آرشیف

2015-2-1

mandishmand

پرویز مشرف؛ برادری در کابل، شیطنت در بروکسل

14 سپتمبر 2006
 
پرویز مشرف رئیس دولت نظامی پاکستان در آخرین سفر خود به کابل روز ششم سپتمبر 2006 از برادری با افغانستان سخن گفت. ژنرال مشرف در نخستین روز ورود خویش به کابل اظهار داشت:" پاکستان وافغانستان باید مناسبات برادرانه برقرار کرده و با بلا های تروریسم و افراط گرایی بجنگند"  اما ژنرال، روز های بعد در "بروکسل"پایتخت بلژیک مقر اتحادیۀ اروپا لحن شیطانی گرفت و نیات باطنی خود را در مورد افغانستان آشکار ساخت. هرچند دوگانگی و دورویی ژنرال مشرف نسبت به افغانستان، سیاست او را در پنج سال اخیر و پس از سقوط طالبان تشکیل میدهد، ولی اظهارات او در برابر اعضای پارلمان اروپا زمانی صورت گرفت که او شش روز پیش (7 سپتمبر)، به رئیس جمهور و برخی اعضای پارلمان افغانستان از صداقت و دوستی خود با افغانستان اطمینان داد. مشرف در دومین روز سفر خود، هفتم سپتمبر 2006 در وزارت خارجۀ افغانستان به جمع کثیری از اعضای حکومت و نمایندگان شورای ملی افغانستان در حالبکه به جدیت خود در مبارزه با تروریزم تأکید میکرد، از آنها خواست تا نسبت به "نیت" او و حکومت اش در قبال افغانستان دچار تردید نشوند. جالب این بود که پرویز مشرف از میزبانان افغان خود در این نشست تقاضا کرد تا گذشته را فراموش کنند و با او مشترکاً برای آینده فکر نمایند. او گفت:" ما نباید به خاطر سالهای که گذشته است اشک بریزیم و بگذاریم گذشته، به حال و آیندۀ ما مزاحمت ایجاد کند." مشرف در اظهارات خود ظاهراً صداقت و حسن نیت بیشتر از این نشان داد و همکاری با افغانستان را تنها ویگانه انتخاب در پیش روی پاکستان تلقی کرد:" اگر میخواهیم در منطقه صلح و ثبات تأمین شود، باید و باید ما ( افغانستان و پاکستان) با هم یکجا باشیم و من حتی نمی توانم به انتخاب دومی به جز این فکر کنم." (رادیو بی.بی.سی)
هنوز یک هفته از صدای برادری و انتخاب همراهی و همدلی مشرف با افغانستان سپری نگردید که او در برابر کمسیون روابط خارجی پارلمان اروپا، طالبان را نیروی بر خوردار از حمایت عمومی خواند. پرویز مشرف که یکساعت از سخنرانی خود را به موضوع افغانستان اختصاص داد، از سیاست قبلی خود در حمایت از طالبان و حکومتشان بدفاع پرداخت. او در حالیکه از یکطرف به خطر طالبان در افغانستان در مقایسه با القاعده تأکید میکرد، از طرف دیگر و همزمان با بر جسته کردن این خطر، با مخاطبان خود خاطر نشان ساخت که طالبان در افغانستان از حمایت عمومی مردم بر خوردار هستند و این امر می تواند به یک "مناقشۀ ملی" دامن بزند. مشرف این اظهارات را با لحن هوشدار آمیزی به کمسیون خارجی پارلمان اروپا بیان کرد. او به نمایندگان اروپایی هوشدار داد که جنگ در افغانستان تغیر خورده است. و سپس این تغیر را در خطر نظامی  طالبان و بر مبنای بر خورداری طالبان  از حمایت عمومی مردم توجیه و تفسیر کرد. 
اظهارات مشرف برای نمایندگان اروپا پیام بسیار واضح و روشنی داشت:
 مشرف در واقع به اروپایی ها گفت که شما در افغانستان با طالبان یعنی با مردم جنگ می کنید. تأکید مشرف به این نقطه که طالبان از حمایت عمومی برخوردار هستند، چیزی جز این نبود.  
این گفتۀ ژنرال مشرف در واقع یاد آور اظهار نظر و پرسش جنرال بوریس گروموف آخرین قوماندان نیروهای شوروی در افغانستان است که در کتاب "ارتش سرخ در افغانستان" می نویسد:" آیا ما می توانستیم در مجموع در جنگ افغانستان پیروز گردیم؟ عقل سلیم پاسخ میدهد که در "جنگ در برابر مردم" پیروزی ممکن نیست. در این باره در هیچ جایی و هیچگاهی حتی سخن هم به میان نیامده است."
جنرال مشرف با بیان این مطلب خواست تا نمایندگان اروپا را متوجه این پرسش از خود و از دولت های خویش بسازد که آیا با مشارکت در جنگ علیه طالبان و در واقع جنگ علیه مردم ، به پیروزی دست خواهند یافت؟
مشرف در زمان و فرصت مساعد و مورد نظر خویش به حمایت مردم از طالبان در برابر نمایندگان اروپا انگشت گذاشت. در فرصتیکه روزهای قبل، فرمانده ناتو از نیاز به اعزام نیروهای بیشتر این سازمان به افغانستان سخن گفت و اعضای ناتو با بی علاقگی و بی میلی در شهر "وارثا" مصروف گفتگو بر سر این موضوع بودند. برای ژنرال مشرف بی میلی کشور های عضو ناتو و تردید آنها به اعزام نیروی بیشتر به افغانستان خبر مسرت بخش بود. و مشرف با اظهارات حساب شدۀ خود خواست تا این تردید را در میان اروپایی ها تقویتِ بیشتر بخشد.  
درک تفاوت و تعارض میان ابراز نظر و دیدگاه های ژنرال مشرف در کابل و بروکسل چیزی بسیار پیچیده ودشوار نیست. شیطنت و دو رویی او از کابل تا بروکسل در مورد افغانستان بیسار روشنتر از آن است که به تحلیل و تفسیر آن پرداخته شود. او که در کابل از برداری با افغانستان سخن میگوید، در همکاری و همراهی به صلح وثبات تعهد می بندد؛ اما در بروکسل طالبان را با برخورداری از حمایت عمومی مردم  نیروی خطر ناکتر از القاعده معرفی می کند، آیا به جز از دو رویی و شیطنت او در مورد افغانستان چیز دیگری هم می تواند محسوب شود؟
 البته نه فهم این دورنگی و شیطنت ژنرال حاکم پاکستانی و نه تحلیل و تقبیح آن منجر به نجات افغانستان از بحران دورنگی و شیطنت زمام داران پاکستانی می شود. این بحران، راه حل اساسی و دایمی می خواهد. چه کسی و کدام ارگان و اداره ای  ملزم به تدوین وارائه این راه حل است؟
 
وزارت خارجه؛ انتشار اعلامیه یا ارائه راه حل؟
وزارت خارجۀ افغانستان با انتشار اعلامیه ای اظهارات پرویز مشرف را در بروکسل مایۀ تأسف ونگرانی خواند. در اعلامیه و اظهار نظر وزارت خارجه اظهارات پرویز مشرف در بروکسل اهانت به قوم پشتون تلقی گردید. در این بیانیه گفته شد:" متهم کردن اقوام پشتون به "حمایت عمومی" از طالبان اهانت است به مردمی که علاقمند تأمین امنیت سراسری و ثبات پایدار هستند که در نتیجۀ آن باز سازی کشور ورفاه شهروندان میسر است. . . .  .
بنا براین وزارت امور خارجه افغانستان از این ناحیه ابراز تأسف میکند که رئیس جمهور پاکستان یک اقلیت آدم کش وضد صلح و آرامش را منسوب به قومی از اقوام مقیم در دو سوی خط دیورند قلمداد میکند. پشتونها مانند تمام مردم افغانستان ومنطقه، قربانی تروریزم میباشند. این اظهارات دور از واقعیت، غیر دوستانه و منافی آن تعهداتی است که آقای پرویز مشرف در سفر اخیرش به کشور ما داشت. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان امید وار است رهبری جمهوری اسلامی پاکستان به تعهداتی که به مردم افغانستان و جامعۀ جهانی در راستای مبارزه با تروریزم و افراطی گری داده است، صادقانه عمل کند و از اظهارات دور از واقعیت برای فریب افکار عامه جهان اجتناب کند." (آژانس باختر)
 اهانت پرویز مشرف به قوم پشتون چیز تازه ای  نیست. جنرال مشرف که در زمان حکومت طالبان از آنها به عنوان نمایندگان قوم پشتون و حاکمیت پشتونها در افغانستان حمایت کرد، در واقع مرتکب اهانت و خیانت به پشتونها گردید. مشرف به همان حدیکه در سیاست های افغانی اش با دو رویی و دو رنگی عمل می کند، ادعای حمایت او از پشتونها در افغانستان به همان حد ریاکارانه، شیطنت آمیز و کاذبانه است. او که با ژنرالان حاکم پاکستانی حقوق مدنی پشتونها و بلوچ ها را در پاکستان پایمال می کند چگونه به حیث دلسوز و ناجی پشتونها در افغانستان ظاهر می شود؟ در این تردیدی نیست که مشرف به پشتونهای منطقه چه در افغانستان و چه در پاکستان اهانت می کند. او طالبان را که با ترور، تریاک و جهل عجین گردیده اند و در همین ویژگیها با القاعده پیوند میابند، نمایندۀ پشتونها و مورد حمایت عمومی جامعۀ پشتون میداند. برای مشرف و ژنرالان پاکستانی حفظ گروه ها و حلقه های آلوده در جهل، ترور وتریاک در جهت انجام دخالت و بلند پروازیهای منطقوی شان یک نیاز محسوب می شود. اما مشرف با دیده درایی و دورویی وجود و حضور آن گروه ها و حلقه ها را بمنظور پوشاندن حمایت خود از آنها، نمایندگان جامعۀ پشتون و مورد حمایت عمومی پشتونها تلقی و معرفی می کند. وقتی میتوان به  اهانت مشرف به پشتونها بهتر متوجه شد که اظهارات او را در وزارت خارجۀ افغانستان روز هفتم سپتمبر 2006 به خاطر آورد که پاکستان را "جمهوری پیشرفتۀ اسلامی" خواند و گفت که او و دولت پاکستان و مردم آن هیچگاه خواستار "طالبانیزه" شدن پاکستان نبوده اند. اما او در بروکسل، طالبان را نمایندۀ پشتونها ومورد حمایت آنها در افغانستان می خواند و در واقع  پشتونها را طرفدار طالبانیزه شدن و مخالف پیشرفت معرفی می کند.
اما پرسش اصلی این جا است که آیا انتشار اعلامیه و اظهار نظر توسط وزارت خارجۀ کشور ما می تواند به دخالت و شیطنت مشرف و حاکمان پاکستان پایان دهد؟ مسلماً پیشتر از هر کسی وزارت خارجۀ کشور ما میداند که اعلامیه و ابراز تأسف، راه حل مشکل با مشرف و پاکستان نیست. افغانستان نیم قرن است که با پاکستان در نزاع و کشمکش به سر میبرد و راه های گوناگونی را از اعلامیه تا منازعۀ لفظی و تدارک برای لشکر کشی و جنگ تجربه کرده است. در این نیم قرن گذشته هیچگاه افغانستان موقعیت امروز را نداشت که دنیای غرب و به خصوص ایالات متحدۀ امریکا در دوران یکه تازی اش با دالر و سرباز در پشت سر حکومت افغانستان قرار بگیرد. در سفر سال گذشتۀ پرویز مشرف به کابل وقتی در قصر ریاست جمهوری از دخالت پاکستان سخن بمیان آمد، مشرف با وزیر خارجه اش موجودیت وزیران جبهۀ متحد سابق به خصوص همرزمان احمد شاه مسعود را در دولت متهم کرد که مانع روابط برادری میان پاکستان وافغانستان می شوند. اشارۀ آنها به داکتر عبدالله در وزارت خارجه بود. صرف نظر از درستی و نادرستی  این ادعای مشرف و وزیر خارجه اش، اکنون کسی از آن جبهۀ متحد یا به قول ژنرالان آی.اس.آی اتحاد شمال  و همراهان احمد شاه مسعود که ژنرالان پاکستانی او را دشمن خود محسوب میکردند در رهبری وزارت خارجه و کدام ارگان سیاست گزار دولت وجود ندارد. اکنون وزارت خارجه می تواند با دست باز و بدون اتهام دشمنی با پاکستان و بدون مخالفت دوستان وطرفداران داخلی پاکستان چه در درون دولت و چه بیرون از آن به تدوین یک استراتیژی همه جانبه غرض حل تمام مشکل با پاکستان و ژنرالان پاکستانی بپردازد. وزارت خارجه در این بهترین فرصت وزمان مساعد که افغانستان دارای پارلمان منتخب، رئیس جمهور منتخب و برخوردار از حمایت وسیع جامعۀ جهانی است می تواند در تحقق استراتیژی حل مشکل با پاکستان بهره برداری کند. اکنون زمان آن است تا وزارت خارجه در تدوین یک راه حل جامع و همه جانبه با پاکستان و با استفاده از تمام ظرفیت های متذکره پیشگام شود.