X

آرشیف

مـــــــــــــــــــــادر

خانه تاریک شد از دوری رویت مادر 
رشته ای جان من است بسته به مویت مادر 

زنده بودی که مرا بود جهان جای نشاط 
شاد بودم بخدا ، اینکه به بویت مادر 

سبز و شاداب بودی با تو مرا باغ حیات 
می رسید آب صفا تاکه ز جویت مادر 

بسته بر لوح دلم مهر تو تا خانه ی خاکی 
کس به خویت نرسد خوی نیکویت مادر 

قدح عیش مرا بی تو به کف خالی ماند 
دست خالی نتوان رفت به سویت مادر 

ماند در غربتم و بسته مرا بال و پری 
کی توانم بیایم سر کویت مادر 

پروریدی تو به صد ناز مرا همچو ثنا 
تا زمانیکه رسید جان به گلویت مادر 

محمد اسحاق ثتا 
ونکوور کانادا 
یکشنبه ۱۰/۰۵/۲۰۱۵

 

X

به اشتراک بگذارید

Share

نظر تانرا بنویسد

کامنت

نوشتن دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

مطالب مرتبط

پیوند با کانال جام غور در یوتوب