آرشیف

2020-10-19

yfirozkohi

همکاری‌های خوبِ شفاخانه‌ی هرات و کمیته محترم صلیب سرخ همه‌دنیایی!

تیم قوی جراحی از هراتِ پیر، با کرامت عارفی به حق تکیه کرده، عالم بزرگِ عرصه‌های شعر و ادبیات فارسی، که از برکت او ، شعر، مناجات و انواع گوناگون شعری به ما به ارث گذاشته‌اند، آری تیم جراحی به رهبری دگروال صاحب دکتور نثار احمد رحیمی، جناب تمنا صاحب رییس صحت عامه‌ی هرات، سر جراح صاحب دکتور جاوید بارکزی در حالی، به فرودگاه هوایی، شهید جنرال محی‌الدین غوری، فرود آمدند که زخمی‌های مجروحین حادثه نه، بلکه تراژیدی که شهر فیروزکوه را به گریه و شیون دعوت کرده بود؛ این دستان پاکیزه + جراحان ماهر، خدا دوست، مردم‌دوست، وطن‌دوست و فقیردوستِ شفاخانه‌ی ولایتی غور، یکجا شدند و از مرگ و میر بیشتر زخمیان محتاج را که در تراژیدی المناک در جوار قوماندانی محترم امنیه و پولیس غور، زخمی و یا کشته گردیده بودند همه بادشندگان شهر فیروزکوه را این حادثه‌ی المناک به گریه، به شیون، به رخت تنگ‌ چاک کردن، فراخوانده بود، زخمیان این حادثه‌، کشته‌شدگان این حادثه، همه وابسته‌ی خانواده‌های فقیر شهر فیروزکوه و حومه‌های فیروزکوه که بخاطر در آوردن لقمه‌ی نان، روزمزدی می‌کنند، گاهی آن لقمه‌ را فراچنگ می‌آورند و زمانی هم با اشک خون‌بار راه خانه‌اش را مایوسانه به پیش‌ می‌گیرند.  آری! جا دارد از کمیته‌ی محترم، انسان‌دوست، بشر دوست و فقیر دوست غور، دیروز نمایندگی ایشان در هلال احمر سه امبولانس پر از دارو را به زخمیان این حادثه به شفاخانه‌ی محترم غور احترامانه‌ تسلیم فرمودند. امروز کمیته‌ی محترم صلیب سرخ از کابل، یک هواپیما مملو از داروهای‌ گوناگون به زخمیان این حادثه از طریق هلال احمر به شفاخانه‌ی محترم ولایتی غور تسلیم فرمودند. که جا دارد از همه این همکاران خوب و فرشته‌خصایل من، به نمایندگی از اهل قلم غور، اظهار قدردانی ‌نمایم.
و قابل ذکر می‌دانم اینکه، قوماندان صاحب آن روز با عطرهای گوناگون و روغن موی با کلاس بالا که موهاش خیلی دراز نبود، ترک سرش از لای آن موهای کوتاه زرق و برق می‌زد، این حادثه‌ی المناک اتفاق افتاد، از اینکه پولیس ما به رهبری قوماندان صاحب روز می‌خسپند و شب‌بیداری می‌نمایند به منظور امنیت مردمان شهر فیروزکوه. همه فیروزکوه را قوماندان صاحب محترم با اشک‌های خون‌بار دل‌های مایوسانه زخمیان بیش از صد تن کشته‌های را که نزده تنش را شفاخانه‌ی محترم غور حله، به جانشان پوشانید، باقی را با خریطه‌ها با تکه‌های سفید مملو از خون با امبولانس‌های اردوی ملی و شفاخانه ی محترم غور، حمل می‌کردند و اشک خون می‌باریدند ما اهل فیروزکوه سر را از تن و تن را از سر دیروز نمی‌شناختیم.
سلامتی شفاخانه‌ی هرات، جراحان محترم و ماهر غور را همزمان با صلیب سرخ با دستان پاکیزه با قلب مملو از انسان‌دوستی و فرشته‌خصایلی، آرزو برم.
Thank you very much

حسام‌الدین یعقوبیان فیروزکوهی