان شعله یکتن ازمعاریف بدخشان(چاه آب) که خود شاهد رخدادها وحوادث فراوانی درین دیار بوده است، در قصيده مشهور خود تعريف مختصری از پساکوه ارائه داده وافزوده است که: "پساکوه محلی است، که ميران بدخشان در مواقع جنگ بدانصوب عقب نشينی ميکردند."  
 ميريار بيک خان، فرزندش میر یوسف علی خان  را که شخص زرنگ وبا شجاعتی بود، در سرحدات شمال غربی امارت خود درعلاقه "پساکوه" که با ماوراءالنهر(پاردریا) هم مرز و نقطهء تماس وتحت مطالعات روسیه تزاری قرار داشت، بگماشت. درين زمان چهار مرکزيت حکومتی در شهربزرگ (پساکوه) بوجود آمده بود :
– حکومتی داونگ در ساحل جنوبی دریای آموکه نقطه تماس باکولاب بود. میر یوسف علی خان در منطقه "آويز" روبروی دشت جُم ولایت کولاب تاجیکستان بندر گاه دیگری را بنام  تانه مرزبانان سرحدی در کنار رود آمو اساس گذاشت. از کارنامه مردان نامی آن میتوان از عبدالفیض خان که درعصر حکومت شاه یادگار امیر محلی راغ با سقوط دادن قلعه یاوان،  علاقه تحت حاکمیت او را بدست آورد. این زمان مصادف به دوره امارت میر سلطان شاه کبیر بر بدخشان بود. احتمال دارد علاقه داونگ درین زمان جزوی ازحکومت محلی راغ بوده است. موصوف همچنان مبارزه قاطعانه ای را  علیه نیروهای افغان در هنگام اشغال بدخشان توسط شاه ولیخان بامیزایی براه انداخت. او همچنان"طرح توحید سیاسی ختلان وبدخشان" رادر سر داشت و علی رغم مخالفتهای شهزادگان بدخشانی باتحمل دشواریهای زیاد مبارزه کرد، تا بدست امیر مظفرپادشاه بخارا افتاد و سرش رااز تنش جدا نمود . آثار بدست آمده باستانی براثر حوادث طبیعی ازساحات داونگ در"کره بین" وقرای داونگ شبیه آثار "طلا تپه" که بدوره کوشانیان تعلق دارند، از سابقه دور ودراز زنده گی مردم درین در ه های سبزوخرم خبر میدهند، که شایان پژوهشهای باستان شناسی میباشد.    
– درآغاز حکومت میر یوسف علی خان، مرکز حکومت پساکوه در قلعه "راغدشت" در ميان سلسه کوههای صعب العبور و دره های پر پيچ و خم قرار داشت، این محل، بخصوص چکه خواه واسپاخواه نقش مهمی را درآفرینش مردان بزرگی در عرصه ادب فارسی دری وفرهنگ اسلامی چون ابو الفتح پساکوهی، که بخاطر استقامت طولانیش در گرگان رستاق، از او در تذکره ها بنام گرگانی (جرجانی)نیز یاد کرده اند، داملا محمد ایوب مفرح وبرادرش داملا محمد ابراهیم عاجز، ندیمی شهربزرگی، مولانا ذکریای ذاکر مشهور به پیر اسپاخواه ، مولانا صلاح الدین،  مولانا محمد عالم خسروی ودیگران را با دیوانهای شعری وتالیفات دینی داشته است. میر یوسف علی خان با توجه به صعب العبور بودن منطقه راغدشت، این مرکزیت را به صده(شهربزرگ) انتقال نمود.
– شهربزرگ کنونی  که در مرکزيت جغرافیایی "صده" بحیث نقطه متوازن در تلاقی مراکز حکومتی فوق الذکر قرار گرفته بود، مناطق ازبک نشین قرلقها(دشت پِرنگ، لاغیر، حسن بیکی، برلاس، خواجه گلرنگ ودهن دره) درساحل رود کوکچه ازیکسو، ومجموعه قرای مناطق داوونگ، پساکوه، دره اُوبرازسوی دیگر که درمرکزیت شهربزرگ فاصله  مناسبی باهم دارند، مرکزیت "راغدشت" رابه "صده" تغير داد، و در محل "خم ميری" بالای تپه های ممتد به غرب "نمازگاه" قلعه ای ساخت و آنرا مقر حکومتی خود قرار داد.  همچنان در تقاطع آب "راغدره" و کوتل پسته مزار، در چند کيلومتری بجانب غرب شهربزرگ در همواری وسيعی رباط و باغی ساخت که بنام "باغ مير" مسمی گرديد، که با وجود نبودن اثری از باغ آن در حال حاضر، هنوز هم مردم آنجا را به نام "باغ مير" ياد ميکنند.     
– مرکزدیگر حکومتی منطقه "کُول" که درغرب شهربزرگ و درمیان کوهپایه ها، در دامنه قله گردنکش"ِسکوال" ودر مجاورت ایلکیشان ودهوری، درمجموعه قراءومناطق ملوان، انگاریان، زرنگان، شیخان، آرش خم وایلکیشان "دره اوبر" در ميانه شهربزرگ و روستاق قرار داشت. درجریان حاکمیت امرای محلی بدخشان حوادث سیر شماری درینجانیز بوقوع پیوسته ومردانی چون توره باز خان کولیچی در برابرعیاشی میرسلطان شاه بدخشانی درهمکاری با قباد شاه ازامرای اوزبکیه قطغن به قیام ومبارزه برخاسته وقلعه ایرادر سر رستاق اعمار نموده است.
میر یوسف علی خان دو قلعه ديگر را بنامهای "قلعه کاتک" و "قلعه رزک"در محلی بنام رزک که از قدیم بر سر راه کاروان رو بین آی خانم وراغ موقعیت دارد، قلعه رزک با ابعاد صد درصد متر که در وسط آن مسجد ودر چهار اطراف آن کاروانسرای با برجهای بلند رفته از سطح بام کاروانسرای موقعیت داشتند، اعمار نمود. اين قلعه ها تا زمان حکومت امير عبدالرحمن خان آباد و فعال و مراجعتگاه کاروانها بوده اند. قلعه های نامبرده  در جریان قیامهای مردم داونگ وشهربزرگ برضد حکومت عبدالرحمن خان ازبین رفته وتاکنون بحالت مخروبه باقیمانده اند. درحال حاضر از "قلعهء خم ميری" که موجوديت فعلی آن شاهد آبادانی در گذشته ها میباشد، جز تپه های متدرج و خاکتوده های متروک باقی نمانده است.  تعدادی ازمسکوکات دوره اسلامی وشاهان محلی بدخشان از تپه "خواجه کلان"  بدست آمده، امابر اثر تدقیق نشدن برروی آنها، صبغه تاریخی آنها تثبیت نشده اند، وقبل از ملاحظه باستان شناسان گم ونا پدید شده اند.
قرارگاه حکومتی میر یوسف علی خان بنام "نمازگاه" که مردم در آن محل نماز های عیدین وجمعه وسایرجشنهای ملی مثل میله نوروز را راه اندازی میکردند، در همواری پائين اين خاکتوده ها بصورت عنعنوی مقام خود را بنام "خم میری" تا هنوز حفظ نموده است.ً در سال 1365 در قسمت پايانی آن بازاری توسط فعالین جبهه "سازا" ساخته شده است، که درقسمت بالاتر همین محوطه قرارگاه حکومتی و باغی با  چشم انداز جالبي توجه رابخود جلب میکند.
 
حکومت میر یوسف علیخان درپساکوه
بااینکه شاه سليمان حاکم بدخشان در سال 1125 توسط مير خواجه نياز و قمرالدين بابا از اهالی قريهء تورياب يفتل باثر توطئه ای به قتل رسيد، و مير يوسف عليخان فوراً با همراه پنجصد سپاهی سواره سياه پوش و عزا دار از پساکوه بمنظور خونخواهی برادر کلان خود از راه يفتل پايان وارد تورياب گرديده و به مردم آزار و اذيت فراوان وارد نموده و با چاک نمودن شکم برخی از افراد سرکش فاتحانه بدنبال قاتلين که به دره "زرديو" بهارک فرار نموده و در قلعه "وِرم" جابجا شده بودند، ادامه داد. در بهارک بقایای قلعه ای بنام ملک "جهانشاه" وجود دارد که دوره حکومت او بربدخشان دقیقاً معلوم نشد، احتمالا قبل از دوره سلسله میر یاربیک خان وپس ازحملات مغول بربدخشان حاکم بوده ویاهم یکی اززمامداران محلی خانواده میریاربیک بوده باشد. این قلعه قریب در دریای وردوج در مجرای زیر زمینی آب از خشت پخته بدست آمده است. بقول مردم محل چند سال پیش مرد بینوایی یک اطاق پر از لوازم چینی وظروف فلزی را درینجایافته بود، اما از ترس حکومت همه این ظروف را به آب انداخت. احتمال میرود این ساختمان مربوط بدوره ای باشد که مرکز بدخشان دردشت فراخ بود وماچگونگی آن را دربخش "شهرهای تخارستان" درآستانه پیروزی اسلام تشریح نمودیم. قلعه دوم آن که در حقیقت مخزن اسلحه بوده است، کمی بالاتر واقع بوده درقرب زیارت خواجه قوام الدین معاصر همان پادشاه موقعیت دارد. این قلعه را میتوان در حوالی ساختمان فرماندهی پولیس بهارک ودرجهت غربی آن پیدا نمود.
با هجوم قهرآمیزسپاهیان پساکوه به قلعه ورم، وبه امر يوسف علی خان، مردم اطراف قلعه بهارک را قلبه نموده و به روی آن آب جاری نمودند. در جريان زدو خورد بين مردم زرديو و سپاه يوسف علی خان چندين نفر سواره با اسپهای خود در گل ولای فرو رفتند و چند تن ديگر باثر اصابت تير زخمی و هلاک گرديدند. مير نياز خود را به يوسف علی خان تسليم داد که فوراً حکم قتلش صادر گرديد، اما مردم بهارک که با مير نياز نسبت و پيوند تباری و شناسايی داشتند، از اجرای حکم قتلش سرباز زدند. قتل سليمان شاه مدخل رهبری حکومت بدخشان را بر روی مير يوسف علی خان حاکم پساکوه باز کرد. اين شخص مرد قوی هيکل، شجاع، هشيار ومثل سایر امرای بدخشان بعلوم سياسی و ادبی آنوقت آشنايی داشته و در هنگام جنگها پيش از ديگران خودش وارد عرصهء عمل می گرديده است.
مير يوسف علی خان در مخالفتی که با محمود بی حاکم قطغن برایش میراث مانده بود ، سپاه با حزم و حشم از پساکوه ترتيب داد و به قطغن يورش برد. درين يورش اقبالش بالا گرفت و به تسخير شهرهای تالقان، اشکمش، حضرت امام، (ارهن) قندز،  بغلان، دوشی، اندراب و خوست تاهفتده دره خنجان را در حيطه فرمان خود در آورد و مدت پنجسال اين قلمرو را تحت فرمان خود در محوریت پساکوه حفظ کرد، و بعد از آن توسط مردی بنام حسن بای از اعقاب تيمور بيک که مدتی در يارکند بود، توسط زهر مسموم گرديد و در سال 1751/1130 هجری خورشيدی داعيه اجل را لبيک گفت.(24)جنازه موصوف در کنار قبر پدرش میر یار بیک خان درچته بخاک سپرده شد. پس از سال1207 میر سلیمانشاه وبه تعقیب آن میر یاری بیک بحیث حکام شهربزرگ ایفای وظیفه نموده وازین جا بقدرت بدخشان ارتقا نموده اند. دراوایل پادشاهی امیرعبدالرحمن خان محمد اعظم خان بحیث حاکم شهربزرگ ورستاق برداشته شد. مولوی عبدالودود راغی مدرس مدرسه یاوان دردهه های گذشته، از حکومت برخی از شخصیتهای محلی شهربزرگ بنامهای میر داور ومیر عنایت پسران میر عبدالقدوس خبر میدهد. این نامها در بین امیران وامیرزاده گان خاندان میر یاربیک دیده نشده اند. احتمال دارد امرای نامبرده از خودشهربزرگ بوده اند، که پس از دوره میر یوسف علی خان وبحمایت خانواده اوبالنوبه  در منطقه خود حکومت نموده اند.