آرشیف
مشکلات ما در کجاو حل در کجاست?!
دوکتور صلاح الدین سعیدی
اول باید مشکل و معضل را شناخت و این شناخت را در روشنی حالات واوضاع جدید با عوامل اصلی و فرعی، حالت توانایی مریض و معضل و سطح انکشاف مرض و توانایی های عینی جسم را شناخت، تشخیص کرد و بعد به تداوی مرض و یا خروج از بحران پرداخت!
یعنی اول آسیب شناسی ضرورت جدی هست! باید شناخت که کدام ګره قابل باز شدن را حالا باید به دندان باز کرد و به شیر ریخته شده با ګریه و ناله وقت را ضایع نه کرد!
در بررسی حالت و ګذشته، نباید به نحوی معقول پیوند سازنده نګه داشت و ګذشته را خوب به خاطر داشت، ولی نه برای انتقام، نه بخاطر کینه توزی و نه بخاطر بهانه ګیری! ما بر امروز و خروج از بحران و راه خروج تمرکز داریم و به حل می رویم که درآن برعلاوهٔ دیکر از تجارب مثبت و منفی ګذشته استفاده جویم! هست مواردیکه ما به حل میرویم و به حل میاندیشیم و مغرض کوته فکر، بخاطر سهم بارز موجودش در بحران، ما را به بحث دیروز و پریروز میبرد! ویا در تخلف، جرم و جنایت خودش ، خود را به کوچه ای ګویا حسن چپ میزند و عوض حق جویی بخاطر تلاش بخاطر ساکت ساختن من از شاخچه ای به شاخچه میپرد و طعن بی مورد وارد میکند و ګمان دارد که ما چیزی برای ګفتن نداریم و معلومات با ما نیست که در حق طعن کنندهٔ بی مورد وارد میکند! به این ترتیب از اجرای ادب صورت ګرفته پشیمان میشویم!
همچو افکار و مغزهای ککرک و زنګ زده، عوض رفتن بر بحث بر اصل موضوغ و ارایه منطق به اصل موضوع به قضایای غیر مرتبط میروند و خود را خورد میکنند! در موارد هم مشکل را چاپلوسک های ګرد و پیش ، بدتر میسازند!
اګر توان شهامت شنیدن حق و منطق آنرا دارند، هست مواردیکه با تمرکز به لقب و ټایټل مشروع و نامشروع خود، با مطالبه و توقع پروتوکل دولتی دیروز که سخن مرکزی اش فهمیدن زبان انګلیسی و روابط پشت برده بود، به راههای حل تمرکز میکنند که نه حل هست و نه درست! ما به راه حل تمرکز میخواهیم که در حد اقل مدت زماني، حد اقل ممکن مصارف، حد اقل ساختن قربانی و دقت تام در حد اقل ساختن تأثیرات منفی و جانبی ممکن
یک مشکل و مرض تداوی و تداوی سبب ایجاد مشکل و تکلیف دیګری، نه ګردد.
امنیت در یک جامعه کی، امنیت واقعی کدام و چګونه قابل دسترس هست؟
امنیت ایکه!؟ در چوکات قوانین تعریف شده مکلف به تطبیق ان چوکات و قانون، جانب حاکم و جانب شهروند و رعیت نه ګردد و شهروند از قبل به شکل مدون حقوق و وجایب خود را در چوکات قانون و قاعدهٔ از قبل مشروع تعین شده نداند، نه امنیت تأمین هست و نه اطمینان و نه قانونیت و نه هم قابل قبول هست! باید از خود سوال کرد، امنیت ظاهری و نفیه سایر حقوق سیاسی و مدنی قابل قبول هست!؟ امنیت در باغ وحش و زندان، امنیت هست؟
صرف مصارف ګزاف و بی جا، مصرف بیش از حد نیرو و تلاش نه تنها که مشکل را حل نمی کند، بلکی در دراز مدت سخت مشکل ساز هم هست و ما این را در ده سال حضور روسها و امریکایان در افغانستان ملموس دیدیم! این حالت موجب جوانب منفی جانبی و حتی قرار تجارب ما در افغانستان موجب تراژیدی با ابعاد متعدد مستقیم و جانبی نیز میشود و شده هست!
درین میان مهم هست و دیدیم که افغان تطمیع شده میتواند، اما فروخته شدنش کم و یا در موارد قرار تجارب ملموس، منتفی هست! افغان در نهایت امر اشغال را نمی پذیرد و کود های غیر قابل عبور اخلاقی خود را عمدتاً نیز دارد!
عدم درک و عدم شناخت درست عاقبت استعمار در افغانستان، عدم شناخت نتایج در خطر قرار ګرفتن، قضایای و ارزشهای اعتقادی ما و تنها در حل مسایل افغانی تکیه بر پول و باور مطلق که هر افغان را میتوان خرید و تکیه بر حل نظامی خارجی، حل و تکیه بر حاکمیت ها و ارزش های پراشوتی، موجب وقوع شکنجه ګاه های ابوغریب و جنایات مشابه در باګرام ، دشت لیلی و پولیګون ها در سایر نقاط کشور ما و جهان میشود و شده هست!
عدم درک عمیق تنازل در مسایل دینی و مغالطهٔ این فهم ، با تعامل سیاسی، عام کردن این فهم غلط از قضایا در مسایل دینی، اعتقادی و عدم درک تفاوت آن با مذاکرهٔ سیاسی، عدم درک تفاوت مناظرهٔ دینی، تا مذاکرهٔ سیاسی و عدم درک تفاوت حاکمیت دیفکتو و حاکمیت مشروع متداول، عدم شناخت مقام جامعه و مردم در ایجاد حاکمیت مشروع و مغالطه کردن آن با حاکمیت های چندین قرن قبل سخت کشنده و غیر قابل قبول هست! عوض مراجعه به ملت مسلمان و مجاهد در چوکات ارزشهای آنها و بکار ګیری به اصطلاح تدابر مانند خانهٔ أمن برای زمان به ټن شکا تجربه شده ای آن در جمهوریت و ….راه حل نبوده و خود مشکل ساز هست!
حل این مسایل فهم و برخورد انفرادی، و مسلکی و در موارد این پروسه ایجاب کار مسلکی دسته جمعی دارد و حاکم وقت حتمی نیست جامع الکمالات باشد!
سپردن کار به مسلکی اش و این سپردن أمانت وجیبهٔ ای اسلامی هست!
انکشاف قضایا را بدون درک و فهم تمامی این جوانب، به شمول توانایی های عینی خود، به شمول توانایی های متخصصین متعهد، بدون شناخت درست از قوانین مدون مشروع منافع وطن و مردم، قانون ، حالات را به بحران ووقوع تراژیدی ها میکشاند که طعم زهرناک آنرا در بیشتر از ۴ دهه با تمام زهری بودن آن چشیدیم و می چشیم! بعد از آمادګی لازم و ضروری، رفتن به انتخابات سراسری و مراجعه در چوکات قانون و تدابیر در چوکات قانون مغالطه حل با ایجاد معضل جدید و یا مزمن ساختن آن هست! این همه تدابیر را مانند تلاش برای تحقق و ابجاد سکولاریزم مغالطه کردن قابل قبول نیست!!! و این تلاشها ناکام اند! این تلاشها را با آسان سازی، در موارد با سیکولاریزم مغالطه کردن مطالب و جوانب أند که ایجاب بحث انفرادی و دقت مسلکی بیشتر ضرورت دارد!
تداوی با شوکه ( بر خورد افراطی) و تداوی با مساعدت به فعال سازی سیستم های دفاعی خود جسم دو روش متفاوت اند. یافتن راه معقول باز هم ایجاب بحث و تمرکز انفرادی را با در نظر داشت حالات را دارد!
ترزیق واکسین درد و…حیوانات برای انسان، درد را تسکین خواهد داد ولی ګرده و جګر و …را تباه و نابود میدارد! ( معمولاً تداوي ها در پاکستان و از پاکستان، باوجود عوامل دیګر از همین قبیل اند!)…..
متآسفانه، ما در یافتن راه و یا راههای حل واقعی اول متوجه ایم که کي ګفته و بعد برچه ګفته میرویم! زهر و لجاجت پیشداوری قومی و زبانی و سمتی را نیز در ما بنابر عوامل و تجارب بد خود ما و یا جهالت تقویت کرده أند!
در قضاوت قبل از منطق سخن، اول منفعت شخصی خود را ترجیح داده و در موارد کوته اندیشیم!
با خود باید روشن ساخت که موقف اسلام، مسلمان، انترناسیونالست کارګری!؟، متعصب منحط قومی و زبانی و فاشیست ، مریض و در موارد زیاد معذور درین خصوص چیست و با قضاوت ما خود در کدام کتګوری فوق خود را قرار میدهیم. درین خصوص جواب در صورت قاضی ساختن وجدان سایم و فهم مسلکی نتیجه ګیری روشن هست و خواهیم دانست، ما خود از کدام قماشیم؟
موارد تاسف بار وجود دارد که ما در چه ګفتن، عوض منطق سخن و عوض منطق سخن به القاب اکادمیک نیز تمرکز داریم!
باید و باید عدالت در هر حال باید اولویت باشد!
بی عدالتی سطح و مقام خود شخص را تنزیل میدهد!
کسب شهرت و مقام کار طولانی ولی از دست دادن آن آسان هست!
نشر یکجانبهٔ طعن در مورد کس و عدم فرصت دادن دفاع به جانب دیګر، خلاف نورمهای قبول شده ای ژورنالیزم و خلاف اخلاق و خورد کنندهٔ مجری چنین روش هست!
خود را أزاد اندیش، عادل، با انصاف، عقل کل، … میدانیم و در موارد خود به این روش ها متوصل ( متوسل) و یا هم به آن کف میزنیم و یا حد اقل ساکتیم! اګر این و یا ارزشهای مشابه به ما بر میخورند، عدالت و انصاف ما ختم میشود! خوش داریم عملاً همان کاکهٔ کوچه ای ما: «حق بګو به طرف من!» ، را عملاً اجرا میداریم و به عمل کرد آن خوش ایم! انصاف را بی شرمانه پشت سرګذاشته و بی عدالتی را پیشه کرده و به خود هم نمی آوریم!
تکراری ولی احسن هست که کسی بخاطر ګل روی مردم افغانستان چه روسها و چه امریکایی ها، به افغانستان نه آمده بودند! در سیاست منافع و مصالح ، اساس هست و در خواستن و نه خواستن، توانستن و نه توانستن نیز بس مهم میباشد! استکبار و غرور درین خصوص به روی خوردن های هلاکتبار را با خود دارد! درین خصوص از صلاحیت های کوچک خود سوء استفاده میداریم! این و دهها مسأله و نسخهٔ نادرست اجرا کرده و از موضع حق یا معذور ایم و هست موارد که مزدور أند!
تشخیص درست، آسیب شناسی درست و در نظرداشت تجارب نیک بشری و تطبیق آن بر شرايط و امکانات خود و عدم تخطی از موارد غیر قابل تخطی را باید با امانت داری تشخیص کرد و حقوق خود و دیګران را با حکم ایمان، وجدان و عدالت عملی کرد! به این ترتیب خود را اخسران دنیا و آخرت محفوظ ساخت و از صلاحیت ها و امکانات محدود با تخطی سوء استفاده نه کرد!
مشکل و معضل را باید با فهم و دانش لازم به صورت عینی شناخت و آنچه را بصورت ناروا در بیشقاب ما ګذاشتند، نوش جان نه کرد! اول تشخیص درست و بعد قضاوت درست و بعد به تداوی و خروج از معضل رفت!
درین فرصت کوتاه بشری، انتخاب با ماست!
الهی ما را هدایت نیکی کن!
نمی دانند چه میکنند!؟
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب أبد الدهر بماند!
و ما علینا الا البلاغ
داکتر صلاح الدین سعیدی
۲۰/۰۷/۲۰۲۲۵
۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸
نوشتن دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مطالب مرتبط
پر بیننده ترین مقالات
مجلات و کتب
صفجه جام غور در فیس بوک
Problem displaying Facebook posts.
Type: OAuthException
گزارشات و مصاحبه ها
-
قاری رحمت الله بنیان گزار گروه داعش و سرکرده گروه طالبان ولایت غورطی یک عملیات نیروهای امنیتی افغان در ولایت فاریاب کشته شد
-
کارگاه سه روزه آموزش حقوق بشر و حقوق بشردوستانه برای نیروهای امنیتی و دفاعی در ولایت غور
-
گرامیداشت شانزدهمین سالروز تأسیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت غور
-
امضاء تفاهمنامه نشر برنامه های حقوق بشری با چهار رادیو در ولایت غور