آرشیف

2014-12-23

afrotan

نیم نگاهی به عوامل وریشه های فلسفی و تاریخی بحران در افغانستان !

شهری است پُر کرشمه و . . . . خوبان زشش جهت  . . . !
 
.. و چرا این خانه آتش گرفته است ؟
 

قسمت سوم
 
 خلاصه ای ازآ نچه که در ا ین نوشته  مرور خواهید نمود 

۱ : نگاه طبقا تی وغیر توحیدی به هستی  و انسان
 ۲: تقابل دو گفتمان و دو قرئت از مذهب و دموکراسی و عدم شناخت علمی از بحران
۳ : وجود مراجع متعدد قدرت در بد نه  بیرونی و داخلی  نظام
 ۴: فقدان مؤلفه های عدالت و برابری  دراستراتیژیی نظام حاکم برکشور
 ۵ : ترویج علم پرستی انحرافی
۶: برداشت مغالطه آمیز از بحران و کاپی برداری نسخه های وارداتی !
 ۷:  بر خورد دوگا نه جامعه بین المللی با انگیزه تصادم منافع کشورها ی شامل درائتلاف بین المللی ضد تروریزم در افغانستان  !

 
و  قتی تاریخ خونین افغانستان را ورق بزنی و اوضاع و احوال گذشته مردم و جامعه ما را با اوضاع و احوال کنونی مقا یسه کنی یکی از چیزها و مسائلی که شاید به بسیاری جهات مورد توجه تان واقع گردد  تغییراتی است که در کشور جنگ زده ما روی داده است و به قول دانشمندی صحبت از مردم  و مرور بر تاریخِ جامعه ای  است که « نیمی از آن خوابیده اند و افسون شده اند و نیمی دیگر که بیدار شده اند  در حال فرار اند . ما میخواهیم این خوابیده های افسون شده را بیدار کنیم و واداریم که " با یستند " و هم آن فراری ها را برگردانیم و واداریم که " بمانند ". . . . . . . . » تا آنگاهی که این خوابیده های افسون شده از خواب بر میخیزند و آن فرار داده شده ها بر میگردند و سکونت میگُزینند ما با استفاده از فرصت  قسمت گذشته این نوشتارگونه  را که حاوی پیوند نامبارک دموکراسی مافیائی و فرآیند تجمل پرستی و تجدد بی ریشه را که بنام « مدرنیته و تجدد ریشه دار »  بر تنه تنومند سنت و مذهب خرافی در افغانستان نمو می کنند به یک جمع بندی عمومی به اتمام  برسانیم .از آنجائیکه  ماده سوم قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی افغانستان که بتاریخ ششم دلو ۱۳۸۲ از سوی حامد کرزی رئیس دولت انتقالی اسلامی افغانستان توشیح گردیده است حکم میکند که « در افغانستان هیچ قانون نه میتواند مخالف معتقدات و احکام دین مقدس اسلام باشد . »  در زمینه حقوق سیاسی و مدنی شهروندان و حقوق انسانی نیز در شرائطی که دموکراسی و آزادیهای مدنی و سیاسی در پارادایم و الگوی انسان معاصر جای گرفته و حق تعیین سرنوشت با عقلانیت سیاسی بشر در هم آمیخته است تمسک به الگوهای نظیر « خلافت » و گفتمان اقتدار گرأ که در پرتوماده سوم و سائر مواد مندرج قانون اساسی افغانستان  رابطه حکومت با جامعه را به « رابطه حق و تکلیف » تبدیل میسازد و دولت قیم سالار را با شیوه های مافیائی و یک تعامل نا متعارف به عنوان « دولت اسلامی افغانستان » حاکم میکند و شیوه تعیین سرنوشت مردم سالارانه در جامعه را هرچند بصورت مجهول و با کمک خواستن از اصل « تقیه مذهبی  » وبا ارائیه منطق ناقص و معیوب یک امر غیر دینی ، کافر مآب ، وارداتی و غیر شرعی محسوب میکنند . قابل یاد آوری است که این گفتمان متحجرانه مذهبی که در نوشتارهای قبلی ای که از این قلم به جامانده است بنام « گفتمان طالبانی » یاد کرده ام درهمه حوزه های زندگی بالخصوص در چهار بخش عمده اعتقادات ، عبادات ، اخلاق و معاملات یعنی (سیاست ، اقتصاد ، حقوق . . . . ) انگاره های ثابت ، جامد و دگم را به عنوان انگاره های دینی خدشه ناپذیر عرضه میکنند که برای انسان ، خردگرائی ، علم وتجربه بشری هیچگونه اعتباری قائل نیست . در این گفتمان  جایگاه و مقام شریعت جامد و مطلق است ، درپرتو این اسلوب انسان و جامعه دینی ، انسان و جامعه ای است که خود را محصول « رجال » گذشته و انسان و عقل ماضی به شما ر آورد و اسلام تاریخی را به عنوان تنها و تنها قرا ئت حقانی و جازم می پذیرد . جالب و شگفت انگیز است که از یکسو برخی از چهره های کهنه کار مذهبی که همین گفتمان متحجرانه به ظاهر دینی  را نسل به  نسل و سینه به سینه منتقل ساخته اند در سیستم « شبه دموکراسی واقتصاد بازار آزاد » که توسط برخی از نامدارترین نظریه پردازان ومهره های رژیم مافیائی حاکم برجامعه ما تحلیل وتفسیرمیگردد ، تنها وجه مشترک شان رسیدن به "ثروت "و "شهرت کا ذب " است که  از دیرزمان بدین سو غایه و هدف اصلی هردو گروه اعم از « شبه روحانیون مذهبی ودرباری  وکسانی که عبای  روشنفکریی سیکولار » را برتن کرده اند میباشد  و جالب آنجاست که این دوگروه به مثابه باندهای مافیائی  که بر تاریخ و ارزشهای فرهنگی جامعه  ومردم ما چنگ انداخته اند یکجا ویکسان عمل میکنند.
 
کثرت  اهرم ها ی « شبه  قدرت » در بدنه بیرونی و داخلی نظام حاکم !
 
وافغانستان درمحراق  بازي این قدرت ها !
آنگاهی که عوامل و ریشه های فلسفی و تاریخی بحران در جامعه افغانی را بررسی میکردیم ، ناگهان یک پرانتزی با "هزار ویک عیب !" بازشد  که  عامل بسیاری از ناهنجاریها ی سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی درکشور ما افغانستان شده است . لهذا بعضی از تحلیل گران عزیزی که پشه را در هوا نعل می فرمایند در طی این مسیر طولانی و دست کم یک دهه عمر ی که از « نظام مبارکه  مافیائی !!»در افغانستان سپری میشود  صدها  و بلکه هزاران (( سوال )) درمقابل شان سبز شده و اکنون نیز آن همه پرسش ها که تازه در ذهن تحلیل گران آبستن شده بود به زردی گرائیده است . این وضعیت نشان میدهد که چگونه  اتومسفیر تحلیل های تحلیل گران و کارشناسان شماره اول کشور ما روبه نزول گرویده  است  ؟ و از همان روزو لحظه ای  که ملتفت شدیم کشور ما بصورت سربسته با تمامی افتخارات تاریخی و فرهنگی ای که درامتداد یک عمری از زندگی با قیمت خون کسب کرده بودند و مانند مردمک چشم از آن نگهبانی میکردند ، در زیرپاهای  فیل « ائتلاف جهانی  مبارزه با تروریزم و القاعده  » پامال و  نابود میشوند براوجِ از  این مصیبت عظیم پی بردیم و دیدیم و هر روزمی بینیم که میهن تاریخی وآبائی ما منجلابی ازبدبختی ها و مصیبت های است که در آن عزیزترین ارزشها و مفاخرارجمند جامعه ما فرود میروند و به امر ودستور  دلالان شرکت های چند ملیتی از راه د ور مدیریت میشوند ؛ در کشاکش چنین بازی فریبنده ای ازاهرم های قدرت هنوز هم جای این سوال باقی است که مگر اداره کنونی مافیائی حاکم برشهرکابل خود را دولت دموکراتیک و منتخب مردم با « پسوند اسلامی »  در افغانستان نه می خوانند ؟ و روشنفکران و تحلیل گرانی که اوضاع تار وتاریک جامعه افغانی را با ضرب زبانی ها ومنطق معیوب  « بنی اسرائیلی » توجیه می فرمایند دربرابر چنین  پارادُکس و تضاد چه پاسُخی دارند ؟ لابد از فرط گرفتاریها و مشاغل شریف مافیائی ! فرصت نکرده اند تا با مردم سلحشور افغانستان درد دلی  بکنند که سایه کدامین مافیأ بر سر آنها ست و انها در ظل َ جاویدانی کدامین حکومت آسوده و مرفه ! نشسته اند ؟  بدون شک یکی از مصائب اصلی و دردناک  سیستم بوروکراتیک اما « کثرت گرای » کنونی که برزمین و فضای  افغانستان حاکم است  همین کثرت  وتراکم  مرئی و نامرئی مراکز قدرت در جامعه ا ند که بصورت خود جوش و اهلی ناشده !! بربستر تاریخی بویژه پس از حادثه یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ ، بر فرهنگ و اقتصاد  جامعه افغانی نمو کرده و به چنین شکل کریهی از مناسبات اجتماعی و سیاسی سر بلند کرده است ؛ لهذا میتوان گفت به همان اندازه که در زندگی معاصر مردم و جامعه ما وجود نفرت های مذهبی ، تعصب های کور ، ضعف ها و زبونی های انسان کُش  و نفی کننده آزادی و اراده و مسؤلیت انسانی شهروندان  که با دریغ و تأسف در عملکردهای بسیاری از زمامداران چاپلوس و طماع جامعه ما به مشاهده میرسند نقش منهدم کننده را دارا اند ، تراکم ووجود مراکزگوناگون شبه  قدرت درجامعه و کشور ما  نیز در انهدام وویرانی ساختار ها و بنیاد های اصلی جامعه و تمدن ما نقش بازی میکنند . جالب این است که همین مهره ها ی سراپا ذوب شده در ولایت« دموکراسی لبرال » و« شبه مذهبی » غرب نیز به شمول آنانیکه در آنسوی مرز مشغول ریاضتی از جنس مافیائی اند و با ژست مراقبه گونه بنام کوه ها و مغاره ها از استراحتگاه های مفشن بیگانه گان برای توجیه و تفسیر اهداف و استراتیژیی آنها بیانیه صادر میکنند و خواب های کُنجاره ای را می بینند از اعتماد کلی بهره مند نیستند ، مسلمأ و هرگز شبکه های اطلا عاتی و امنیتی غرب و کشور های منطقه عاشق چشم و ابروی مهره های بومی خود نبوده اند ، هرکه بتواند نوکر خوبی باشد مطلوب و مقبول شبکه های استخباراتی وامنیتی  است . زیرا تاریخ خونین سه دهه زندگی پُر طلاطم افغانها و بازی بزرگ قدرت های صنعتی در جغرافیای افغانستان دست شبکه های اطلاعاتی و امنیتی دنیا را بصورت واضیح باز گذشته اند و در درون کشور نیز « شاه و شاه قُلی» فراوان است ، با درد و دریغ این همان واقیعت تلخی است که ما درکشور افغانستان شاهد آن هستیم . نکته مهمی که دراین مورد باید گفت مسأله استقرار نیروهای نظامی  نیروهای ائتلاف ضد تروریزم است که با دقت و ارزیابی منافع کشور های شان در ولایات مختلف افغانستان جابجا شده اند ، شگفت انگیز است و به قول یکی از مقامات بلند رتبه نظامی افغانستان که نخواست از وی نام برده شود طی ملاقات با نگارنده این ستون درکابل اظهار داشت که وی برای مدتی نمائنده وزارت دفاع افغانستان در نیروهای ایساف (ISAF) بود در آن زمان فرماندهی نیروهای آیساف بعهده یک جنرال پنج ستاره انگلیس بود که همیشه در رأس میز جلسه حضور می یافت ومرا به حیث نمائنده ای که ازاندکترین صلاحیت های یک عضو مساوی الحقوق درائتلاف جهانی ضد تروریزم بهره مند نبودم مورد خطاب قرار داد وگفت که نیروهای مسلح افغانستان باید برای دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور  به عنوان یک عضو مستقل ائتلاف جهانی ضد تروریزم و القاعده بدون اشتراک نیروهای بین المللی آرام ، آرام امادگی عملی  خویش را نشان دهند ، اما درعین حال که برای تحقق دموکراسی و به حق خود ارادیت افغان ها سخت احترام قائل ایم جامعه جهانی و تمامی کشورهای شامل در ائتلاف جهانی  ضد تروریزم  به یک اکثریت قاطع تصمیم گرفته اند که تا حصول اطمینان از تلاش صادقانه  اردوی ملی افغان ، نیروهای مسلح افغانستان نباید برهواپیما های جنگی واسلحه ای که بنام سلاح ثقیل یاد میشود مجهزباشند !! البته مقامات ارشد نظامی افغانستان اصولأمیتوانند درصورتیکه لازم تشخیص دهند با ارائیه پیشنهاد جداگانه  بردوستان وهمکاران خود در ( ائتلاف جهانی ضد تروریزم و القاعده ) حساب نمایند  .!!  جالب ترین گزارشی که به نقل از منابع مؤثق  نظامی ارتش استرالیا  در روزنامه دیلی  تیلگراف چاپ  استرالیا به نشر رسیده است ، گزارش تربیت و پرورش کماندو های استرالیائی است که  در میدان ها ی افغانستان مورد تربیت قرار میگیرند . چنین است که امروز سرزمین ما افغانستان به بزرگترین پایگاه تربیت و آموزش سربازان و ملیشا های خارجی مبدل گشته است . یکی از عجائبی که در سرزمین افغانستان و در رابطه به مسأ له اهرم های قدرت به مشاهده میرسد ، این است که تمامی اهرم های داخلی قدرت با فشارهای دراماتیک به شیوه باج دهی وتطمیع  به صف بزرگی ازبیکاران و مفتخواران تبدیل گشته که دربرابراِهرم های بیرونی  یعنی همان کشورهای شامل در ائتلاف جهانی ضد تروریزم به مثابه یک طبقه ای از شبه تکنوکرات ظاهر گردیده است بنأ  طبقه ای بوجود آمده که درعین تظاهر بر وحدت عمل که در تشکیلات مافیائی بنام دولت جمهوری اسلامی افغانستان متبلور میگردد ،  تمامی امکانات ، خلاقیت ها و استعدادهای بومی و تاریخی خویش را در خدمت بیگانه گان قرار داده اند و برخلاف آنچه که ما تصؤر میکنیم با گذشت هر روزی از بحران در جامعه ما  سپری میگردد بیشتر به گودالی از فاجعه نزدیکتر میشویم و طبیعی است که در مسیر این راه پرپیچ و خطرناک ،نامدارترین  مهره های هِرم داخلی قدرت از الطافات و نوازشهای مادی ومعنوی اهرم های بیرونی  بهره مند میگردند ، مضحک ترین و درعین حال شرم آورترین پهلوی این سناریو ی که بر صحنه  جغرافیای افغانستان به نمایش گذاشته میشود آنگاه برملا گردید که برخی از مخالفین معروف  نظام حاکم مافیائی در افغانستان بصورت منظم و در زیر چتر امنیتی نیروهای انگلیس مگر با آرم و نشان نیروهای مسلح وابسته با ( وزارت داخله و وزارت دفاع جمهوری اسلامی افغانستان !!)   در هواپیما های جنگی مربوط با نیروهای مسلح انگلیس از هلمند قرار گاه و « دارالخلافه !!» اصلی نیروهای بریتانیه بسوی سمت شمال افغانستان انتقال داده شدند .این عملیات درحالی انجام پذیرفت که بلند ترین مقا مات امنیتی و اطلاعاتی افغانستان از آن اطلاع نداشتند . وسرانجام پس از آنکه داستان انتقال نیروهای مسلح توسط هواپیمائی های خارجی سرزبان های خاص و عام گردید و شهره ء عالم گشت ، جلالتمآب حامد کرزی در کسوت رئیس جمهور« دولت اسلامی افغانستان» مانند همیشه کمیسیونی راکه ازاعضای پارلمان و برخی کارمندان بلند رتبه «دولت جمهوری اسلامی افغانستان » تشکیل گردیده بود موظف ساخت تا گزارش آن را به سمع جلالتمآب کرزی برسانند . البته باید گفت که همین  روحیه بی خبری و نا آگاهی از اوضاع مملکت در مورد زمامداران جامعه ما در طول و عرض تاریخ این کشور ادامه دارد و برای نخستین بار آنگاهی که یک دربند زندان مخوف نیروهای امریکائی در نزدیکی شهر کابل کشف گردید مطبوعات خارجی بدین سان پرده از یک رسوائی امنیتی  را برداشتند و اعلام گردید که يك مزدور امريكايي كه به اتهام ربودن و شكنجه افراد مظنون به همكاري با تروريست ها در افغانستان در كابل محاكمه مي شود گفت اف.بي.آي صدها كاغذ ، عكس و نوار ويديويي را كه نشان مي دهد وي در استخدام اين سازمان و همچنين سيا و ارتش امريكاست ، پنهان مي كندايده ما    Ayedama 48 ساله كه سابقا از كلاه سبزهاي ارتش امريكا بود و دو امريكايي ديگر به نام هاي «ادوارد كارابالو» و «برت بنت» ماه پيش دستگير شدند زيرا پليس در داخل خانه آنان در كابل يك زندان موقتي را كشف كرد  همچنان پس از بازداشت این مزدوران امریکائی آنها اعتراف کردند که به قول روزنامه شرق چاپ تهران وكيل مدافع يكى از سه آمريكايى متهم به شكنجه چندين زندانى افغان در يك زندان خصوصى، روز گذشته یعنی ۲۴ آگست ۲۰۰۴ میلادی و در جلسه سوم دادگاه اين اشخاص، يك نوار ويدئويى را تحويل قاضى داد كه در آن تصاويرى از وزير سابق آموزش و پرورش افغانستان در حال تبريك گفتن و ارائه پيشنهاد كمك به اين آمريكايى ها ديده مى شود. دراين تصاوير«يونس قانونى»، چهره با نفوذ ائتلاف شمال در حال ديدار با «جاناتان ايدما» رئيس اين گروه خصوصى ضد تروريستى و دادن قول كمك به او نشان داده مى شود. در اين نوار ويدئويى قانونى با انگليسى دست و پا شكسته مى گويد: «ما آماده هرگونه همكارى هستيم. ما هم يك گروه امنيتى كوچك داريم.» نوار ويدئويى ديگرى نيز وجود دارد كه در آن تصاويرى از نيروهاى امنيتى وابسته به قانونى در حال حمله به خانه يك مظنون كه به ادعاى ايدما طرح ترور قانونى را ريخته بوده، ديده مى شوند.» چنانچه محترم آقای « محمد یونس قانونی » رئیس مجلس شورای ملی افغانستان این نوع اظهارات را یک توطئه روشن دشمنانی خواند که با نحوی با استخبارات خارجی در ارتباط اند …

 

ادامه دارد