آرشیف

2014-11-26

rmobin

ناهنجاری آقا و آغا در کاربردهای پارسی دری !

بنام خداوند جان و جهان

     آقا و آغا دو واژه ی هستند با معنای و مفهوم متفاوت ولی مردم و ساکنین این دیار برای کاربرد آنها تفاوت و تمایز چندانی قایل نشده اند و همیش برای مردها گاهی از "آقا" و گاهی هم از "آغا" استفاده میکنند که این مطلب از دیرباز همانند است و هست برای من به یک معضل و مشکل نوشتاری و گفتاری مبدل شده اند. همانطوریکه برای همه مبرهن و واضح است طرز نوشتن و خواندن واژه های که به واکه "ق" و "غ" نوشته شده باشند متفاوت و ناهمسان از همدیگر هستند. به گونه ی نمونه نمیشود که افغانستان را به شکل افقانستان و غور را به شمایل قور نوشت ویا تلفظ کرد. مشکل تلفظی و گفتاری به ترجمه و تفهیم کلمه معنای مغایرِ را بوجود میآورد.       
     من، از دوران طفولیت تا حال به پدرم، آقا خطاب میکنم، منظورم اینست که من و صدها همچو منِ دیگر به پدر ویا بابای خویش آقا خطاب میکنند. عموما من "آقا" را برای خطاب به مردها با واکه ی "ق" مینویشتم. ولی، در شک و تردید بودم که آقا را به "غ" بنویسم ویا به "ق" و این موضوع مرا دو دل کرده بود و مرا وامیداشت که این واژه ها را درست بفهمم ویا اگر خدای نکرده معنای دقیق پدر یا بابا را افاده نمیکند که نباید دیگر استفاده اش کنم. همچنین به اکثریت اسم ها و به تمام تخلص ها از آقا استفاده میشود که این نیز خود شک مرا قویتر کرد، مثلا آقای کرزی، آقای عبدالله، آقای احمدی نژاد، آقای پدرام  و …
    در شک به سر مبردم و تصمیم گرفتم که ازین محیط شک و مشکوک خود را باید که بیرون بکشم و به یک فضای واقعی و ورطه ی سالمِ نوشتاری زندگی نمایم.
     تیره ها و اقوام مختلف در افغانستان زندگی میکنند و زبان های مروج کشور نیز آکنده و بالنده از واژه های همدیگر هستند. به خصوص زبان های عربی و ترکی که از قدیم الایام به صورت بسیار قوی در زبان پارسی دری درآمیخته و به اکثریت متون و نوشته ها از واژگان و کلمات این دو زبان استفاده زیاد شده است. حتا تاثیرات زبان عربی به زبان فارسی به حدی است که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بعد از به رسمیت شناختن زبان فارسی در دوره های متوسط و عالی تعلیمات مدارس، آموزش زبان عربی گنجانیده شده است و آموختن آن از جمله ملزومات محسوب میشود.
    با انجام تحقیقات و پژوهش های تاریخی که انجام شده عده ی کثیری از مورخین به این نکته توافق کرده اند که چهار ایماق (فیروزکوهی، تیمنی، جمشیدی و سوری) از جمله ترک زبانان و ترک میباشند. بنابر اینکه به ترکی بودن غوری ها نسبت به دیگر عشایر که نسبت میدهند بیشر تاکید و تایید صورت گرفته است. بروی همین ملحوظ است که استفاده و کاربرد واژه های ترکی به زبان های محلی غور فراوانتر از دیگر زبان ها از قبیل پشتو، بلوچی، و … مروج بوده و این به ترکی بودن بیشترین واژه ها مهر تایید میگذارد.
    واژه ی آقا ترکی و واژه ی آغا ترکی – مغولی ویا هم خالص مغولی است و بیشتر به مغولی بودن آن سفارش شده است. واژه ی "آقا" برای مردها و واژه ی "آغا" برای زن ها کاربرد خوب تری دارند. درین مورد بجا میدانم که از بعضی منابع و موخذ معتبر ادب فارسی اشاره نمایم، لغت نامه ی دهخدا که بزرگترین فرهنگ پارسی میباشد و فرهنگ فارسی داکتر محمد معین که نیز به اصالت و اصلیت واژه های فارسی اشارات وسیع و گسترده ی داشته اند، متقاضیان و استفاده گنندگان فزون تری را به خود جلب کرده اند. به همین خاطر من هم بی فایده ندانستم که این مقاله را از نشانی های مزبور تکمیل تر بسازم: 

لغت نامه ی دهخدا اندر باب آقا!
آقا. (ترکی ،اِ) خواجه، کیا، مهتر، سراکار، سرکار، بزرگ، سَر، سَرور، میر، میره، خداوند، خداوندگار، سیّد، مولی، صاحب و در صدر یا ذیل نامهای خاص، کلمه ٔ تعظیم است .
آقابالاسر ؛ مدعی سری و مهتری بر کسی بی سود و نفعی برای آن کس : آقابالاسر لازم ندارم .
مثل آقاها ؛ در تداول خانگی ، مؤدّب . موقّر.

لغت نامه دهخدا اندر باب آغا!
آغا. (ترکی ، اِ) خاتون، بی بی، سیده، ستی، بانو، بیگم، خانم، زن، حرَم : اما شرط رعایت اصناف اربعه، اول جانب حرمهای بزرگ اگرچه در ازمنه ٔ سالفه، خصوص ملوک عجم، خواتین را در مهمات ملکی و دولت ملاحظه بسیار نمی بود و امور سلطنت بارادت یا عدم ارادت ایشان زیاده تعلقی نمیداشت ولیکن خاقانان ترکستان را قاعده این بود که مطلقاً در جمیع وقایع مشورت با آغایان کردندی و رای ایشان بر جمیع اهل استشارت مقدم بودی و سلاطین ترکمان نیز در اصل چون پرورده ٔ دولت ایشانند همان طریقه قدوه و دستور خود دارند و بناء کلیات امور بر صوابدید ایشان نهند پس پناه بحمایت ایشان بردن ازجمله ٔ ضروریات است و آن چنان باید که بعد از عدم اختلاط آغایان با لواحق و حواشی ایشان که در مقام قرب باشند علی اختلاف طبقاتهم از احسان این کس محروم نباشند. (از اندرزنامه ٔ منسوب به خواجه نظام الملک ). || کلمه ٔ احترامی است که بر سر نام خادمان یعنی خواجه سرایان درآرند، چنانکه آقا در دیگر مردم : آغابشارت . آغاجوهر.

کاربرد واژه ی آغا در ایران :
کلمه اغا یک کلمه محلی است مثلا در خرم ابادکه به خانمهای سید گفته میشود مثل اغا مریم

فرهنگ فارسی – دکتر محمد معین اندر باب آغا و آقا!
آغا: (تر.) – خاتون، بی بی، سیده، بیگم، خانم، زن، زوجه، حرم.
آغا: (تر.) – عنوانی که به دنبال یا در ابتدای اسامی خواجه سرایان افزوده میشد. مثل "مبارک آغا و آغا الماس" وغیره.
آقا: (تر.مغ.) – آغا، بزرگ، سرور، مخدوم، برادر بزرگ، برادر مهتر، امیر، رییس، بزرگ قوم، عنوانی که برای احترام و تفخیم به اول یا به آخر اسم می افزایند. مثل: آقا محمد، محمد آقا، آقا جعفر، جعفر آقا.
     حال با مراجع به فرهنگ ها و لغت نامه های معتبر حوزه ی وسیع زبان پارسی دری به خوبی در میآید که واژه ی "آقا" بهتر است که برای مردها ویا طبقه ی ذکور و واژه ی "آغا" برای زن ها ویا قشر اناث استفاده شود. آقا مترادف با سرور، مهتر، سید، خداوندگار، صاحب و مولی (مولا) است و برعکس آغا مترادف و همانند با، خاتون، بی بی، سیده، بیگم، کدبانو، زوجه و زن.

واژه ی "آقا" برای نامگذاری و کاربرد مردها: اگر درست متوجه شده باشیم در قرا و قصبات کشور به خصوص در غور مردها اسم های شان بیشتر به آقا شروع ویا ختم میشود، مثلا: آقا محمد، آقا گل، آقا سید، آقا جان و وارونه ی آن محمد آقا، گل آقا، سید آقا و جان آقا. در بعضی از مناطق ولایت غور نیز واژه ی آقا به صورت "اقه" با لهجه های محلی تلفظ میشود به خصوص در مناطق پسابند، تیوره، ساغر، دولینه و شهرک و در بعضی مناطق و حومه ی شهر چغچران نیز به این شیوه با گویش های محلی گفته میشود.
واژه ی "آغا" برای نامگذاری و کاربرد زن ها: اگر در دهکده ها ویا محلات گذر کرده باشیم، بیشتر زن های هستند که صدر ویا ذیل اسم شان به "آغا" شروع میشود ویا به این واژه نامگذاری شده اند. مثلا: گل آغا (به شکل محلی آن را گل آغه یا اغه تلفظ میکنند)، مهمان آغا، بخت آغا، مونس آغا. من خانم های با چنین اسم های در غور زیاد شنیدم.
کاربرد واژه ی آقا برای تعظیم به بزرگ ها: بعضی از نویسندگان و منقدین واژگان به این موضوع اشاره نموده اند که اگر واژه ی "آقا" به صدر اسم ویا تخلص و نام خانوادگی بیاید به معنی تجلیل و تعظیم داشتن است ویا اگر به آخر یا ذیل اسم بیاید به مفهوم تحقیر دانستن شخص مورد نظر است. عموما در افغانستان برای احترام ویا بزرگ دانستن اشخاص به صدر اسم ویا تخلص شان از "آقا" استفاده میشود، مثلا: آقای جامی، آقای ترکمن (البته قابل ذکر است که هرگاه حرف "ی" بعد از "آقا" میاید به معنی نسبت دادن به اسم متذکره است و این مساله نیز در افغانستان بیشتر استفاده میشود ولی در ایران بیشتر به صورت آقا جامی ویا آقا ترکمن استفاده میشود). قابل ذکر است که گاهی در ایران واژه ی "آقا" بعد از اسم ویا تخلص مورد استفاده قرار میگیرد مثلا: صمد آقا، سید آقا و غیره.
کاربرد واژه ی آقا برای روحانیون: گاهی برای تعظیم به روحانیون ویا ساده تر انگاشته شود به مرشیدین در غور نیز واژه "آقا" برای شان اطلاق میشود. مثلا پیر ویا مرشیدی که مورد تکریم ویا تعظیم مریدها ویا هواخواهانش باشد برایش آقا اطلاق میکنند که در حقیقت باعث حذف اسم پیر و جذب "آقا" میشود.
آقا جایگزین شاه: این نکته بیشتر در غور قابل استفاده است. یعنی سال های سابق به پیر ویا مرشید مریدها و پیروانش "شاه" اطلاق میکردند، مثلا: شاه صاحب، حضرت شاه وغیره. ولی فعلا واژه ی "آقا" ازین واژه سبقت جسته است. فعلا برای طیف پیر و مرشید در غور آقا خطاب میکنند.
     واژه ی آغا (ARA) مغولی است و خانم و بانو معنی میدهد ولی واژه ی آقا (AGA) ترکی است که به معنای برادر بزرگتر، ارباب، پيرتر، بزرگتر از نظر سني.
     نهایتا، نتیجه بر این میشود که به هر لحاظ پسندیده تر و مناسب تر خواهد بود که واژه ی "آقا" برای مردها استفاده شود، طوریکه همیش در محافل و مجالس برای مردها آقایون / آقایان خطاب میشود نه آغایون و همچنین چشم به روزیکه زن ها بیشتر در عرصه های زندگی و مجالس راه بیابند که برایشان بیشتر از زن از "آغا" استفاده شود و واژه ی آغایون یا آغایان به طور جمع برایشان خطاب و این به یک فرهنگ جدید مبدل و به باعزت داشتن شان کمک و یاری رساند.
    بخاطر احتراز از اتلاف وقت خواننده ی محترم و اجتناب از به حاشیه کشانیده مقاله، به این نوشته به همین قسمت نقطه ی فرجام میگذارم. نظریه ها و پیشنهادهای خواننده به اهمیت این مقاله میافزاید و باعث همیاری به نویسنده میشود.

باادارت
غلام رسول مبین
28 عقرب 1393 هـ.ش.
غور، شهر چغچران


منابع:
1.  آشنایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مهدی نظرپور

2.  ویکی پیدیا، دانشنامه ی آزاد

3.  لغت نامه دهخدا

4.  فرهنگ فارسی – دکتر محمد معین

5.  تاریخچه اقوام در افغانستان، نعمت الله شهرانی

6.  Www.google.com

7. www.wikipedia.org