آرشیف

2017-6-19

محمد اسحاق ثنا

پدر مهربان

ای پدر مایه‌ی آرامی من
روز و شب در پی غمخواری من

سینه ات جایگه‌ی مهر و وفا
هست بی کینه پُر از لطف و صفا

تو مرا جانب دانش بردی
سوی آموزش و بینش بردی

آنچه امروز به کف دارم من
پُر بها همچو صدف من

این همه حاصل رنجِ تو بُوَد
به کفم جمله ز گنج تو بُوَد

سایه ات کم نشود از سر من
ای مرا راهبر و رهبر من

موی تو از غم فرزند سپید
قامتت از غم از بار این بار خمید

عمری از غصه‌ی من خون خوردی
لیک دندان به جگر افشردی

وعده کردم به وفایت باشم
وقتی پیری چو عصایت باشم

لیک یک روز نگشتم یارت
خبرم نیست ز غمِ بسیارت

شرمسارم ازین کِرده‌ی خویش
می کشم آه و فغان از دل ریش

باز تبریک ترا روز پدر
حافظت باد خدایت ز خطر

کن دعایش که ثنا شاد شود
از غم زنده گی آزاد شود

اسحاق ثنا
ونکوور – کانادا
۱۸ جون ۲۰۱۷