آرشیف

2015-6-19

ذره بین

هر چه از حد بگذرد رســــوا شود

 

آنچه در افغانستان از حد گذشته چیزی کمتر از رسوائی نیست وآن افتضاح است که خود به مفهوم رسوائیست .افتضاح در عرصۀ سیاسی ،آقتصادی ،اداری؛ وامنیتی. خوب است روی هر یکی ازین واقعیت های از هم گسیخته بر بنائی لف نشر مرتب طور نمونه وفشرده صحبت بعمل آید.

اول :افتضاح سیاسی: عدم هم آهنگی در بین ارکان سه گانه دولت کشور را از لحاظ سیاسی به افتضاح کشانیده است. باور وإعتماد نسبت به دولت از بین مردم رخت بسته است ودولت پیوسته  تیشه بر ریشۀ خود زده است.معاون اول ریاست جمهوری سمپاشی کشت کوکنار را تأئید ومعاون دوم رد میکند و مثلا و رئیس جمهور در اثر فشار ومشوره أطرا فیانش حاضر میشود از مذاکرۀ مستقیم با رهبر طالبان وحکمتیار صحبت کند در موج خوش باوری های غیر واقعی این تقاضا با خفت و بی إعتنائی از آدرس طالبان رد میشود که دولت را در عرصۀ سیاسی بسیار بی إعتبار میسازد تا جائیکه سخنگوئی رئیس دولت  با انفعال وشرمندگی در پشت تریبونها در پی توجیح وتفسیر سخنان رئیس دولت می ایستد. سخنانیکه نهایت ساده وتأویل نا پذیر است. اگر سخنان رئیس دولت مسبوق به طرح ها ومقدمات قبلی وحمایت  نماینده گی سیاسی سازمان ملل متحد وناتو وغیره نمیبود وهفته ها شور وهنگامه بر پا نمیکرد میشد که  شرین سخنی وی را یک حر کت عاطفی  قابل توجیح دانست اما حقیقت این است بعد ازینکه طالبان خود را من حیث یک واقعیت سیاسی قابل قبول از طرف دولت وحامیانش مطرح وسنگر سیاسی خودرا مستحکم ساختند دوباره به دولت جواب رد دادند حال که دولت خواسته باشد ویانه طالبان من حیث یک واقعیت مطرح شده اند. دیگر تکرار کلیمات نا مأنوس پالیسی واستراتیژی در عرصۀ سیاست به درد نخواهد خورد.

دوم افتضاح اقتصادی: از اختلاس وفساد اداری زیاد صحبت میشود ودر پهلوی آن  ترانۀ باز سازی و استراتیژی انکشاف ملی نیز گوش هارا کر کرده است.در وجود اختلاس وفساد در نظام شکی وجود ندارد  از حامیان بین المللی شروع تا شخص رئیس جمهور از فساد اداری صحبت میکنند ،اما مسئول واقعی معلوم نیست. رئیس جمهور میگوید کار های زیاد شده؟ درست است که کار های شده اما به تناسب کمک های بین المللی هیچ کاری نشده. اگر عشر این کمک ها بدسترس طالبان قرار میگرفت با همه ظلم وجنایت که مر تکب میشدند  بیشتر از دولت فعلی کار میکردند.

مثلاروح الله امان شاروال کابل میگوید: من برای باز سازی جاده های کابل بودجه ندارم.! صرف هجده ملیون دالر بانک جهانی کمک کرده که به آن هیچ کدام از پلان های ما عملی نمیشود.؟؟؟ از برای خدا 700 ملیون افغانی یکی از پروژه های شهر کابل را کفایت نمیکند. کس نیست بگوید شاروال صاحب این هجده ملیون را خلاص کن باز هجده ملیون دیگر میآید دست زیر الاشه نشسته است تا مقدار را که پیش بینی کرده پوره شود.

غمی روزی بخور برهم بزن اوراق د فتر را  *  که کمک های جهان سیر نکند این ماران هفت سر را***

 شاید مردم دیگر از جنایت جنگی صحبت کنند اما باید یاد آور شد که جنایت اقتصادی هم نا بخشودنیست. تمام بودجه افغانستان صرف کلیمات انگلیسی شده.پلان سازی ظرفیت سازی پالیسی استراتیژی میکانیزم وغیره شش سال شد نه پلان ساخته شد ونه هم ظرفیت ارتقا یافت تنها ظرفیت دزدی ارتقا یافته وبس. در سال 2002 وزارت شهر سازی إعلان نمود طرح شهرک را در مناطق بینی حصار وشیوکی ریخته که متناسب با  استاندارد های قرن بیست ویک است. تا هنوز خشت بالای خشت گذاشته نشده.دروغ وتا حال دروغ میگویند. طرح شهرک در شمال میدان هوائی وکابل نو در ده سبز همه بخاطر فروش زمین های دولت آن هم در بازار سیاهست. بلای سرمایه داری اکثریت أعضای جامعه را بخاک سیه می نشاند.

سوم : افتضاح اداری. تحلیل گران امور سیاسی واداری همیشه ضعف مدیریت را دردولت من حیث یک مفهوم کلی مطرح  نموده ومینمایند واما من درین نوشته طور مستند یک نمونه ازین ضعف افتضاح آمیز را طور مشرح ومستند یاد آور میشوم…چهار شنبه شب مطابق  یازده اکتوبر در سرویس خبری تلویزیون آریانا إعلان شد که وزارت کار وامور اجتماعی هزاران تن از افغانان بیکار را جهت کار یابی به کشور های خارج میفرستد شاهد زندۀ این خبر مصاحبۀ وزیر کار وامور اجتماعی جناب نور محمد غرقین بود که در جواب خبر نگار گفت بلی ما طور مقدماتی 250 نفر را به امارات متحدۀ عربی میفرستیم وقرارداد را بایک شرکت امضا کرده ایم.وبعد از نفر پهلوی خود پرسان کرد همو شر کت را که ما بآن قرارداد را امضا نموده ایم چه نام دارد ؟؟! خود جناب وزیر قرار داد را امضا نموده اما نمیداند با کدام شرکت.خدامیداند در بین مواد این قرارداد چه امتیاز های از وزیر صاحب خواسته شده که تا هنوز نمیداند.از صحبت های وزیر صاحب معلوم میشد که بسیار بی خبر است. شاید وزیر صاحب یکتعداد از اقارب خودرا به امارات متحده بفرستد .اما در کشوریکه حدود یکصد وهشتاد هزار خارجی مصروف کار اند برنامه إعزام اتباع کشور بکشور های خارج یک افتضاح بیش نیست.

وزیر صاحب بر کدام معیار تقرر حاصل نموده؟؟؟

 سهم قوم ویا پاداش کمپائین به نفع رئیس جمهور معیار تکیه زدن بر چوکی وزارت بر افتضاح اداری در کشور افزوده است. اگر جناب رئیس جمهور سهم قوم تر کمن را داده کار درست انجام داده اما ازانجائیکه وظیفه وزیر به سر نوشت سائر اتباع کشور ارتباط میگیرد خوب بود که یک تر کمن با کفایت وبا دانش را به این وظیفه میگماشت تا اگر یک قوم به حق خود میرسید به حق اقوام دیگر ظلم نمیشد.شاید جناب غرقین تحصیلات عالی داشته باشد اما سند کاغذی همه چیز  نیست. رشد کفایت و ومدیریت همه اوصاف اند برای یک وزیر مهم است وجناب غرقین هیچکدام آنرا ندارد. واگر رئیس جمهور پاداش کمپائن  غرقین را داده درینصورت بخود ظلم کرده است چون مردم کمپائن گر که عمدتا اشخاص دلال ومعامله گر هستند به یکمقدار پول وچپن ویک جلد مثنوی قناعت میکنند وتا دوردوم کمپائین ازین امتیازات استفاده کنند واگر شخص کمپاین گر وظیفۀ در نقش وزیر بگیرد در آینده حاضر نخواهد شد مسئولیت کمپائن ودویدن به کوه های غور وبا میان را به عهده بگیرد.حقیقت این است که جناب کرزی به افرادیکه کمپائین کرده اند وظایف سنگین وبزرگی را سپرده که در آینده هر گز حاضر نخواهند شد وظیفه کوچک کمپائن به نفع رئیس جمهور را به دوش بگیرند.

افتضاح امنیتی: {طالبان سوار بر بیست عراده موتر بالای ولسوالی بکواه حمله کردند} در مورد امنیت چیزی برای گفتن نیست روزانه شاهد مرگ ده ها وحتی صد ها انسان در افغانستان وحتی پایتخت کشور میباشیم . جادۀ که از طرف دولت اسفالت شد وکابل را به قندهار وصل نمود حال تلک شده برای به دام افتادن افراد دولتی ومؤسسات خارجی که روزانه شاهد اسارت وکشتار اردوی ملی ،پولیس ملی وکار مندان مؤسسات خیریه در مسیر این شاه راه نا امن میباشیم .همین هم باز سازی نمیشد خوب بود مردم از راه های دیگر خود را به منزل مقصود میرسانیدن واز خطر اسارت ومرگ در امان بودند. از انتهار وانفجار در داخل شهر کابل چه باید گفت؟واقعا وضع امنیتی  خیلی ها شرم آور است.

مسئولین امنیتی ولایت فراه إعلان نمودند که روز دوشنبه طالبان در حالیکه بر بیست عراده موتر سوار بودند بالای ولسوالی بکواه حمله کردند.کجاست ماهواره های استخباراتی که در سال 2001 میگفتتند حرکت موجودات به حجم سه انچ را در خاک افغانستان کنترول میکنند اما حالا کاروان طالبان را با پیک آپ های شان نمیبند؟ .کجاست دوربین هائیکه آب را در مریخ  جستجو میکنند واما اسامه وملاعمر وحکمتیار را در زمین در ساحۀ تحت کنترول شان نمی بینند.بازی امنیتی  که به حیات انسانها ارتباط دارد از خطر ناکترین بازی هاست که دولت افغانستان ونیرو های بین المللی به آن مصروف اند.پیمان انتلانتیک شمالی جهان را إخطار میدهد اما در برابر تصرف موسی قلعه از دست طالبان عاجز است دیگر افتضاح امنیتی بحد رسیده است که کس  از آمریکا ونا تو نمیترسد.همه ابلق پوشان خارجی در قرار گاه های خود بجای حفظ امنیت مردم مصروف حفظ امنیت خود اند .اگر بازی به همین شکل ادامه پیدا کند از بودن شان نبودن شان بهتر است.

 شعار مافیا: تمام تکنوکرات ها ومتخصصین که بر وزارت خانه ها تکیه زده اند اسناد تحصیلی خودرا از مؤسسات وشرکت های خارجی خریداری ونام خودرا شلمل لست مؤسسات عالی نموده اند.وقتی از بی کفایتی شان پرسان شود پاسخ شان این است در کشور مافیائی مواد مخدر است مافیائی زمین است مافیائی ا داره است ومافیا چه وچه برای گریز از مسئولیت؟؟؟ اگر تکنوکرات همین است العیاذ بالله ازین سیل ملخ.در هیچ دورۀ بی کفایتی ودزدی به این پیمانه نبوده است .شاید عدۀ بگویند از حکومت طالبان ومجاهدین بهتر است .اما این را نمیگویند با آنها تمام جهان در جنگ بود وبا این متخصصین کاغذی تمام جهان کمک میکنند.

همه وزراء بی کفایت نیستند.

وزیریکه فعال وباخبر است به همان تناسب خودسر است مثلا وزیر معارف در تلویزیون ها إعلان میدهد که کسانیکه واجد شرائط نصاب سازی برای  وزارت معارف افغانستان باشند معاش تا شش هزار دالر را برای شان در نظر گرفته است. کس نیست پرسان کنند این حاتم بخشی را بر اساس کدام قانون کار وکار مند در افغانستان انجام میدهد واین صلاحیت را از کجا به دست آورده .شاید بگوید خودم طرح وپلان ساخته ام واز دونر ها پول گرفته ونحوۀ مصرف آنرا میدانم . باید عرض شود ملت افغانستان از ان کمک بیزار اند که طور فرا قانونی دربین دونر وگیرنده مطابق پلان خود شان تقسیم ومصرف شود.ووزیر تنها در برابر دونر مسئول باشد نه قوانین افغانستان.

وزیر صاحب اگر با کفایت است از عدالت خالی است در یک ولایت صد باب مکتب إعمار میکند در ولایت دیگر سه باب مکتب در قندهار صد باب ودر زابل سه باب آیا تفاوت نفوس به همین پیمانه است؟.ولایت های عقب مانده باید همیشه عقب مانده باشد وولایات پیشرفته باید به پیش برود.عجب سیاسیتی؟؟؟ دیگر باز سازی وتوسعه معارف در افغانستان یک مسئولیت نیست بلکه یک  امتیاز دهی است برای ولایات نا امن.آنچه ذکر شد نمونۀ از افتضاح در کشور بود که چشم هارا خیره کرده است وشاید موارد باشد که بسیار عمیق وگیچ کننده است وملت تا هنوز نمیداند.