X

آرشیف

نوکری به درب بیکانه

 

 

هر کی امام او چو پشتین است

لایق سر زنش و نفرین است

 

نیست آزاده مثل سرو سهی

قد خمیده و سر به زیرین است

 

هر کی بر درب غیر سجده کند

دون عقل وشرافت ودین است

 

کسی اندر رکاب غیر رود

چون الاغ زیر بار سنگین است

 

شخصیت وکرامتش زائل

دور از عِّـز وجاه وتمکین است

 

آنچه او بشنود زغیـــــــر مدام

فحش ودشنام ولعن وتوهین است

 

هر کی گردد ستور بیگانه

او سزاوار ضرب قمچین است

 

گوش کن این نصیحتم ای دوست

سخنم تلخ ، لیــــک شیرین است

 

ای ” عزیزی ” به گوش کر نه سود

خواندن آیه های یاسین است

پایان

عزیزی

10-10-2025

 

استغاثه اهل غزه بخداوند !

******************************

خدایا اهل غزه بی گناه اند

گرسنه تشنه وبی سر پناه اند

سران کفر واسلام پیش آنها

یکایک شرمسار و روسیاه اند

عزیزی

04_09_2025

=============

خدایا ! اهل غزه خوار وزارند

غریب وبیکس وبی روزگار اند

دوسال باشد بفرق شان شب وروز

صه -یو – نیست – ها فقط آتش ببارند

===============

خدایا اهل غـــــزه مستمندند

بدست دشمنانت در کمند اند

نه رحمی در دل کفر ومسلمان

به جز لطفت به هیچکس دل نبندند

عزیزی

 

امروز جهان در برابر این جنایت وبربریت مسئول است

واگر کسی سکوت کند گنهکار است

واگر کسی از جنایت حمایت کند جنایتکار است

04-9-2025

 

محبت رسول الله (ص)

******************

اگر چه دیده ام روشن نشد هرگز بدیدارت

ویا با گــوش خود نشنیده ام آواز وگفــتارت

 

نبودم هیچگاه همچون لهیب ِسرکش وسوزان

شـــرر ها افگنـــم بر قلب آنکــس ، داده آزارت

 

نبــودم همچــو یاران مهاجــر در زمـــان تو

نه چون صدیق اکبربوده ام همراز وهمیارت

 

نبودم چون ابوبکر وعمر عثمان ذالنــورین

ویا همچون علیِ یِ مرتضی و شیرکـرارت

 

نبـــودم چون اَنَس یک بنده فرمانبرت هر گز

که میکردم تمام عمر خود، من خدمت وکارت

 

نبودم حمزه وسعد وسعید وطلحه یازبیر

ویا چون خالد و یا جعفرِ هشیار و طیارت

 

ونشنیدم صدای بانگ آذان بلال در گـــوش

همان طوریکه بشنیدند آن اصحاب بسیارت

 

تمام مال خود را گر ببخشم در رۀ اسلام

نبـــاشد در حساب ذرۀ از جـــود انصارت

وشمشیری بکف هر گز نبودم در رکاب تو

ویا ماننـــد سر بازی بمیدان های پیکارت

 

ودر بدر واحد با تــو نبودم در همــان دوران

که می دادم سرو جانرا چو یاران فدا کارت

 

ندادم دست وپای خویش را در سنگر اسلام

چواصحابت بجنگ دشمــنان دین و افــکارت

 

نبودم در اُحـُــد تا تن سپر میکردمت آنجـا

نمی آمد ترا سنگی به دندان وبه رخسارت

 

نبوم تا بگیرم پرچــــم دین را بلند با دست

که تا سر خم شوند اعدای بدبخت ونگونسارت

 

اگر بودی مرا بالی که تا سویت کنم پرواز

نمی کردم چـــنین تاخیر تا آیم بدیدارت

 

ولی از جان ترا من دوست دارم یا رسول الله !

زند آتش بقلبم گــــرمیِ آن مهــرِ رخســـارت

 

درون قلب من جولانگۀ عشق تو میباشد

خدا افزون کند اندر دلم این حـُب سر شارت

 

«عزیری» می فرستد دائما صلواة بی پایان

برای تو ، واهـــل بیت و هم اصحاب اخیارت

پایان

********************

عزیز -عزیزی :

04-09-2025

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب