X

آرشیف

وزیری گمنام از مناطقِ محرومِ مرکزی افغانستان

 

سال‌ها قبل دو کتاب را که بیشتر بر محورِ جمعیت اسلامی افغانستان و قهرمان ملی می‌چرخد را خوانده بودم. هنگامیکه به اسمِ داکتر نجیب الله لفرایی سرخوردم، به خود اندیشیدم که آیا این شخصیت از منطقه ی لفراهِ غور باشد؟ و اطراف این موضوع را طبق طبیعت همیشگی که به مطالعه کتب دارم، حلقه نمودم. همیش درین اندیشه بودم، از بعضی دوستان و کسانیکه در آن مناطق می‌شناختم، پرس و پال کردم، به نتیجه‌ی مطلوب نرسیدم که غور چنین شخصیت داشته باشد که به کُرسی وزارت خارجه دولت اسلامی رسیده باشد. درین روزها گفتگوی که داکتر بشیر احمد انصاری با داکتر نجیب الله لفرایی انجام داده است (این گفتگو به روایت داکتر انصاری دارای 12 حلقه یا بخش می‌باشد که الی اکنون فقط 2 بخش آن به رسانه‌های جمعی منتشر شده است)، را شنیدم.

محترم عبدالحفیظ منصور در یکی از کتابش‌هایش، جمعیت شناسی، به این شخصیت چنین اشاره دارد: «…تنها داکتر نجیب الله لفرایی زبان انگلیسی بلد بود که وزیر دولت در امور خارجه ی دولت اسلامی شد…» (1399: 187).

هم‌چنین کتاب دیگری که به این اسم برخوردم، نوشته‌ی دکتر سید عزیزالرّحمن صفوی تحت عنوان چهار سال با احمد شاه مسعود (در محضر آفتاب) است؛ در بحث “جلسۀ تشکیل را جمعیت نمود” ازین شخصیت در کنار شخصیت‌های دیگر، چنین یادآوری می‌گردد: «… این بود که نخستین جلسه شورای نخبگان جمعیت اسلامی افغانستان تحت سرپرستی آمر صاحب در تخت استالف از ساعت 11 روز 4 شنبه نیمه ماه 6/1374 شامل شخصیت‌های هریک د/عبدالرّحمن – فرمول صاحب – شمس الرّحمن خان – هاشمی صاحب – انجنیر اسحاق – انجنیر ایوب – سخی داد فایز – واصل نورخان – داکتر مشاهد – دانشیار – استاد شاداب – سید اکرام الدین – سید نجم الدین خان – ناصریار صاحب – داکتر فضل الله – قدیر علم – برادران غزنی، پکتیا و ننگرهار بودند. از بدخشان بصیر خالد و سید نجم الدین خان، از تخار مولوی شاه محمد و مولوی جبار و از کندز واصل نور خطیب عارف خان، قاری رحمت الله، رئیس انور آق تاش، میر علم خان، هاشی صاحب، مولوی ظاهر از فاریاب آقای لفرایی و کریم ارشد، مولانا افقر، آمر چوپان، ملک‌زاد، منان خان از غور، آقای مجیدی، قدیر علم، گل احمد غوری، محمد ظاهر، محمد واحد، داکتر ابراهیم، مستمند و عبدالسلام از بادغیس، آمر توکل، رحیم خان و 6 نفر دیگر از هرات، آقای خیرخواه و… برگذار شد…» ( 1397: 192)

آقای صفوی در بحث “هُشدار از بازی سیاسی”، نیز چنین روایت می‌کند: «… در تعیین و عزل غفورزی و لفرائیی در وزارت خارجه، تا هنوز جنگ این دو نفر است ایشان نگاه می‌کنند من می‌گویم باید غفورزی وزیر خارجه شود که تحول آورده بتوانیم…» (1397: 240)

چون ولایت غور و مردمش قرن‌هاست که محرومیت و انزوای سیاسی را متحمل شده‌اند، هرگاهیکه در لابلای اوراق تاریخی و سیاسی کشور به چنین مساله‌ی بر می‌خوریم، احساس می‌کنیم که آیا چنین اتفاقی در ولایت و برای مردم ما افتادنی است؟ راستش را پرسان کنید، ولایت‌های، غور بادغیس، فاریاب و سرپل و هرات از جهات مختلف باهم شباهت‌ها، پیوندها، محرومیت‌ها و تاریخ مشترک و مشابه نسبت به دیگر ولایات دارند (شما محرومیت هرات را هر وقت که به ولسوالی‌های چشت شریف، اوبه و فارسی بروید درک می‌کنید) تنها اتکا به بازسازی داخل شهر هرات نباشید.

هدف ازین نوشته اینست که بدانیم، چقدر جغرافیای محروم و عقب نگهداشته شده، هرچند که شخصیت‌های مطرح داشته اند، ولی با آنهم، چنان مورد عنایت و لطفِ سیاسیون واقع نشده اند. باید در تاریخ معاصر کشور از حکومتِ اسلامی وقت سپاسگزار بود که حداقل وزارت خارجه‌اش که یکی از کلیدی‌ترین و مهم‌ترین وزارت‌ها می‌باشد را متعلق به محروم‌ترین مردم روا داشته است. چیزیکه از سخنان داکتر نجیب الله لفرایی در قسمت نخست گفتگویش که با آقای داکتر بشیر احمد انصاری انجام شده دانستم اینست که، وی متعلق به قبیله ی “فیروزکوهی” می‌باشد و ایشان تفاوت بین فیروزکوهی و تاجیک نمی‌بینند و این طرز فکر و بینشش برای من بسیار مورد قبول و اتفاق نظر واقع شده است. من نیز متعلق به قبیله‌ی فیروزکوهی هستم که در چغچران زندگی می‌کنم و خود را قرن‌هاست که تاجیک گفته و می‌گوییم، چیزی که در تذکره‌های اجداد و نیاکان ما درج است.

ازین‌رو، برداشت من اینست که داکتر نجیب الله لفرایی از هر جهت با دردها، رنج‌ها، بدبختی‌ها، محرومیت‌ها، تنگدستی‌ها، مظلومیت‌ها و انزوای سیاسی غور و فاریاب و بادغیس آگاه است. چیزیکه خودش در گفتگویش می‌گوید، مظالم رژیم عبدالرحمن خان باعث می‌شود که او راه درست را انتخاب کند و به جریانِ بپیوندد که خریدارش باشند.

حالا شما تصور نمایید که اگر بجای همین داکتر نجیب الله لفرایی، کسی دیگری مثلا انوارالحق احدی، اکلیل حکیمی، کریم خلیلی، معصوم استانکزی، حمدالله محب، باتور دوستم، داکتر عبدالله عبدالله ویا کسی دیگری منحیث وزیر خارجه دولت اسلامی ویا رژیم دیگری، ایفای مسوولیت می‌کرد، چقدر مورد حمایتش می‌کردند و مورد تقدیس سازی سیاسیون و جامعه‌ی ما قرار می‌گرفت؟

یکی از دردهای مشترکِ غور، فاریاب و بادغیس همین است.

یادداشت: درمورد لفراه و لفرای در آینده نزدیک چیزی خواهم نوشت که اهمیت تاریخی و ارزش سوق الجیشی این جغرافیای کهنِ تاریخی مشخص گردد.

 

بااحترام

غلام رسول مبین

غور، چغچران

7 حوت 1404 هـ.ش.، مصادف به نهم ماه مبارک رمضان.

 

رجوع کنید به:

  1. صفوی، دکتر سید عزیزالرّحمن، 1397، چهار سال با احمد شاه مسعود (در محضر آفتاب)، کابل: بنیاد شهید مسعود و نشر پرند، چاپ دوم.
  2. منصور، عبدالحفیظ، 1399، جمعیت شناسی (نگاهی به تاریخ تحلیلی جمعیت اسلامی افغانستان)، کابل: کمیته ی فرهنگی جمعیت اسلامی افغانستان و انتشارات سعید.
X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب

This error message is only visible to WordPress admins

Reconnect to YouTube to show this feed.

To create a new feed, first connect to YouTube using the "Connect to YouTube to Create a Feed" button on the settings page and connect any account.