آرشیف
نظامهای سیاسی در افغانستان با «رنج اجتماعی» مردم چه میکنند؟
محمد عرفانی
رنج به مثابه میدان نبرد معنا، قدرت و حقیقت
برای فهم جامعه افغانستان، نمیتوان از کنار «رنج» مردم بهسادگی گذشت. افغانستان جامعهای است که چندین نسل آن با جنگ، کشتار، فقر، مهاجرت، آوارگی، تبعیض، محرومیت، بیعدالتی و فروپاشی نهادهای اجتماعی و سیاسی زندگی کردهاند. اما پرسش مهم این است: چه کسی درباره این رنج سخن میگوید، چه معنایی به آن میدهد و در نهایت این رنج در خدمت چه کسی قرار میگیرد؟
رنج مردم افغانستان فقط یک تجربه شخصی و خانوادگی نیست؛ به یک پدیده اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. میلیونها انسان در افغانستان، ایران، پاکستان و کشورهای مهاجرپذیر، آثار مستقیم و غیرمستقیم دههها جنگ و خشونت را با خود حمل میکنند. با این حال، درد و رنج آنان بارها توسط قدرتهای سیاسی، گروههای قومی، رسانهها، رهبران مذهبی، نهادهای بینالمللی و حتی برخی جریانهای اجتماعی مصادره و بازتعریف شده است.
در افغانستان، گاهی قربانی دیگر صاحب روایت رنج خویش نیست؛ دیگران به جای او سخن میگویند، برای درد او معنا میسازند و از رنج او برای اهداف سیاسی، قومی یا ایدئولوژیک استفاده میکنند.
❗️اول؛ مصادره رنج مردم افغانستان
یکی از بزرگترین مشکلات جامعه افغانستان این است که «رنج مردم» بارها به سرمایه سیاسی تبدیل شده است. قربانی جنگ، مهاجرت، فقر و تبعیض، درد خود را تجربه میکند؛ اما وقتی این درد وارد عرصه عمومی میشود، گروهها و قدرتهای مختلف تلاش میکنند آن را مطابق منافع خود تعریف کنند.
رنج مردم افغانستان به جای آنکه به پرسشی درباره عدالت، حقوق شهروندی، برابری و آینده کشور تبدیل شود، گاهی به ابزاری برای تحریک احساسات، بسیج قومی و مذهبی، کسب قدرت و مشروعیت سیاسی تبدیل میشود.
🔻 مصادره رسانهای رنج
رسانهها و شبکههای اجتماعی میتوانند صدای قربانیان را به گوش جهان برسانند؛ اما در مواردی، رنج انسانها به تصویری برای جلب توجه، افزایش مخاطب و ایجاد هیجان تبدیل میشود.
تصویر کودک گرسنه، خانواده آواره، زن محروم از آموزش، مهاجر اخراجشده یا قربانی یک انفجار، ممکن است برای چند ساعت احساسات عمومی را تحریک کند؛ اما پس از آن چه اتفاقی میافتد؟
آیا ساختار تولیدکننده این رنج تغییر میکند؟
اگر رنج مردم فقط به یک تصویر، یک ویدیو یا یک پست پرمخاطب تبدیل شود و پس از چند روز فراموش گردد، قربانی همچنان در همان وضعیت باقی میماند.
🔻 مصادره سیاسی رنج
در افغانستان، رنج مردم بارها به زبان سیاست ترجمه شده است.
گروههای سیاسی ممکن است رنج یک قوم را برجسته کنند تا حمایت سیاسی به دست آورند؛ گروهی دیگر رنج یک منطقه را به ابزار رقابت تبدیل کند و دیگری با برجستهکردن تهدیدهای امنیتی، محدودیت و سرکوب را توجیه نماید. در چنین شرایطی، رنج دیگر فقط درد قربانی نیست؛ به سرمایهای برای قدرت تبدیل میشود. این خطر زمانی بیشتر میشود که سیاستمداران به جای حل ریشههای فقر، تبعیض و خشونت، صرفاً از قربانیان سخن بگویند. جامعهای که در آن رنج مردم وسیله رسیدن به قدرت باشد، اما پس از رسیدن به قدرت خودِ رنج فراموش شود، گرفتار یک چرخه خطرناک شده است.
دوم؛ مصادره معنای رنج
یکی از خطرناکترین شکلهای مصادره رنج، تغییر معنای آن است. وقتی یک خانواده افغانستانی فرزندش را در جنگ از دست میدهد، معنای این رنج برای خانواده روشن است: او یک انسان را از دست داده است. اما قدرت سیاسی ممکن است همان مرگ را «قربانی راه وطن»، «شهید راه ایدئولوژی»، «نتیجه توطئه خارجی» یا «ضرورت مبارزه» بنامد. در اینجا، قربانی دیگر صاحب معنای رنج خود نیست؛ قدرت برای مرگ او معنا میسازد. همین اتفاق درباره فقر، مهاجرت و تبعیض نیز رخ میدهد.
مهاجرت میلیونها افغانستانی را میتوان نتیجه جنگ، ناامنی، فقر و فقدان فرصت دانست؛ اما گاهی آن را صرفاً «انتخاب شخصی» معرفی میکنند. فقر را میتوان نتیجه ساختارهای ناعادلانه دانست؛ اما گاهی آن را به «تنبلی مردم» نسبت میدهند.
محرومیت یک منطقه از امکانات را میتوان مسئله عدالت و توزیع منابع دانست؛ اما گاهی آن را به «عقبماندگی فرهنگی» همان مردم نسبت میدهند. در همه این موارد، با تغییر معنای رنج، مسئولیت عاملان و ساختارهای تولیدکننده آن نیز تغییر میکند.
❗️سوم؛ خاموش کردن صدای رنج
یکی دیگر از شیوههای برخورد قدرت با رنج، خاموش کردن صدای قربانی است. وقتی قربانی اجازه نداشته باشد داستان زندگی خود را تعریف کند، دیگران به جای او روایت خواهند ساخت. در افغانستان، بسیاری از قربانیان جنگ، تبعیض و خشونت فرصت روایت تجربه خود را پیدا نکردهاند. تاریخ آنان گاهی توسط فاتحان نوشته شده و صدای آنان در میان روایتهای رسمی، قومی و سیاسی گم شده است. کسی که رنج را تجربه کرده است، باید حق داشته باشد درباره معنای رنج خود سخن بگوید. اگر این حق از او گرفته شود، حتی «همدردی» نیز میتواند به شکل دیگری از سلطه تبدیل شود.
❗️چهارم؛ رنج و مشروعیت قدرت
قدرت سیاسی گاهی برای مشروعیتبخشی به خود، به رنج مردم استناد میکند. به مردم گفته میشود: «به خاطر امنیت باید سکوت کنید.»
«به خاطر شرایط جنگی باید محدودیتها را بپذیرید.» «به خاطر دشمن خارجی باید اختلافات داخلی را نادیده بگیرید.» «به خاطر حفظ نظام باید از پرسش درباره عدالت و حقوق مردم صرفنظر کنید.» اینجاست که رنج به ابزاری برای حفظ نظم موجود تبدیل میشود.
در چنین وضعیتی، قدرت نهتنها رنج را از بین نمیبرد، بلکه گاهی از همان رنج برای بازتولید قدرت خود استفاده میکند.
🔻 افغانستان؛ جامعهای که نباید به رنج خود عادت کند
شاید یکی از خطرناکترین اتفاقات برای جامعه افغانستان، عادیشدن رنج باشد. اگر چند دهه جنگ باعث شود که مرگ، مهاجرت، فقر، محرومیت، تبعیض و بیعدالتی برای مردم عادی شود، جامعه به تدریج حساسیت اخلاقی خود را از دست میدهد. وقتی مرگ انسانها به یک خبر روزانه تبدیل شود، وقتی مهاجرت میلیونها نفر عادی تلقی شود و وقتی محرومیت کودکان از آموزش دیگر کسی را شگفتزده نکند، رنج از یک «فاجعه اجتماعی» به یک «واقعیت معمولی» تبدیل شده است. و این دقیقاً همان لحظهای است که قدرت بیشترین سود را میبرد؛ زیرا جامعهای که به رنج عادت کرده باشد، کمتر برای تغییر ساختارهای تولیدکننده رنج اعتراض میکند. بنابراین مسئله افغانستان فقط این نیست که «مردم رنج میکشند». مسئله عمیقتر این است که: چه کسی این رنج را تعریف میکند؟ چه کسی از آن سخن میگوید؟چه کسی از آن سود میبرد؟
چه کسی مسئولیت آن را میپذیرد؟
و چرا خودِ قربانیان کمتر فرصت دارند معنای رنج خود را تعیین کنند؟ اگر قرار است افغانستان از چرخه خشونت، فقر و تبعیض بیرون بیاید، باید رنج مردم از یک ابزار سیاسی به یک مسئله عدالت اجتماعی تبدیل شود. رنج مردم نباید سرمایه هیچ حزب، قوم، گروه، حکومت یا رهبر باشد. رنج باید به رسمیت شناخته شود، روایت شود و ریشههای آن بررسی گردد؛ نه اینکه مصادره، تحریف و مصرف سیاسی شود. جامعه افغانستان زمانی میتواند از گذشته عبور کند که به جای رقابت بر سر «قربانی بودن»، برای پایان دادن به ساختارهایی که قربانی تولید میکنند تلاش کند. زیرا پرسش اصلی این نیست که «کدام گروه بیشتر رنج کشیده است؟» پرسش اساسی این است: چرا افغانستان همچنان انسانهایی تولید میکند که باید رنج بکشند؟ و تا زمانی که به این پرسش پاسخ داده نشود، رنج افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت؛ فقط ممکن است نامها، پرچمها و صاحبان قدرت تغییر کند.
محمد عرفانی
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور