X

آرشیف

ابرهای نازک
من، تن رها می‌کنم بر دست باد ، به روی آب
من آزاد می‌شوم چون خوشه های گندم بر مزرعه ای رو به آفتاب
من می‌رقصم به یاد لطافت نرم نرمتر از من
من می‌تپم برای لمس تن لطیف دیگر
من زنم
اما هنوز
میان تن مرد و عطر زن
چون لاله های خوشبوی سرخ نگرانم
من در عجبم
می‌اندیشم به بودن خویشتن، به ژرف هیاهوی خواستهایم
من هنوز همچون شفقی در میان ابرهای نازک سرگردانم…
شهلا لطیفی
فبروری ۲۰۲۳(میلادی)
X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب