X

آرشیف

من و نوشته های من! 

 

من و نوشته های استهلاکی من، مجبوریتهای من هست! 

درین نوشته های استهلاکی عمدتاً اصل و ضرورت ذیل محرک و انګیزهٔ آن هست: 

اګر بیني که نابینا و چاه است

اګر خاموش بنشینی ګناه است! 

حق و منطق آنرا باید با تمام وسایل عام کرد! 

تجربه نشان داده که در موارد عدید دیګران برای تناول ما، در بیشقاب ما غذای دلخواه خود را دقیق و حسابی  سرویس میدارند، و ما را به تناول آن وامیدارند! ما هم جانانه مصروف آنیم، میخوریم و به عاقبت کار در موارد زیادی متوجه نیستیم! 

بلی ما هم در موارد زیاد ناخود آګاه  به همان ساز و در همان چوکات حرکت داریم! 

ورنه چطور میشود که انترناسیونالست کارګری و پرولتری، یکشبه ، ناسیونالیست فاشیست وقومګرای   مضر و کشور برانداز میشود و به خیانت به مادر وطن مباهات دارد و به زبان می آورد: «یګانه راه تجزیهٔ مادر وطن است!». و یا برای فعلاً فدرالی و بعد تجزیه!  مګر این فدرالی و یا مرکز از صلاحیت مت و یا بعداً در چوکات قانون اساسی در یک میکانیزم توافق شده به انتخاب ملت میرود و نهایی میشود!؟ 

تصور خاینامه دارند که اګر در حاکمیت افغانستان برایم وزارت و حاکمیت نمی رسد، دریک توتهٔ قومی و زبانی اش خواهد رسید! 

چطور میشود که مسلمان از اخوت و برادری اسلامی به تعصب منحط قومی و زبانی  و قومی ګرایی سقوط میکند که از آن پیامبر بزرګوار اسلام  بیزار هست!؟ 

 

بلی اګر خواجه آصف مشهور ګفت که  بین ما و حاکمیت طالبان افغان در توافقات اخیر قطر ( ۲۰۲۵م.)  ضمایم سری   وجود دارد، ما ، بلی ما خورد و کلان ما در بدی این توافقات سری ،  مینویسیم و تبصره داریم  و  به آن مصروفیم! 

عوض بیني خود به پشت پشک میدویم! 

اګر ما را به جنګ قومی و زباني سوق دادند و کردند، و نیرو های خوب ما را درین استقامت مصرف کردند، ما  درین میان، هم خود میکاریم و هم درو و هم خرمن و هم فصل  برمیداریم و مصروف آنیم! 

عوض تمرکز بر برنامه و نسخهٔ نجات به یافتن ناجی و رهبر و پیشوا مصروفیم و در قرن جدید ما را به افکار تأریخ زده مصروف ساخته أند! 

عصر جدید عصر راه حل جدید نسخه و نحات هست ، تا تمرکز به رهبر و زعیم! و اګر یک مرتبه رهبر و زعیم شدیم، دیګر ماندن والا نیستیم و بعد از من پسر و نواسه هم باید رهبر باشد! 

و ما باید به آن مقام و قلهٔ زرق و برق برسیم و رهبر تولد شده و رهبر میمیریم! چرا؟ چون یک مرتبه ما را انتخاب و به این بام و منبر بالا کردند و در صورت پایین کردن، همه خانه و منبر  را باید خراب کرد! 

ما به اصل نسخه و برنامهٔ مشترک نجات باید برسیم و همه  ای افغانان ګذشته از تفاوت های سلیقوی و در موارد تفاوت برنامه های  بعدی، امروز به این تمرکز کنیم که راه  ملت سالاری و ایجاد حاکمیت مشروع متداول و راه خروج از بحران امروز کدام هست!  

ما باید به اصل یک شهروند و یک رأی و تداوم دوامدار  حاکمیت مشروع و حاکمیت قواعد و قانون مدون و مدرن، کار مشترک  کنیم تا از تلاش، جدو جهد خود نتیجه بګیریم! 

کار مشترک بر مشترکات ګذشتهٔ متفاوت ما را پاک نمی کند و این به معنای خیانت به ارزشهای خود و ګذشتن أز آن و تنازل از افکار خوب ما نیست! 

کار مشترک به معنای متمدن ساختن زندګی سیاسی و رفتن به ملت، جهت مشروعیت دادن روایت و نسخهٔ خود هست و این فرصت را حرکت طالبان نیز باید داشته باشند! 

من طالب وزیر داخله باید وسیله و اجرای کنندهٔ ملت سالاری و میکانیزم های داده شده از جانب حاکمیت مشروع را دقیقاً اجرا کنم، ولی نظر، موقف، طرح و نسخهٔ خود را برای نجات هم دارم که برای آن به صورت دوامدار استلال دارم، تا ملت له مشروعیت آن صحه بګذارد و اګر این بار شد، در ۴  و یاپنج سال بعد، چنین فرصت را داشته باشم! 

لذا با نظارت و خواندن و آګاهی دست داشته مینویسم و قصد ادای رسالت دارم و در پهلوی دو قاموس ( قاموس بزرګ نامها به پنج زبان و توسعهٔ قاموس پنج زبانه به انکشاف عربی و انګلیسی آن، مجبورم روزانه نوشته های استهلاکی داشته، تا نشود به کج راه و بد راه نرویم و رنج و آلام ملت مجاهد و شهید پرور افغان طولانی نه شود! 

اګر درین راه دست به دست صادقانه بدهیم و تعاون کنیم، باور دارم، به توکل الله متعال، نتایج خوب و ملموسی داشته میتوانیم! 

اګر به همین منوال یکه تازی و جستجوی رهبر و زعیم و اعتماد استخبارات دیګران مصروف باشند، کار ما زار و تراژیدی ادامه خواهد داشت! 

انتخاب باز هست! 

اقدام و فرصت عملی تا هنوز وجود دارد! 

نوشته های استهلاکی  و روز مرهٔ من در همین چوکات و در همین دایر میچرخند و امید ایجاد یک چتر وسیع ملی را راه حل میبینم! 

درین راه قدمهای برداشته شده و ضرورت به هماهنګی بیشتر کار  هست!

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب