آرشیف
نگاهی بیطرفانه به قیامهای ایران؛ واقعیتها فراتر از تبلیغات
دکتور همت فاریابی
ایران امروز شاهد سلسلهای از قیامها و اعتراضهای گسترده مردمی است که ریشههای آن را نمیتوان به عوامل خارجی تقلیل داد. این خیزشها محصول انباشت طولانیمدت بحرانهای داخلیاند: بحران مشروعیت سیاسی، فروپاشی اعتماد عمومی، فشار شدید اقتصادی، تبعیض ساختاری، و انسداد کامل راههای اصلاح مسالمتآمیز.
در برابر این واقعیت، روایت رسمی حاکمیت همواره یک خط ثابت را تکرار میکند:
این قیامها «دستنشاندهٔ آمریکا، اسرائیل یا قدرتهای خارجی» هستند.
اما این روایت بیش از آنکه توضیحدهنده باشد، پوشاننده است.
هیچ جامعهای صرفاً با تحریک خارجی، آن هم در چنین وسعت، تداوم و هزینهای، به خیابان نمیآید. اعتراضهای مقطعی را میتوان مهندسی کرد؛ اما قیامهای اجتماعی نه. اینگونه خیزشها ریشه در تجربهٔ زیستهٔ مردم دارند. هنگامی که میلیونها نفر با وجود خطر زندان، گلوله و فروپاشی معیشت، همچنان به اعتراض ادامه میدهند، مسئله دیگر «توطئه» نیست؛ مسئله یک بحران عمیق در رابطهٔ دولت و جامعه است.
نکتهٔ مهم این است که این قیامها در ماهیت خود ملی و اجتماعی هستند، نه قومی و نه تجزیهطلبانه. شعارها، مطالبات و ترکیب معترضان نشان میدهد که خواست اصلی، پایان استبداد، بازگشت کرامت انسانی، و ایجاد یک نظم سیاسی پاسخگو است. نسبتدادن این اعتراضها به پروژههای خارجی، نهتنها تحلیلی نادرست، بلکه توهین به عقلانیت و شجاعت مردمی است که هزینهٔ اصلی را میپردازند.
با اینهمه، یک واقعیت را نباید نادیده گرفت:
اگر این قیامها به تغییرات ساختاری و عادلانه منجر نشوند، اگر پس از سرکوب یا حتی پس از سقوط احتمالی رژیم، همان الگوهای تبعیض، تمرکز قدرت و انکار حقوق شهروندی بازتولید شود، بحران وارد مرحلهای خطرناکتر خواهد شد.
در چنین وضعیتی، مسئلهٔ ملیتها و اقوام — که سالها به حاشیه رانده شده — بهتدریج به مرکز منازعهٔ سیاسی کشیده میشود. این نه از سر تمایل اولیه به جدایی، بلکه واکنشی است به تداوم بیعدالتی و بیحقوقی. تجربهٔ تاریخی نشان میدهد که وقتی یک دولت نتواند برای همهٔ شهروندانش احساس تعلق، مشارکت و آیندهٔ مشترک بسازد، نیروهای گریز از مرکز فعال میشوند — حتی اگر هیچ قدرت خارجی خواهان آن نباشد.
تجزیه معمولاً پروژهٔ نخست نیست؛
آخرین راه است.
آخرین گزینهٔ جوامعی که همهٔ راههای اصلاح، گفتوگو و مشارکت برابر را بسته میبینند.
نتیجه
باوجودی که نیات اصلی امریکا، انگلیس، اسرائیل و شرکای آنها معلوم است اما
قیامهای ایران نه ساختهٔ آمریکا هستند و نه طراحی اسرائیل.
آنها نشانهٔ شکست یک نظم سیاسی در پاسخگویی به جامعهٔ خودند. اما آیندهٔ ایران به این بستگی دارد که آیا این خیزشها به یک گذار عادلانه، فراگیر و مبتنی بر حقوق همهٔ شهروندان منجر میشوند یا نه.
اگر چنین نشود، خطرات بعدی — از جمله شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی — نه بهعنوان انتخاب، بلکه بهعنوان پیامد، خود را تحمیل خواهند کرد.
این یک هشدار است، نه تهدید؛
و حاصل تحلیل است، نه جانبداری.
داکتر همت
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
پیوند با کانال جام غور در یوتوب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
Subcode: 460
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور