X

آرشیف

واقعه جرم سیاسی چه زمانی رخ میدهد

 

مقدمه .

شریعت اسلامی از روز نخست میان جرایم عادی وجرایم بغی یعنی جرایم سیاسی تفاوت گذاشته است ولی در این تفاوت گذاری مصالح جامعه وامنیت آن رعایت واز نظام وکیان آن محافظت کرده است .

متن 

جرم سیاسی در شرایط عادی صورت نه می گیرد ، لذا هر جرمی که در اوضاع واحوال عادی واقع شود هدف وانگیزه آن هر چه باشد جرم عادی است . بنابراین اگر کسی برای یک هدف سیاسی رئیس کشوری را بکشد هر چند قاتل از اشخاص سیاسی باشد تا زمانی که قتل در اوضاع واحوال عادی واقع شود جرم عادی به شمار می رود عبدالرحمن بن ملجم حضرت علی کرام الله وجهه بن ابی طالب خلیفه مسلمانان را به منظور تحقق هدف سیاسی به شهادت رسانید ولی به رغم آن که قاتل از خوارج بود قتل جرم عادی محسوب شد این عقیده علی ع است ونیز عقیده علمایی که پس از او بر طبق آن عمل کردند ، چه آن که وی به فرزندش حسن ع گفت با او بخوبی رفتار کنید اگر زنده ماندم من خودم ولی دم خویش هستم واگر مردم یک ضربه همچون ضربه ای که به من زده به او بزنید اگر قتل عادی نه می بود او خود را ولی دم خویش نمی شمرد که اگر بخواهد عفو والاقصاص کند واز فرزندش حسن نمی خواست از ابن ملجم با یک ضربه همچون ضربه ای که زده قصاص کند .

جرم سیاسی در شرایط غیر عادی وبه طور معین در حالت انقلاب وجنگ داخلی واقع می شود بنابر این اگر گروهی از مردم بر ضد دولت شورش کنند ودر اثر آن بین دولت وشورشیان جنگ درگیر ممکن است جرم سیاسی در صورتی که شرایط معینی در انقلابیون یا جنگجویان وجود داشته باشد واقع شود پس اگر این شرایط وجود نداشته باشد یا وجود داشته باشد ولی در حالت انقلاب یا جنگ نباشد ، جرایمی که واقع می شود نمی تواند جرایم سیاسی باشد بلکه جرایم عادی است .

مجرمان سیاسی 

در اصطلاح فقها به جرم سیاسی ( بغی ) وبه مجرم سیاسی بغاوت یا فئه باغیه گفته می شود .

بغاوت چنان که فقها تعریف می کنند گروهی هستند که با تو جیهی به ظاهر قابل قبول بر ضد امام می شورند واز قدرت ونیرو بر خوردار هستند به تعریفی دیگر بغاوت گروهی از مسلمانانند که با امام اعظم مسلمانان یا نایب او به یکی از دوسبب مخالف کنند یا مخالفت آنها بر اثر آن است که از ادای حقی که بر آنها واجب شده مثل زکات سر باز می زنند یا نسبت به قبول حکمی از احکام شریعت که علیه آنها صادر شده امتناع می ورزد خواه حکم مربوط به حق الله باشد یا حق الناس یا حاضران آنها از اقرار به امامت امام وبیعت با او خود داری می کند واز گواهی دادن بر اطاعت کسانی از آنها که غایبند امتناع می ورزند واین در صورتی است که حاضران وغایبان از اهل حل وعقد باشند ونیز از گواهی دادن بر اعتقاد غیر اهل حل وعقد به امامت امام خود داری می کنند زیرا این امر حق است به دلیل روایتی که در آن آمده است هر کس بمیرد وبیعتی بر عهد او نباشد به مرگ جاهلیت مرده است یا مخالفت آنها با امام بدین سبب است که او را از منصب امامت عزل کنند زیرا امام پس از بیعت مسلمانان با او حرام است هر چند که ستمگر باشد .

همان گونه که به گروه شورشگر در اصطلاح بغاوت گفته میشود به گروه دیگری که از امام اطاعت می کنند اهل عدل گفته می شود .

 

شرایطی که باید در مجرمان سیاسی یا بغاوت وجود داشته باشد .

از تعریف بغاوت ومطالبی که تحریر شد می توانیم شرایطی را که باید در شخص مجرم و عمل او وجود داشته باشد تا مجرم سیاسی یا باغی شمرده شود شرح زیر بیان کنیم .

شرط اول هدف .

 

هدف از سیاسی باید عزل رئیس کشور یا هیآت حاکم ویا مخالف با آنها باشد که با وجود شرایط دیگر جرم ، جرم سیاسی ومجرم ، مجرم سیاسی خواهد بود اما اگر هدف از جرم ، ایجاد تغیری مخالف با نصوص شریعت باشد مثل وارد کردن مقررات مخالف با مقررات اسلامی یاتمکین در برابر دولت بیگانه ومانند آن جرم ، جرم سیاسی نخواهد بود بلکه ایجاد فساد در زمین ومحاربه با خدا ورسول است که این جرم ، جرم عادی است ومجازات سختی برآن در شریعت مقررشده است .

یاتمکین در برابردولت بیگانه ومانند آن جرم ، جرم سیاسی نخواهد بود ، بلکه ایجاد فساد در زمین ومحاربه با خدا و رسول است که این جرم ، جرم عادی است ومجازات سختی برای آن در شریعت مقرر شده است 

شرط دوم تآویل وتوجیه .  بغاوت یا مجرم سیاسی باید عمل خودرا توجیه وتآویل کنند ، یعنی امری را علت مخالفت خود بدانند وبرای صحت ادعای خود دلیل آورند هر چند که دلیل در اصل ضعیف باشد ، مثل کسانی که با حضرت علی ع مخالفت کردند با این توجیه که او قاتلان عثمان را می شناسد وبر آنان تسلط دارد ولی چون با آنان همدست است از آنان قصاص نمی گیرد ومثل کسانی که در دوره خلافت حضرت ابوبکر رض از دادن زکات خود داری کردند با این توجیه که بر طبق آیه 

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (۱۰۳)

ترجمه:

از اموال آن‌ها صدقه‌ای [به‌عنوان زكات] بگير، تا به‌وسيله‌ی آن، آن‌ها را پاك سازی و پرورش دهی و [به‌هنگام گرفتن زكات] به آن‌ها دعا كن، كه دعای تو، مايه‌ی آرامش آن‌هاست و خداوند شنوا و داناست. (۱۰۳)

زکات را فقط به کسانی خواهند داد که دعای آنان سبب آرامش آنها باشد بنابر این اگر برای شورش خود توجهی نداشته باشند یا توجیه آنان از نظر شریعت به هیچ وجه قابل قبول نباشد راهزنی هستند که برای فساد در زمین می کوشند و مجازات خاص خود را دارند مثل آن که عزل رئیس کشور را بخواهند بدون آن که چیزی را به او نسبت دهندیا به دلیل آن که از کشور ی بیگانه است وبه هرحال باغی یا مجرم سیاسی نیستند .

شرط سوم قدرت .

باغی یعنی مجرم سیاسی باید دارای اقتدار ونیرو باشد نه اقتدار شخصی بلکه اقتدار گروهی که با او هم عقیده هستند واگر دارای چنین قدرتی نباشد مجرم سیاسی بلکه اقتدار گروهی که با او هم عقیده هستند واگر دارای چنین قدرتی نباشد ، مجرم سیاسی شمرده نمی شود هر چند که عمل خود  را توجیه کند .

شرط چهارم انقلاب وجنگ .

انقلاب وجنگ علاوه بر شرایط سه گانه فوق باید جرم در حالت انقلاب یا جنگ داخلی واقع شود جنگی که برای هدف مورد نظر از جرم برافروخته شده است واگر جرم ، در حالتی واقع شودکه انقلاب و جنگ داخلی نیست ، بغی یعنی جرم سیاسی نبود بلکه جرم عادی است ومرتکب آن به مجازات عادی مقرر برای جرم محکوم میشود واین سنت وروش علی بن ابی طالب در باره خوارج بود ، هنگامی که گروهی از آنها در حالی که بر منبر سخن می گفت به کنایه فریاد می زدند ( لاحکم الا لله ) و با این سخن به او کنایه می زدند چون  علی ع  حکمیت را پذیر فته بود علی از بالای منبر در رد سخن آنان گفت سخن حقی است که هدف از آن باطل است ، شما سه حق بر ذمه مادارید ، شما را از مساجد خدا منع نمی کنم که در آن  خدا را یاد کنید با شما آغاز به جنگ نمی کنیم وتازمانی که با ما هستید یعنی تا زمانی که علیه ماشورش نکرده اید ، شما را از غنیمت محروم نمی سازیم .

 

حقوق بغاوت ومسئولیت آنان قبل از شورش :

بغاوت می توانند به طور مسالمت آمیز ومشروع به عقاید خود دعوت کنند ، آزادانه در حدود نصوص شریعت آنچه می خواهند بگویند واهل عدل حق دارند عقاید آنان را رد کنند ونادرستی وفساد آن را بر آنهاروشن سازند واگر یکی از دو گروه ، در گفتار یا دعوت خود با نصوص شرعی مخالفت کند ، نسبت به جرم خود عنوان جرم عادی مجازات می شود ، اگر قذف کند حد می خورد واگر دشنام دهد تعزیر می شود واگر یکی از بغاوت جرمی مرتکب شود به اعتبار جرم عادی مجازات می شود.

بغاوت حق اجتماع دارند واگر در مکان معینی گرد هم آیند هیچ کس حق ندارد تازمانی که از حقی امتناع یا با دستورات مخالفت نکرده اند متعرض آنان شود .

این روش نیز ، روش حضرت علی ع در برخورد با خوارج است ، به هنگامی که گروهی از خوارج در نهروان از او کناره گرفتند علی ع فرماندهی بر آنها گماشت مدتی از او اطاعت کردند واو با آنها به نرمی رفتار می کرد تا آن که سر انجام وی را کشتند علی ع کسی را به سوی آنان روان کرد تا کشنده اش را تسلیم کنند ولی آنان از این کار خود داری کردند وگفتند ما همگی قاتلیم آنگاه چون از اطاعت او سر باز زدند وآشکار نافرمانی کردند با آنان نبرد کرد .

امام  مالک ، شافعی ، واحمد برای پیکار اهل عدل با اهل بغی ، آغاز جنگ از سوی آنان را شرط می دانند که در این صورت خون آنها مباح است اما ابوحنیفه آن را شرط نمی داند بلکه تجمع ونافرمانی اهل بغی را برای پیکار با آنها کافی می داند 

در جنگ های داخلی ولی امر باید قصد دفع شورشیان را داشته باشد نه کشتن شان را با کسانی که با آنها رور ده رو هستند بجنگد واز تعقیب شان فرار هستند خود داری نماید مجروحان اسران را نکشند کسانیکه سلاح بر زمین نهاده اند  اموال شان را مصادره شده یا زنان وفرزندان شان را به اسارت افتیده بعد ختم شورش ولی امر اموال بغاوت را به انها بر گرداند زیرا رسول خدا ص فرود هر چه در دارالاسلام است محترم است 

تبصره 

هیچ کس به هیچ عنوان به طور خود سرانه در جنگ داخلی وشورش مجرمان سیاسی را بدون دلیل شرعی حق کشتن ، تحقر، توهین عضب اموال شان را ندارد 

امام ابتدا انقدر پرهیز گار ودارای ظرفیت باشد که به مشکلات مردم رسیده گی شود که تا باشد مردم خود به خود مانع شورش گردند .

به طور مثال نظام جمهوریت روی تفاهم دست از جنگ کشید حسب هدایات ملاقات ذیصلاح سلاح بر زمین گزاشت در دارا اسلام زنده گی می نماید کسی حق تعرض بالای شان ندارد 

دین اسلام کامل ترین دین است همه مورد را دقیق تشریح کرده بنا کسی حق خود سرانه ضرروارد کردن به دیگران را ندارد. بدرود

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب