آرشیف

2015-1-28

نقیب الله ابراهیمی

پدر و مـــــــــــادر

 
آدما تا وقتي کوچکن دوست دارن براي مادرشان هديه بخرند اما پول ندارند
وقتي بزرگتر ميشوند ، پول دارند اما وقت ندارند.
وقتي که پير ميشوند ، پول دارند وقت هم دارند اما . . . مادر ندارند
به سلامتي همه مادرهاي دنيا
—————————-
پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشود بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند
——————–
شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان
——————–
من
هر روز
ديرتر از پدرم بيدار مي شوم
اما
زودتر از او به خانه بر مي گردم
——————–
به سلامتي مادرايي که با حوصله راه رفتن را ياد بچه هايشان دادند
ولي وقتي پير شد بچه هايشان خجالت ميکشند ويلچرشان را تله ميدن
——————–  
سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ،
نه ترس ،
سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم ؛
——————– 
سلامتي آن پسري که
 
سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت10
 
 سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت20
 
 سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه30
 
باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
 
گفت: آخه آن وقت ها دستت نميلرزيد
——————– 
هميشه مادر را به پنسل تشبيه ميکردم
که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود
ولي پدر
… … … …
يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند
خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهااست
فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد
بياييد قدردان باشيم
به سلامتي پدر و مادرها
 
نقيب الله ابراهيمي
تاريخ:17/1/1391