آرشیف

2014-12-5

استاد غلام حیدر یگانه

نسل ها و قله ها

طوفان گذشت از سر و سر بر نمی کنید
سر می دهید یکسر و باور نمی کنید
در راه چه قیامت کبرا نشسته اید؟
بگذشت صد قیامت و محشر نمی کنید
بیل و کلنگ غمزده و قبر و قبر و قبر
قبرند قله هایی که سنگر نمی کنید
هر لحظه دست و پای دگر می شود هدر
یک دست و پا و همت دیگر نمی کنید
تا آخرین مدارج خفت رسید کار
دل می زنید و طبل جگر سر نمی کنید
داس و تناب کهنه و کُند شما کجاست
یلغار خار و خوک، مسخر نمی کنید
بو می­دهد، سکوت و صدا و ستیز و صلح
یک پونه، فتح فـکر فـراتر نمی کنید
بر نقد و نهی و نبض و شکم، سنگ بسته اید
سنگید و سنگ و دفعِ ستمگر نمی کنید
دیوار های سرد و ستبرید، خویش را
بر روی خصم، سدِ سکندر نمی کنید
پیرار نسل فحل نبودیم، وای ما
کاری نکرده ایم و مکرر، نمی کنید

صوفیه ـ 1390